 تو هم برسد»

 باید توجه نمود که در صورت طلب دعا از كسي ديگر ممکن است فرد دچار خود پسندي و غرور شود و فكر كند كه او اهل اجابت است. همچنين كسي كه از ديگران مي خواهد برايش دعا كنند ممكن است با اعتماد بر آنها خودش دعا نكند. كه امري جالب نيست. 

نصيحت من به برادرانم اين است كه خودشان دعا كنند چون دعا عبادت است و دعا قلب را اصلاح مي كند؛ چون در دعا انسان به خدا پناه مي برد و به اودست نيازمندي دراز مي كند و احساس مي كند كه خداوند مي تواند با لطف خويش او را ياري نمايد.

 الشيخ ابن عثيمين- كتاب الدعوة(5)، (2/145، 146) 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم(2732،2733).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1630.xml">فصل اول: درمان و دارو</a><a class="folder" href="w:html:1666.xml">فصل دوم: دَم و تعويذ</a><a class="folder" href="w:html:1706.xml">فصل سوم: سحر </a></body></html>[132] آيا حكمراني بر مبناي قوانين بشري از كفر اكبر به شمار مي‌رود؟

ج: پاسخ اين سؤال را مفتي سابق كشور سعودي؛ شيخ محمدبن ابراهيم آل شيخ داده است، وي در جواب مي‌گويد: از انواع كفر اكبر يكي اين است كه قوانين لعنت شده را جايگزين قوانيني كنند كه روح الامين بر قلب محمد صلی الله علیه وسلم نازل كرده است تا از بيم دهندگان باشد و آن به زبان عربي آشكار است تا در ميان مردم مطابق آن حكمروايي كنند و در هنگام اختلاف و درگيري و دشمني به آن مراجعه نمايند؛ چرا كه الله تعالي مي‌فرمايد:‌ « فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً »

(و هر گاه در چيزي اختلاف كرديد، آن را به الله و رسول باز گردانيد؛ اگر به الله و روز آخرت ايمان داريد،اين براي شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكوتر است). «نساء/59»

الله تعالي داشتن ايمان را از كساني كه پيامبر را در اختلافات خود حَكَم و داور قرار نمي‌دهند با تأكيد و تكرار ادات نفي و قسم، نفي مي‌كند و مي‌فرمايد:« فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (٦٥)»

(به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر زماني كه در اختلافات خود، تو را داور و حكم قرار دهند؛ و سپس از داوري تو، در  دل خود احساس ناراحتي نكنند؛ و كاملاً تسليم باشند). «نساء/65»

الله تعالي تنها به داور قرار دادن پيامير بسنده نكرده است تا زماني كه از داوري پيامبر هيچ گونه احساس ناراحتي در دل نداشته باشند و مي‌فرمايد:« ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ » (سپس از داوري خود در دل احساس ناراحتي نكنند).  واژه‌ي «حرج» كه در آيه آمده است به معناي احساس دل تنگي و ناراحتي است. بايد آنان دلي بزرگ و سالم از اضطراب و پريشاني داشته باشند.

  الله تعالي به اين دو مسئله بسنده مي‌كند، تا زماني كه كاملاً تسليم شوند. و زماني تسليم مي شوند كه بطور كامل فرمان بردار دستور و داوري پيامبر باشند به گونه‌اي كه از هر نوع وابستگي به آن چيز دل بشويند و به طور كامل تسليم حكم حق شوند. لذا اين مسئله را با مصدر تأكيدي «تسليماً» مورد تأكيد قرار مي‌دهند تا بيانگر اين حقيقت باشد كه تنها تسليم ظاهري كافي نيست؛ بلكه بايد به صورت مطلق تسليم شوند.

تا آن جا كه‌ شيخ محمد بن ابراهيم (رَحِمَهُ اللَّهُ) در ادامه مي‌گويد: الله تعالي مي‌فرمايد« وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ » 

(وهركس به آنچه الله نازل كرده‌ است حكم نكند كافر است). «مائده/44»

مي‌فرمايد:‌» وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

 (هركس به آنچه الله نازل كرده است حكم نكند ظالم است).«مائده/45»

و مي‌فرمايد:‌» وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ »

(و هركس به آنچه الله نازل كرده‌ است حكم نكند فاسق است).«مائده/47»

ببينيد الله تعالي به چه صورت، و پياپي كساني را كه به غير آنچه الله نازل كرده است حكم مي‌كنند؛ كافر ظالم و فاسق ثبت كرده است،غير ممكن است كه الله تعالي حكم كننده‌ي به غير آنچه الله نازل كرده است را كافر بنامد؛ در حالي كه كافر نباشد، بدون ترديد يا به صورت عمل يا به صورت اعتقادي مطلقاً كافر است.

طاوس و ديگران از ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا در تفسير اين آيه مطالبي روايت كرده‌اند كه بيانگر كفر كسي است كه به غير آنچه الله نازل كرده‌ است حكم كند. اين كفر يا كفر اعتقادي است كه فرد را از دين خارج مي‌گرداند و يا كفر عملي است كه فرد را از دين خارج نمي‌گرداند.[1]

نوع اول: كفر اعتقادي است كه انواعي دارد:

اول: حاكم برتري و شايستگي حكومت بر مبناي دستورات الله و پيامبر صلی الله علیه وسلم را انكار كند وقوانين ديگر را برتربداند. اين است معناي آنچه كه از ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا روايت كرده‌‌اند و ابن جرير(رَحِمَهُ اللَّهُ)  آن را اختيار نموده است كه  حاكم احكام شرعي را كه الله تعالي نازل كرده است، انكار كند؛ در اين نوع، بين علما اختلافي نيست، چرا كه طبق اصول مورد اتفاق بين علما هر كس يكي از اصول دين يا يكي از فروع مورد اتفاق و يا يك حرف از مسايل قطعي دين را  كه پيامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، انكار كند، كافر مي گردد و از دين خارج مي‌شود.

دوم: حاكمي كه مطابق با قوانين الله و رسول (قرآن و سنت) حكومت ‌ نمي‌كند؛ امّا حقانيت قرآن و سنت را هم انكار نمي‌كند، در عين حال معتقد است كه قوانين غير اسلامي بهتر، كامل‌تر و فراگيرتر است، يا بصورت مطلق و يا  نسبت به حوادث جديد كه با تحولات زمان و تغيير اوضاع پديد مي‌آيد. ترديدي نيست كه اين نيز كفر است چرا كه دستورات و قوانين بشري را كه ساخته و پرداخته‌ي اذهان و افكار بشر است، بر دين و قوانين الله حكيم و حميد ترجيح داده است.

در حقيقت احكام و قوانين الله و رسول  صلی الله علیه وسلم با اختلاف زمان و تغيير اوضاع و حوادث؛ تغيير نمي‌كند، چون هيچ قضيه و ماجرايي – هر چه باشد- نيست مگر اين كه حكم آن در قرآن و سنت بصورت نصي واضح و آشكار يا بصورت استنباط و يا ... وجود دارد، حال برخي آن را مي‌فهمند و برخي ديگر نمي‌فهمند.

شايان ذكر است معناي اين مطلب كه علما گفته‌اند؛ فتوا با تغيير وضعيت تغيير مي‌كند آن‌طور نيست كه برخي از افرادي كه بهره ا‌ي اندك از علم دارند و يا شناخت و درك درستي از احكام دين و اسباب و حكمت‌هاي آن ندارند و تصور مي‌كنند كه تغيير فتوا بر اساس خواسته‌هاي شهواني، حيواني و اهداف مادي و تخيلات انحرافي قابل تغيير است، لذا مشاهده مي‌شود كه سرسختانه از موضع خود دفاع مي‌كنند و نصوص (قرآن وسنت) را تا بتوانند تابع  نظريات خويش قرار مي‌دهند و به همين هدف است كه معناي آيات و احادي