َيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (34)» [لقمان] «آگاهی از فرارسیدن قیامت ویژهء خداست، و او است که باران را می باراند، و مطلع است از آنچه در رحمهای(مادران) است، و هیچکسی نمی داند فردا چه چیز به دست می آورد، و هیچکسی نمی داند که در کدام سرزمینی میمیرد. قطعاً خدا آگاه و باخبر است. »

 اين آيه بيانگر اين مطلب است كه خداوند به آنچه در شكم مادران است آگاه است.

بين من و يكي از دوستانم در مورد مفهوم اين آيه بحثی در گرفت. او به من گفت: علم جديد و پزشكان به شناخت جنين و آنچه در رحم زن است دست يافته اند و مي دانند كه جنين پسر است يا دختر، پزشكان با كمك دستگاه از اين امر مطلع مي شوند به او گفتم: خداوند متعال مي گويد: « وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ » « و مطلع است از آنچه در رحمهای(مادران) است» آيا معني آيه اين است كه علم، نمي تواند آنچه را كه در رحم است كشف كند؟ يا آيه تفسيري ديگر دارد؟ 

ج: در احاديث صحيح ثابت است كه كليد هاي غيب پنج تا هستند که جز خدا كسي آن را نمي داند، آن پنج مورد در آيه مذكور ذكر شده اند، از آن جمله حدیثی كه بخاري از عبدالله بن عمر رضي الله عنها روايت مي كند كه پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « مَفَاتِيحُ الْغَيْبِ خَمْسٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ » «كليد هاي غيب پنج تا هستند كه كسي جز خدا آن را نمي داند:« إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» [لقمان-34] 

«آگاهی از فرارسیدن قیامت ویژهء خداست، و او است که باران را می باراند، و مطلع است از آنچه در رحمهای(مادران) است، و هیچکسی نمی داند فردا چه چیز به دست می آورد، و هیچکسی نمی داند که در کدام سرزمینی میمیرد. قطعاً خدا آگاه و باخبر است. »

 معني آيه اين است كه خداوند علم زمان فرا رسيدن قيامت را پنهان نگه داشته و آن را فقط هنگام فرا رسیدن قيامت آشكار مي كند، و هيچ پيامبر و فرشته اي از زمان وقوع قیامت آگاه نيست، و خداوند نشانه هاي آن را بيان كرده است. نزول باران و زمان آن را جز خدا كسي نمي داند، اما كارشناسان هوا شناسي زمان بارش باران رابه صورت تقريبي با آمدن نشانه هاي آن تخمين مي زنند. همچنين آگاهي از آنچه در رحم است، كيفيت آفرينش و عدم رشد و بقا و تمام مدت آن، زنده ماندن و مردن و سلامتي و ناقص شدن آن را فقط خدا مي داند. قبل از قرار گرفتن جنين در رحم، خداوند آينده آن را مي داند، اما انسانها به وسيله اسبابي كه خداوند در اختيارشان قرار داده به پسر يا دختر بودن، سالم يا ناقص بودن آن پي مي برند، اما بدون استفاده از اسباب نمي توانند به چنين علم و دانشي دست يابند، آگاهي آنها شامل همه آنچه در رحم مي گذرد نيست بلكه بعد از آن كه خداوند به فرشته دستور مي دهد كه جنين را تصويرگري نمايد، اطلاعاتي اجمالي با احتمال خطا بوسيله اسباب در مورد آن به دست مي آورند.

 مورد سوم: اين كه انساناز فرداي خود خبر ندارد و نمي داند كه چه مي كند و چه چيزي در انتظارش است بلكه فقط الله تعالي از آينده ي آدميبا خبر است.حال ممكن است انسان ها به طور اجمالي اميد سود يا ضرري را داشته باشند كه اين اميد آنها را بهتلاش و تکاپو وا دارد و یا از ترس ضررهای احتمالی از برخی کارها دست بکشند،همه اين اقدامات بر اساسنشانه ها و شرايطي استكه آن را مد نظر دارند و اينعلم ناميده نمي شود. همچنين كسي نمي داند كه در كجا مي ميرد، فقط خداوند تفاصيل اين قضيه را مي داند، چون خداوند از كمال علم و آگاهي برخوردار است و بر همه امور احاطه دارد. خلاصه اينكه علم خداوند از خود اوست و از كسي يا چيزي ديگر آن را به دست نمي آورد، علم و آگاهي خدا منوط به اسباب و تجربه نيست، بلكه خداوند آنچه را شده و آنچه را كه مي شود مي داند، هيچ ابهامي در علم الهي نيست، بلكه علم الهي همه كائنات را به صورت تفصيلي در بر مي گيرد.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتاءمن

 كتاب (الفتاوي المتعلقة بالطب...)،ص(288،291)[34] پزشكان و وفات بيماران در عمل جراحي

س1: در مورد پزشكاني كه عمل جراحي انجام مي دهند... اگر مريضي تحت عمل جراحي بميرد، آيا گناهي بر پژشکان نيست؟ آيا كفّاره بر آنها لازم مي شود؟ 

ج1- اگر به سبب كوتاهيِ پزشك، بيمار بميرد يا پزشك در عمل جراحي مهارت نداشته نباشد و در نتيجه مريض وفات كند، پزشك مسؤل است، كفاره بر او لازم مي شود، و ديهء قتل خطا بر عاقله ی پزشک (يعني خويشاوندان پدري) او واجب مي گردد. اما اگر پزشك عمل جراحي را خوب بلد باشد و كوتاهي ای هم صورت نگيرد، و وضعيت مريض به گونه اي باشد كه احتمال مردنش مي رود، بر پزشك مسؤليت و گناه و ضمانت و كفاره اي نيست. 

س2: اگر كوتاهي از سوي پزشك باشد، و پزشك دستيار هايي داشته باشد آيا همه بايد كفاره بدهند؟ 

ج2- اگر مريض، به سبب كوتاهي و اهمال پزشك جراح و دستيارانش بميرد همه مسؤلند، و در ضمان و كفاره مشتركند.

 الشيخ الفوزان- فتاوي الشيخ صالح الفوزان

(1/378)جمع: حمود المطر، و عبد الكريم المقرن [35] حكم بيمه درماني 

س: بعضي از مؤسسات و شركت هاي بومي و محلي كارمندان و خانواده هايشان را بيمه مي كنند، و با بيمارستان هاي منطقه اي و فرا منطقه اي قرارداد مي بندند به اين صورت: 

1- مؤسسه هر ماه براي هر فردي از كارمندان خود مبلغ 100 ريال به بيمارستان مي پردازد، و به تعداد مراجعهء فرد برای مداوا به بيمارستان كاري ندارد.

2- بيمارستان متعهد است كه افراد بيمه شده را معالجه نموده و داروهاي لازم را به آنها بدهد و اگر لازم باشد كه جراحي شوند اين كار را هم انجام دهد. 

 بديهي است كه در بعضي از ماهها بيمارستان براي معالجه يك نفر بيش از صد ريال هزينه مي كند، به خصوص اگر فرد تحت عمل جراحي و امثال آن قرار بگيرد، گاهي فرد اصلاً به بيمارستان نمي آيد چون نيازي پيدا نمي كند از اين رو از صد ريالي كه مؤسسه به بيمارستان مي پردازد چيزي اصلاً خرج نمي شود يا مقدار اندكي از آن خرج مي شود. سؤال اين است: آيا اين بيمه درماني از نظر شرعي جايز است؟ يا از عوامفريبي شركتهاي بيمه است؟ 

دوم اينكه: آيا مي توان اين را از باب جعاله قرار داد كه شرعاً جايز است، چنان كه بعضي از محققان در مجله البحوث الفقهيه المعاصره شماره 31 گفته اند: 

سوم: صورت جايز بيمه درماني چيست؟ 

ج: آنچه در سوال ذكر شده از نوع بيمه تجاري است كه حرام مي باشد؛ زيرا جزئيات آن نامعلوم است (اصل جهالت)، اين كار عوامفريبي است و حيف و ميل اموال مردم است. 

بيمه تعاوني جايز، به اين صورت است كه صندوقي تشكيل شود و كمك هاي مردمي و خيرين، از طريق اين صندوق صرف ن