فرقه ها و گروههای متفاوت و گوناگونی هستیم».

یعنی همانند انسانها گروههای مختلف و متفاوتی دارند، پس کافرانشان به اجماع به دوزخ می روند، و جن های مؤمن همانند انسانهای مؤمن به بهشت خواهند رفت.

خداوند متعال می فرماید: « وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (46) فَبِأَيِّ آَلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (47)» [الرحمان] و همان طور که ستم کردن انسانها بر یکدیگر حرام است ستم کردن جن و انس بر همدیگر نیز حرام است» چون خداوند متعال در حدیث قدسی می فرماید: «»«ای بندگانم من ظلم را بر خودم حرام کرده ام، و آن را میان شما حرام گردانیدم، پس بر یگدیگر ظلم نکنید»[1]مسلم.

با وجود این جن ها گاهی بر انسانها ظلم تعدّی می نمایند، همان طور که انسانها گاهی بر یکدیگر ظلم و تعدی می کنند.از جمله تعدی انسانها بر جن ها این است که انسان با استخوان یا پس افکنده ی حیوانی استنجاء نماید، (زیرا پیامبر انسانها را از این کار نهی نموده) در صحیح مسلم از ابن مسعودt روایت است که جن ها از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم توشه و غذا خواستند، ایشان فرمود:«هر استخوانی که اسم خدا بر آن برده شده چون به دست شما جنها بیفتدپر از گوشت می شود و هر سرگین حیوانی علف چهارپایانتان است»

پیامبر فرمود: با این دو چیز استنجا نکنید، اینها خوراک برادران شما جنها هستند»[2] از جمله تعدی جن ها بر انسانها این است که با وسوسه انداختن در دلهای انسانها برآنان مسلّط می شوند، بنابراین خداوند متعال می فرماید:که از وسوسه ی جن ها به خدا پناه برید و می فرماید:«بگو پناه می برم به پروردگار مردم. پادشاه مردم. معبود مردم.از شرّ وسوسه گری که واپس می رود. وسوسه گری است که در سینه ها به مردمان وسوسه می پردازد. (در سینه های مردمانی )از جن ها و انسانها».

پس ابتدا جن ها را ذکر نمود چون وسوسه آنها بزرگتر است و به صورت پنهانی به انسانها سرایت می کند. اگر شما بپرسید که چگونه جن ها به سینه ها و دلهای مردم دسترسی می یابند و در آن وسوسه می نمایند؟ در پاسخ این پرسش، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلممی فرماید:«شیطان در وجود انسان مانند خون جریان می یابد، و ترسیدم که در دلهای شما شر و بدی بیفکند یا چیزی[3] در دلتان القا کند» و این را خطاب به دو نفر از انصار فرمود: و در روایتی دیگر آمده است: «به هر جای بدن انسان که خون می رسد شیطان هم به آن جا می رسد»[4]و از جمله تجاوزهای جن ها بر انسان ها این است که انسانها را می ترسانند و در دلهایشان وحشت و هراس می اندازند، به خصوص وقتی که انسانها به جنها پناه می برند، الله تعالی می فرماید: «وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (6)» [الجن] «کسانی از انسانها به کسانی از جن ها پناه می آورند، و بدین وسیله بر گمراهی و سرکشی ایشان می افزودند».

از جمله تجاوزهای جن بر انسان این است که انسان را بیهوش می کند و بر زمین می اندازد، و گاهی او را در چاه می اندازد یا در آبی غرق می کند یا در آتشی می اندازد که بسوزد، الله تعالی ربا خواران را به کسی تشبیه داده که براثر اصابت جن سرگردان و گیج است، الله تعالی می فرماید: «لَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ» [البقرة-275] «کسانی که ربا می خورند بر نمی خیزند مگر همچون کسی که شیطان او را سخت دچار دیوانگی سازد». 

یعنی وقتی روز قیامت از قبرهایشان بلند می شوند اینگونه هستند. ابن جریر می گوید: او کسی است که شیطان او را دیوانه و بیهوش می کند.[5]و ابن کثیر می گوید: اینها در حالی از قبرها بلند می شوند که فرد بیهوش و صرع زده در حالت صرع بلند می شود[6]

 و بغوی می گوید: (یتخبطه الشیطان) یعنی او را بیهوش می کند، یعنی ربا خوار روز قیامت مانند مصروع از قبر بلند کرده می شود[7]امام احمد در مسند خود از یعلی بن مرةرضی الله عنه روایت می کند که زنی پشرش را نزد پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم آورد که نوعی جنون بهآن دست داده بود، آنگاه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بیرون برو ای دشمن خدا! من رسول خدا هستم»، می گوید: آنگاه کودکبهبود یافت، و مادرش دو تا قوچ و مقداری قروط و روغن به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم هدیه داد، پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم قروط ها و روغن و یکی از قوچ ها گرفت و قوچ دیگر را به او پس داد.[8]راویان این حدیث ثقه هستند، این حدیث از طرق زیادی رو ایت شده است که در مورد طرق آن ابن کثیر در البدایه و النهایه[9]می گوید: این طرق متعدد، «جَیَّد»هستند که مفید غالب گمان یا یقین می باشند که یعلی بن مرة در مجموع این داستان را بیان کرده است. محدثین در مجموع اطمینان دارند که این روایت حجّت دارد.

امام ابن قیّم رحمة الله شاگرد شیخ الاسلام ابن تیمیه در کتابش زاد المعاد 4/66 می گوید: بیماری بیهوشی به دو نوع است: بیهوشیکه به سبب ارواح پلید زمینی است، و بیهوشی است که سبب آن اخلاط خراب و زشت می باشد که پریشانی فکری و روانی را به دنبال دارد، در مورد سبب بیهوشیِ نوع دوم و علاج آن پزشکان و اطبّا سخن می گویند و بحث می کنند، اما بیهوشی ایکه سبب آن ارواح هستند. بزرگان و عقلای اطبّا و پزشکان به آن اعتراف می کنند و آن را رد نمی نمایند....اما اطبای جاهل و فرومایه و آنهایی که بی دینی را فضیلت می شمارند اینها صرع و بیهوشی ارواح را منکرند و قبول ندارند که در بدن افراد تأثیر می گذارد، و دلیلی جز جهالت ندارند؛ چون در علم طبّ چیزی نیست که این موضوع را انکار کند، وقایع و جریانات و امور محسوس شاهد این موضوع می باشند، کسی که از عقل و فکر خود استفاده کند و این ارواح و تأثیرات آن را بداند از جهالت این اطبا و ضعف عقلهایشان خنده اش می گیرد.[10]برای رهایی از این نوع، از بیهوشی دو راه وجود دارد یکی پیشگیری و 

 دیگری علاج: پیشگیری با خواندن اوراد شرعی از قران و سنت رسول خدا و قوّت نفس و نرفتن دنبال وسوسه ها و خیالاتی که حقیقت ندارند؛ چون اگر انسان به دنبال وسوسه ها و اوهام برود، این رفتن سبب می شود تا این اوهام و وسوسه ها برایش بزرگ شوند و به حقیقت تبدیل شوند. در مورد معالجه ی بیهوشی ارواح، باید گفت: که اطبای بزرگ به آن اعتراف کرده اند که داروهای طبیعی در علاج مؤثر نیستند،و علاجآن با دعا و خواندن و موعظه است، شیخ الاسلام ابن تیمیه با خواندن آیة الکرسی و قل أعوذ برب الناس و قل أعوذ برب الفلق، این امراض را در بیشتر موارد در گوش فرد مصروع و بیهوش این را می خواند: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ (115)» [المؤمنون] شاگرد ایشان ابن قیم می گوید: که شیخ الاسلام به من گفت باری این آیه را در گوش بیماری خواندم، روح با صدای بلند گفت: (یعنی این روح پلید و کافر در وجود این شخص، منکر قیامت بود)

شیخ گفت: آنگاه عصایی برداشته و رگهای گردنش را با آن زدم تا جایی که دست