، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ وَ لا مَن خالَفَهم حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللَّهِ تبارك و تعالي »:[1]

(همواره گروهی از امت من بر حق(قرآن و سنت)پایبند بوده و پیروز هستند و مخالفت مخالفان(یاری ندادن دیگران) به آنان ضرر نمی‌رساند، تا قيام قیامت.)

اين مسئله ايست كه هيچ شكي در آن نيست و جاي بحث و جدال در آن وجود ندارد.

پديده‌ي نو ظهور مقابل اهل سنت در تعريف ايمان:

در اين اواخر پديده‌اي نو ظهور از عالم نماها بوجود آمده‌اند كه برخي از اصول عقيده‌ي اهل سنت  را ميدان جر و بحث و تاييد و رد قرار داده‌اند از جمله، مسئله ي ايمان و وانمود كردن عقيده‌ي مرجئه را بنام اهل سنت. عقيده‌ي  ارجاء- همان‌طور كه واضح است – عقيده‌اي انحرافي و گمراه كننده‌است كه عمل را از حقيقت ايمان جدا مي‌داند بگونه‌اي كه انسان بدون عمل، مؤمن باشد و عمل نكردن در كم و زياد شدن ايمان تأثيري ندارد. عقيده‌ي مرجئه عقيده‌اي باطلي است كه علما آن را رد كرد‌ه‌اند و بطلان آن و پيامد‌هاي نا گوار و نتايج وثمرات باطل آن را شرح داده‌اند.

اما اين امر  كارش به جايي كشيده است كه: هر كس با آنان در داشتن عقيده‌ي «ارجاء» همراه و موافق نباشد، حمله مي‌‌كنند و او را خارجي و تكفيري مي‌نامند!؟ بسا اوقات اين عمل را از روي ناداني و جهلشان نسبت به عقيده‌ي اهل سنت انجام مي‌دهند. 

اهل سنت گروهي ميانه هستند بين خوارج كه مرتكب گناه كبيره را كافر مي‌دانند و بين فرقه‌ي مرجئه كه معتقدند معاصي با وجود ايمان ضرري به شخص نمي‌رسانند. از ديدگاه اهل سنت مرتكب گناه كبيره مؤمنِ ناقص الايمان است و تحت مشيت الله تعالي قرار دارد – اگر بخواهد او را مي‌بخشد و اگر بخواهد عذاب مي‌كند – همان‌طور كه مي‌فرمايد:« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا (٤٨)» «نساء/48»

(الله كسي را كه به او  شرك ورزد نمي‌بخشد و ديگر گناهان را براي هر كس‌كه بخواهد مي‌بخشد). 

نقد كتاب «هزيمة الفكر التكفيري»
كتابي تحت عنوان «هزيمة الفكر التكفيري» نوشته‌ي خالد عنبري، به دستم رسيد كه در آن مي‌گويد: «هم‌چنان فكر تكفير با قدرت تمام در ميان طبقه‌ي متوسط جوانان امت، از زماني‌كه خوارج حروري‌ آن را پديد آورد – وجود دارد!؟»

بنده مي‌گويم: تكفير افراد مرتد از مسايلي نيست كه خوارج و ... پديد آورده باشند و حتي آن طوركه گفته مي‌شود اين فكري نيست، بلكه حكمي شرعي است كه الله و رسولش آن را براي هركس كه مستحق آن باشد، بيان كرده اند. هر كس مرتكب يكي از نواقض قولي، اعتقادي و عملي اسلام باشد مرتد است.

 اين حكم از قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم  گرفته شده است. الله تعالي حكم كفر گروهي از مردم را كه پس از ايمان آوردن مرتكب يكي از نواقض اسلام شده‌اند، صادر كرده است. و مي‌فرمايد:‌ «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (٦٥)لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ (٦٦)»

(اگر از آنان بپرسي، مي‌گويند: براي سرگرمي و شوخي سخناني مي‌گفتيم. بگو: آيا الله و آيات او و پيغمبرش را تمسخر مي‌كرديد. عذر خواهي نكنيد شما پس از ايمان آوردن، كافر شديد. اگر برخي از شما را ببخشيم، گروهي ديگري را عذاب مي‌دهيم. زيرا آنان به بزهكاري خود ادامه مي‌دهند). «توبه/65-66»

و مي‌فرمايد: « وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ »

(در حالي‌كه قطعاً سخنان كفرآميزگفته‌اند و پس از ايمان آوردن، به كفر برگشته‌اند). «توبه/74»

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «بَيْنَ الْعَبْدِ وَبَيْنَ الْكُفْرِ تَرْكُ الصَّلَاةِ»[2]

(مرز و مشخصه‌ي بين بنده و كفر، ترك نماز است). 

و مي‌فرمايد: «فمن تَرَكها فقد كَفر»[3]

(هر كس نماز را ترك كند كفر ورزيده است).

الله تعالي خبر مي‌دهد كه يادگيري سحر كفر است و درباره‌ي آن دو فرشته‌اي كه سحر ياد مي‌دادند. مي‌فرمايد: « وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ »

(و به هیچ کس آن را آموزش نمی‌دادند مگر این که  قبل از آن به او می‌گفتند: ما فتنه و آزمایش هستیم، پس کافر نشو). «بقره/102»

الله تعالي مي‌فرمايد:« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلا (١٣٧)»

 (بي گمان كساني كه ايمان مي‌آورند و سپس كافر مي‌شوند، و باز هم ايمان مي‌آورند و ديگر بار كافر مي‌شوند، و سپس بر كفر خود مي‌افزايند هرگز الله تعالي ايشان را نمي‌بخشد و راهي بديشان نمي‌نمايد.). «نساء/137»

فرق است بين اين كه الله و رسولش صلی الله علیه وسلم كسي را تكفير كنند و يا اهل سنت به پيروي از قرآن و سنت شخصي را تكفير كنند با كسي كه خوارج، معتزله و پيروانشان به ناحق او را تكفير ‌كنند، قطعاً تكفير – به ناحق – موجب پريشاني‌ها و فتنه‌هايي مانند: ترور و انفجار مي‌شود ليكن تكفيري كه بر اساس حكم شرعي باشد، چيزي جز خير و ياري حق، در پي ندارد.

 الحمدلله افراد كشور ما در مسئله‌ي تكفير پايبند عقيده‌ي اهل سنت و جماعت هستند، نه مذهب خوارج! سپس عنبري مي‌گويد: در كفر بواح كه همان كفري كه بر آن اجماع شده، تكفير واجب است و توقف از آن‌ همان عقيده‌ي خطرناك مرجئه است.

مي‌گوييم: كفر بواح آن‌طور كه پيامبر صلی الله علیه وسلم معرفي كرده آن است كه از قرآن و سنت بر آن دليلي باشد و پس از قرآن و سنت – ‌براي تكفير‌– به اجماع استدلال مي‌شود. آري، اگر دليل احتمالي باشد، بدون دليل هيچ يك از احتمالات ترجيح داده نمي‌شود امّا زماني كه دليل نصي (آيه‌اي يا حديثي) باشد، اين آيه و يا حديث دليلي است كه نمي‌توان از آن صرفنظر كرد و بايد به مقتضاي آن عمل كرد.

 پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «عِندَكم فِيهِ بُرهَان» از جانب الله، دليل و برهاني داشتيد. (در اين صورت مي‌توانيد مخالفت كنيد). [4]

علماي معتبر بر تكفير كسي كه الله و رسولش او را تكفير كرده‌اند؛ اجماع دارند و چيزي خلاف اين نمي‌گويند و هر كس با اينان مخالفت كند مخالفتش اعتبار ندارد.

 سپس در پاورقي ص/27 از كتاب مذكور آمده: (در اصطلاح علما تغيير حكم، عبارت است از اين‌كه كسي حكم بغير ما انزل الله، نمايد در حالي كه معتقد باشد كه قوانين از جانب الله تعالي است. مانند كسي كه به قوانين فرانسه عمل مي‌كند، و مي‌گويد اين قوانين از جانب الله تعالي است. ناگفته پيداست چنين باور و تصوري حقيقت ندارند؛ حتي خود حكام تصريح مي‌كنند كه اين قوانين ساخ