ه و پرداخته‌ي‌ عقل‌هاي قاصر بشري است. تبديل و تغيير احكام الهي به اين معنا (نه به معنايي كه تندروان معتقد هستند) به اجماع مسلمانان كفر است.

 ما مي‌گوييم: اين تبديل و تغييري كه تو مي‌گويي به اجماع مسلمانان كفر است، و چنين تغييري وجود خارجي ندارد، بلكه امري فرضي است كه از خودت ساخته‌اي و كسي از حكام اين زمان و حكام گذشته چنين چيزي نگفته‌اند. 

چيزي كه وجود دارد عبارت است از جايگزين كردن قوانين ساخته و پرداخته‌ي بشري بجاي شريعت اسلامي و تعطيل نمودن دادگاههاي شرعي است، اين نيز كفر است؛ چرا كه حاكميت شريعت اسلامي را از بين مي‌برد و كلاً آن را كنار مي‌زند و بجاي آن قوانين ساختگي را جايگزين مي‌گردانند، (وقتي چنين شود) از اسلام چه چيزي باقي مي‌ماند؟! 

(و هر كسي چنين عملكردي داشته باشد) فقط براي اين است كه قوانين جايگزين را بهتر از شريعت مي‌داند. آقاي عنبري اين مسئله را ذكر نكرده و توضيح نداده است، در حالي كه اين جدا كننده‌ي دين از دولت است‌، گويا حكومت بر اساس قوانين غير شرعي از نظر شما! آقاي (عنبري) فقط تغيير و تبديل است، كه ذكر كردي بر كفر كسي كه چنين اعتقادي داشته باشد، اجماع شده است، و آن‌طور كه تو ( خالد عنبري) مي‌گويي گويا قسم ديگر كفر به ما انزل الله مي باشد كه جايگزين كردن است، در آن اختلاف وجود دارد!؟ و اين نكته‌ي مبهمي است كه شرح آن الزامي است.

سپس عنبري در رد مخالفان خود مي‌گويد: ادعا كرده‌اند كه تمام كساني كه طبق قوانين غير شريعت اسلامي حكومت مي‌كنند برابر است كه با انكار با شديا بغير انكار، به اجماع كافر هستند.

مي‌گوييم: كفر كسي كه به غير شريعت الهي حكومت كند بر فرد انكار كننده محدود نمي‌شود، بلكه مسئله‌ي تغيير احكام و جايگزيني كامل را در بر مي‌گيرد و نيز هر كس چنين چيزي «حكم بغير ما انزل الله» را در برخي احكام روا بداند. حتي اگر انكار نكند يا بگويد: قوانين غير الهي از قوانين الهي بهتر است و يا بگويد هر دو با هم برابرند، همان‌طور كه علما گفته‌اند، كافر مي‌شود و حتي اگر بگويد: شريعت الهي بهتر است و حكم به غير آن نيز جايز است، كافر مي‌شود در حالي كه حكم الهي را انكار نكرده است به اجماع كافر مي‌شود.

 سپس نويسنده در پايان اين كتاب ياد آور مي‌شود كه: شيخ محمد بن ابراهيم آل شيخ رَحِمَهُ اللَّهُ فتوايي دارد كه مطلقاً بدون هيچ تفاوتي هر كس به غير شريعت الهي حكم كند كافر مي‌شود. تكفيري‌ها با استدلال از اين فتواي شيخ رَحِمَهُ اللَّهُ بدون فرق بين كسي كه به غير شريعت الهي حكم مي‌كند و كارش را حلال مي‌داند وكسي كه حلال نمي‌داند حكم كفر فرد را صادر مي‌كنند و مي گويد: از شيخ ابن باز رَحِمَهُ اللَّهُ درباره‌ي اين فتوا سؤال كردند. شيخ ابن باز رَحِمَهُ اللَّهُ گفته: محمد ابن ابراهيم رَحِمَهُ اللَّهُ معصوم نيست؛ بلكه يكي از علما است ...تا آخر آنچه ذكر كرده است.

عنبري متن فتواي شيخ محمد بن ابراهيم رَحِمَهُ اللَّهُ را كه به آن اشاره كرده ذكر نكرده است و نگفته است كه آيا متن اين فتوا را بر شيخ ابن باز رَحِمَهُ اللَّهُ خوانده‌اند يا خير؟ و ذكر نكرده است كه ابن ‌باز رَحِمَهُ اللَّهُ در چه كتابي فتواي استاد خود را غلط دانسته است، شايد از روي نوار نقل كرده باشد و نوار به تنهايي نمي‌توانند منبع نقل سخنان علما باشد، زيرا سخني كه از نوار شنيده مي شود، دقيق نيست و چه بسا سخناني كه در نواري وجود دارد كه اگر برگوينده اش عرضه شود از حرفي كه زده رجوع مي‌كند. لذا مسايلي را كه به علما نسبت مي‌دهند، بايد بيشتر مورد دقت قرار گيرد.

اين‌ها برخي از مسايلي بود كه در كتاب مذكور ديده‌ام. لذا بر اين فرد و كسان ديگري كه درباره‌ي اين اصول بسيار مهم و بزرگ حرف مي‌زنند و مي‌نويسند، بلكه بر همه واجب است كه از اظهار نظر در اين‌باره خود داري كنند و با وجود كتاب‌هاي صحيح و مورد اعتماد در بحث عقيده كه سلف ما اهل سنت و جماعت براي ما بر جاي گذاشته اند، ما را از نوشتن در اين‌باره بي نياز مي‌‌‌‌‌‌كند. همان كتاب‌هايي كه مسلمانان، نسل اندر نسل در مساجد و مدارس خويش تدريس كرده‌اند و بر متن آنها اتفاق دارند؛ بنابراين ما نيازي به نوشته ها و تأليفات جديدي در اين‌باره نداريم.

 در پايان مي‌گوييم: ما از مذهب مرجئه، خوارج و معتزله بيزاريم، و هر كسي را كه الله و رسولش تكفيركرده‌اند، كافر مي‌دانيم، هر چند پيروان مذهب مرجئه نپسندند. هر كس را كه الله ورسولش تكفير نكرده‌اند، كافر نمي‌دانيم، هر چند خوارج و معتز ليان را خوش نيايند.

اين عقيده‌ي ماست و هرگز از آن دست بردار نخواهيم بود و بر سر اين با هيچ كس معامله و سازش نمي‌كنيم «انشاءالله». و افكاري كه بر ما وارد كرده‌اند نخواهيم پذيرفت.

وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين

 الشيخ الفوزان- مقاله‌اي در مجله‌ي الدعوة(1749)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - بخاري(7311)، و مسلم (156، 1920، 1921،1923) با الفاظ متفاوت
[2] -مسلم ش(82)
[3] - احمد (5 / 355،346)، ترمذي (2621) و قال: « حسن صحيح غريب»، نسائي في «الکبری» (329)، و ابن ماجه (1079)، وابن حبان فی «صحیحه» (1454)
[4] - بخاري (7056) و مسلم (1709)[108] حکم کمک گرفتن از جن یا ملائکه و یا تعویذ برای حفظ بدن

س: آیا برای مسلمان جایز است که که نامهای روحانی (اسامی جن یا ملائکه) یا اسمای حسنای خداوند و یا دیگر تعاویذ معروف، نزد علمای روحانی را به قصد حفاظت بدن از شرّ جن و شیطان و سحر بنویسد؟

ج: کمک گرفتن از جن ها یا ملائکه برای دفع ضرر یا جلب نفع و یا برای حفاظت از شرّ جن ها شرک اکبر است و انسان را از دایره ی اسلام خارج می کند؛ خواه آنها را کسی به فریاد بخواند و یا نامهایشان را بنویسد و تعویذ کند و بر خود آویزان کند یا در آب بگذارد و بخورد، اگر فرد معتقد باشد که تعویذ به او نفع و فایده می رساند و یا ضرر را از او دور می کند، چنین اعتقادی کفر است. 

نوشتن اسمای حسنای خداوند و تعویذ کردن آن را بعضی از سلف جایز دانسته اند و بعضی آن را مکروه دانسته اند؛ با این استدلال که به طور عام از تعویذ نهی شده است، آویزان کردن تعویذ، وسیله و راهی می شود برای آویختن دیگر تعویذهای شرک آمیز، و چون اسمای حسنای خداوند اگر تعویذ شود در معرض چرک و آلودگی ها قرار می گیرد و این توهین به نامهای زیبای پروردگار است.

و صلی علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم.

فتاوی اللجنة الدائمة – مجلة البحوث الإسلاميةش 28 ص 57 [109] بعضی از وسیله های شرک آمیز که برای مداوا استفاده می شوند.

س: از جمله اموری که بعضی از افراد با آن مردم را معالجه می کنند، این است که گوسفند یا مرغی را روی سینهء انسان یا سرش ذبح می کنند، و یا حلقه ای نقره ای در دست مریض می گذارند، و یا قطعه پارچه ای کوچک یا مشتی خاک در دستش می گذارند.... فکر می کنم که می گویند: این پارچه از لباس فلان فرد صالح است و این مشت خاک از خاک قبر اوست؛ حکم چنین مداوایی چیست؟ آیا تصدیق آنها جایز اس