 متعرض می شدند و می گفتند: ما او را کنیزی پنداشته ایم؛ پس آنگاه زنان آزاد فرمان یافتند که با پوشیدن چادر و پوشاندن سر و صورت لباسی غیر از لباس کنیزها بپوشند تا دارای هیبتو وقار باشند و کسی به آنها متعرض نشود.[10] 

به همین اندازه از دلایل قرآن کفایت می کنیم.

اما دلایل از سنّت: 
1 - از ام سلمه رضی الله عنها روایت است که او همراه با میمونه رضی الله عنها نزد پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  بود، می گوید: در حالی که ما نزد پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  بودیم ابن ام مکتومرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ آمد و این بعد از دستور حجاب بود، پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود:« احْتَجِبَا مِنْهُ » «از او حجاب کنید»، گفتم: ای رسول خدا: آیا او مرد نابینایی نیست که ما را نمی بیند و نمی شناسد؟ پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود:« أفَعَمْيَاوَانِ أنتُما؟ أَلَسْتُمَا تُبْصِرَانِهِ ؟ » آیا شما دو تا هم نا بینا هستید؟ آیا شما او را نمی بینید؟»[11] ترمذی و غیره روایت کرده اند، و ترمذی بعد از روایت آن می گوید: «حدیث حسن صحیح» ابن حجر می گوید: «اسنادش قوی است». [الفتح 9/337].

2-از انسرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که می گوید: عمربن خطابرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گفت: ای رسول خدا: نیکوکار و بد کار نزد زنان شما می آیند، اگر شما امّهات المؤمنین را به حجاب فرمان می داديد بهتر بود؛ آنگاه خداوند آیه حجاب را نازل کرد.[12]

3-از عائشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: در حالی که ما همراه پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در سفر حج، مُحرِم بودیم کاروان ها از کنار ما می گذشتند، وقتی كه آنها روبروي ما قرار می گرفتند هر یکی از ما روسری اش را از سرش بر صورتش می انداخت، و چون آنها از ما می گذشتند روسری را از چهره دور می کردیم»[13] احمد و ابو داود و غیره.

4-از عقبه بن عامررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که او از پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در اين مورد پرسید: « خواهری دارد که نذر نموده، پا لخت و سر لخت به حج برود، پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمان داد که سرش را بپوشاند و حج کند»[14] 

دلالت این حدیث: پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به او فرمان داد که روسری بپوشد، چون نذری که گناه باشد منعقد نمی شود، و زنان به گذاشتن روسری بر سر و پوشاندن آن امر شده اند. شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله در این مسئله، سخن جامعی دارد که ما آن را ذکر می کنیم؛ ایشان می گویند: سلف صالح، در مورد زینت ظاهری دو قول دارند، قول اول: ابن مسعود و موافقان او گفته اند: مراد از زینتِ نمایان، لباس ها هستند.

قول دوم: ابن عباس و موافقانش گفته اند: مراد زینتی است که در صورت ودستها است مانند سرمه انگشتری و غیره.

 ایشان می گویند: حقیقت امر این است که خداوند زینت را دو مورد قرار داده؛ زینت آشکار و نمایان، و زینت غير آشكار که نمایان نیست، و به زن اجازه داده اند که زینت ظاهر خود را برای غیر از شوهر و محارم نمایان کند.

اما زینت باطنی و غیر ظاهر، را جز برای شوهر و محارم حق ندارد نمایان کند. قبل از نزول آیه حجاب، زنان بدون جلباب بیرون می آمدند و مردان چهره و دستهایشان را می دیدند، و در آن وقت برای زن جایز بود که صورتو دستها را نمایان کند، نگاه کردن به صورت و دستهای زن جایز بود؛ زيرا نمایان کردن دست و صورت جایز بود. سپس وقتی که آیه حجاب نازل شد« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ » [الأحزاب- 59 ] « اى پيامبر، به زنانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسريهايشان را بر خود فرو پوشند.» زنان از مردان حجاب کردند. 

هنگامی که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با زینب دختر جحش رضی الله عنها ازدواج کرد، پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  پرده را انداخت و نگذاشت که زنها نگاه کنند. وقتی که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ یک سال بعد از آن در سال فتح خیبر با صفیه بنت حیی رضی الله عنها ازدواج نمود، اصحاب گفتند: اگر پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  او راحجاب كند از امهات المومنین است، و گر نه کنیز اوست، آنگاه پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  او را حجاب نمود. 

هنگامی که خداوند دستور داد که هرگاه زنان از مردان نامحرم چیزی می پرسند یا می طلبند، بايد از پشت پرده بپرسند و بخواهند، آنگاه پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به همسران و دختران و زنان مسلمین دستور دادند که چادرهایشان را پایین بیاندازند.

«جِلباب» یعنی چادر، چنانکه ابن مسعود  و دیگران، آن را «رداء» (چادر) نامیده اند. عبیده و غیره گفته اند: که چادر را بالای سر بیاندازد و فقط چشمها ظاهر باشد و نقاب از همین است، پس زنان نقاب می زدند. 

 در روایت صحیح آمده است:« أَنَّ الْمُحْرِمَةَ لَا تَنْتَقِبُ وَلَا تَلْبَسُ الْقُفَّازَيْنِ » «که زن مُحرم، که در حال ادای مناسک حج هستند نقاب نزنند و دستکش به دست نکنند»[15] بنابراین زنان مأمور بودند جلباب بپوشند تا شناخته نشوند.

جلباب یعنی پوشاندن صورت یا پوشاندن صورت با نقاب، پس دست و صورت از زینتی است که زن مأمور شده آن را برای بیگانگان آشکار نکند. تنها چیزی که بیگانگان می توانند ببینند لباس های ظاهری می باشند، ابن مسعود آخرین حالت را ذکر کرده است.[16]پایان کلام شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله.

 مقصود این که دلایلی که نشانگر این هستند که زن اجازه دارد دست و صورتش نمایان باشد، بر اصل قضیه دلالت می نمایند که حالت قبل از نزول آیات قرآنی و آمدن دلایلی از سنت است که بر امر به پوشاندن آن دلالت می نمایند، بیان می دارند.

 با این توضیح، مشخص می شود که دلایلی که بر پوشاندن چهره و دست ها دلالت می کنند، دلایلی را که به جایز بودن نمایان کردن دست و صورت دلالت دارند، منسوخ می کند.

بله؛ اگر نیاز باشد که زن دست و صورت خود را نمایان کند جایز است، به عنوان مثال اگر زن مجبور باشد به خاطر بیماريی که در صورت یا دست هادارد، دست و صورت خود را نپوشاند، جایز است. همچنین اگر شهادت و گواهی بر زن لازم بود و او جز با نمایان کردن چهره اش شناخته نمی شود، جایز است که دست و صورت را نمایان کند. 

و بالله التوفیق، و صلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم.

فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الإفتاء(17/141-150)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] البخاري (4758، 4759) بنحوه. 
[2] ص(679)، مادة (قعد). (بتحقیق: صفوان داوودي).
[3]   «معجم مقاییس الغة»(5/108)، و فیه: (و الأزواج) بدل: (و التزوج).
[4] «معالم التنزیل»(3/356).
[5] مادة(ب ر ج).
[6] تفسیر البغوي (3/357).
[7] تفسیر البحر المحیط  (6/434).