ق ندارد نزد زني كه شوهرش آن جا نيست برود؛ مگر اينكه يك يا دو مرد همراه او باشند»

 همچنين استدلال مي كنند كه بعد از وفات پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  ابوبكر و عمر رضي الله عنها به ديدار ام هاني رضي الله عنها رفتند. 

ج- مي گويند اگر زن ها و مردها در كار و شغل خود مشاركت داشته باشند و يا در مجالس علم و ذكر در كنار هم باشند، اگر زنها حجاب داشته باشند اشكالي ندارد. براي اين مسئله از چند چيز دليل مي آورند كه برخي عبارتند از: زنان صحابه درجهاد با مردان مشاركت مي كردند، و عائشه به ديگر صحابه رضي الله عنهم درس مي داد، و استدلال مي كنند كه او به مردها فتوا مي داد. 

پاسخ: أ- مسلمان هرگاه در مورد حكم مسئله اي اسلامي بحث و پژوهش مي كند بايد به نصوص و دلايلي از قرآن و سنت كه به آن مسئله مرتبط اند توجه كند، بهتر است؛ زيرا بهتر انسان را به حق رهنمون مي سازد، و نبايد انسان فقط به بخشي از دلايل توجه كند و بخشي ديگر را ناديده بگيرد، چون اگر چنين كند نگاه و بررسي او ناحق خواهد شد، و او شبيه گمراهان و هواپرستان خواهد بود، كه به خاطر فتنه جويي دنبال نصوص متشابه مي روند، و مي كوشند آن را به مقتضاي هواي نفس خود تأويل كنند. پس در اين موضوع بايد به نصوص قرآن و سنت كه در آن آمده كه واجب است زن عورت خود را بپوشاند، و نگاه خائنانه حرام است، توجه كرد و به مقصد شريعت كه حفاظت از آبرو و نسب ها را واجب نموده و هتك حرمتها را حرام قرار داده، و وسيله هايي از قبيل تنها بودن با زن بيگانه و سفر زن بون محرم و كشف عورت، اختلاط و ... و مواردي كه منجر به شكستن حرمت ها مي شوند را حرام قرار داده، توجه شود، بنابراين وقتي كه به مجموعه امور مذكور نگاه كرده شود، آنگاه بايد آنچه در حديث سهل آمده كه زنش براي ميهمان او غذا آماده كرد و آن را به آنها داد، بر اين حمل شود كه او با پرده و حجاب بوده و خطر فتنه نبوده است، و خلوت با بيگانه و اختلاط صورت نگرفته است، بلكه فقط او غذا و نوشيدني آماده كرده وبه ميهمانان شوهرش تقديم كرده بدون آنكه با ميهمانان بنشيند، چون در حديث چيزي نيامده كه او با ميهمان نشسته است.

پاسخ ب- نبايد آنچه در پاسخ بند اول ذكر شد نيز در مورد حديث « لَا يَدْخُلَنَّ رَجُلٌ بَعْدَ يَوْمِي هَذَا عَلَى مُغِيبَةٍ إِلَّا وَمَعَهُ رَجُلٌ أَوْ اثْنَانِ»[3] «بعد از امروز هيچ مردي حق ندارد نزد زني كه شوهرش آن جا نيست برود مگر اينكه يك يا دو مرد ديگر همراه او باشند» 

اين حديث بر آن حمل مي شود كه اگر نياز بود كه به خانه زني بروند كه شوهرش و محارمش آن جا نيستند بروند و اگر فتنه اي در كار نبود و بعيد به نظر مي آمد كه اين مردها بر كار زشت توافق نمايند، آن وقت اشكالي ندارد، و حكم آن مطلق نيست، اين تأويل به رأي نيست بلكه بر اساس مقصد شرعي كه از مجموع نصوص وارده در حفظ عفت و انساب فهميده مي شود، اينگونه بايد باشد. چنان كه در حديث از خلوت نهي شده است. 

ج: از لحاظ شرعي اگر زن كار تدريس و موعظه و افتاء را با رعايت حجاب شرعي انجام دهد، و از فتنه ايمن باشد و اختلاطي در كار نباشد، اشكال ندارد؛ چنان كه عائشه رضي الله عنها و ديگر امهات المؤمنين و زنان صحابه اين كار را مي كردند.

 خداوند متعال مي فرمايد:« وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ » 

«و آنچه را كه از آيات خدا و [سخنان] حكمت[آميز] در خانه‏هاى شما خوانده مى‏شود ياد كنيد» [الأحزاب-34]

جايز است كه زنها همراه مجاهدين براي جهاد بيرون بروند تا به مجاهدين آب دهند و به زخمي ها برسند، و بيماران را پرستاري نمايند، اما براي اين كار با شوهران يا محارم خود همراه باشند. در دوران پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  اينگونه بود، نه مانند آنچه دولت هاي كافر انجام مي دهند كه زنها بدون شوهران خود و بدون محرم براي سرگرمي و خوشگذراني جنگجويان و تحريك آنها همراه آنان به جنگ مي روند، يا به طور مستقيم خودشان وارد جنگ مي شوند، و حال آن كه آنها مؤظف نيستند اسلحه به دوش بگيرند و به جنگ بروند. 

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

 فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء(17/81-85). 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] البخاري (5182).
[2] مسلم (2173).
[3] مسلم (2173). [148] مفهوم ولاء و براء (گفتاری از شيخ ابن عثيمين)

س: لطفاً توضيح دهيد كه ولاء و براء يعني چه؟

ج: ولاء و براء به خاطر الله ‌تعالي اين است كه انسان از هر چه كه الله‌ تعالي اعلام برائت و انزجار نموده است ما هم از آن تنفر داشته و بيزار باشيم.

 الله تعالي مي‌فرمايد: « قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا »

(رفتار و کردار)ابراهيم علیه السلام و كساني كه بدو گرويده بودند، الگوي خوبي براي شما است ، بدانگاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و از چيزهايي كه بغير از الله عبادت مي‌كنيد؛ بيزاريم و دشمني و كينه توزي هميشگي ميان ما و شما پديدار گرديد.... «ممتحنه/4»

بايد اين رفتار را با مشركان داشته باشيم.

 الله تعالي مي‌فرمايد: « وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ »

(اين اعلامي است از جانب الله و پيامبرش به همه مردم در روز حج اكبر كه الله و رسولش از مشركان بيزارند...). «توبه/3»

لذا بر تك تك افراد مؤمن واجب است، كه از تمام مشركان و كافران بيزار و متنفر باشند، اين حكم مربوط به رفتار با كفار است. بر هر فرد مسلمان واجب است كه از هر عملي كه الله و رسولش صلی الله علیه وسلم بيزار هستند، هر چند كفر نباشد؛ مانند: فسق‌ و عصيان او نيز بيزار باشد.

 الله تعالي مي‌فرمايد: « وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ »

 (اما الله ايمان را در نظر‌تان‌ گرامي داشته است و آن را در دل‌هايتان آراسته است، و كفر و نافرماني را در نظرتان زشت و ناپسند گردانيده است، و فقط آنان راه ‌يافته‌اند).  «حجرات/7»

وقتي كه مؤمن هم ايمان داشته باشد و هم  به گناهان آلوده باشد، به خاطر ايمانش با او محبت دوستي مي‌كنيم و به خاطر گناهانش از او خوشمان نمي‌آيد و اين در زندگيِ  روز مره‌ي ما وجود دارد. بطور مثال داروي تلخي را با آن كه مزه‌ي آن را ناپسند مي‌داني باز هم تمايل داري كه بخوري چون موجب شفاي بيماري مي‌شود.

البته برخي از مردم از مؤمن گناهكار بيشتر از كافر متنفر هستند، اين جاي بسي شگفتي است و تغيير حقايق است؛ كافر دشمن الله 