اجب مي كند كه پاهايش را بپوشاند و به او اجازه مي دهد كه چهره اش را نپوشاند؟! 

پاسخ: هرگز؛ اين تناقض است چون مردها به صورت‌، بيشتر دل مي بندند تا پاها. گمان نمي كنم كسي كه مي خواهد از زني خواستگاري كند بگويد به پاهايش نگاه كنيد كه آيا زيبا هستند يا نه و به صورتش توجهي نداشته باشد، اين امكان ندارد؛ بلكهاولين نگاه خواستگار، به چهره است، و توجهش به لب و چشم است.اما اينكه توجه به پا باشد و به چهره توجه نكند، محال است، پس محل فتنه صورت است.

وقتي مي گوئيم چهره زن عورت است به معناي آن نيست كه مانند شرمگاه است، بلكه بايد پوشانده شود چون سبب فتنه مي شود. 

تعجب مي كنم از كساني كه مي گويند: جايز نيست چيزي از موهاي زن نمايان باشد، سپس مي گويند: جايز است كه ابروهاي باريك و زيبا و پلك هاي سياه و دلكش، ظاهر و آشكار باشند؟! و اي كاش به اظهار همين زيبايي بسنده مي كردند، بلكه در عصر حاضر چشم ها و پلك ها با رنگ هاي سرخ و غيره تزئين مي شوند.

من معتقدم هر انساني كه از موارد دلبستگي مردان نسبت به زنان آگاه باشد به طور مطلق نمي تواند بگويد ظاهر كردن صورت جايز است و پوشاندن قدم هاي پا واجب است، و سپس اين مقوله را به شريعت اسلامي كه كاملترين شريعت و آئين مي باشد نسبت دهد.

 از اين رو بعضي از متأخرين را ديده ام كه مي گويند علماي مسلمين بر اين اتفاق نموده اند كه چهره بايد پوشانده شود، چون در آن فتنه بزرگي است، چنان كه صاحب «نيل الاوطار» از ابن رسلان نقل كرده است كه مي گويد[3]: از آنجائي كه امروزه ايمان مردم ضعيف است و بسياري از زنها پاكدامن نيستند، پس با توجه به اين موارد بايد زنها صورت خود را بپوشانند حتي اگر بگوئيم باز كردن صورت جايز است، اما با توجه به حالت امروز ي مسلمين بايد آن را پوشاند؛ چون هر گاه امري مباح، وقتي وسيله اي براي امر حرامي باشد حرام مي شود. 

 همچنين از دعوتگران به بي حجابي تعجب مي كنم كه با قلم هايشان دعوت به بي حجابي مي دهند و چنان به باز گذاشتن صورت زن دعوت مي دهند كه گويا امر واجبي است كه مردم آن را ترك كرده اند!! 

حتي اگر بگوئيم باز گذاشتن صورت براي زن جايز است، اما با توجه به عواقب وخيم آن چگونه به خود اجازه نوشتن چنين كلماتي را مي دهيم؟! 

هر انساني بايد قبل از سخن گفتن از خداوند بترسد، و اين از مسائلي است كه بسياري از طلاب علم آن را رعايت نمي كنند، و طبق نظريه خود حكم مي نمايند بدون آن كه احوال و اوضاع مردم را در نظر بگيرند. 

عمر بن خطاب رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گاهي چيزي را كه شريعت جايز قرار داده بود به خاطر مصلحتجامعه مسلمانان منع مي كرد. در دوران پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  و در زمان ابوبكررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ و تا دو سال در خلافت عمررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سه طلاق، يك طلاق به حساب مي آمد- يعني: وقتي كسي همسرش را با يك كلمه سه طلاقه مي كرد آن را يك طلاق به حساب مي آوردند، و يا اگر سه طلاق را با جملات جداگانه مي گفت، باز هم يك طلاق به حساب مي آمد. شيخ الاسلام ابن تيميه در موضوع طلاق، همين رأي اختيار نموده اند و راجح هم همين است. اما وقتي مردم اين كار را زياد انجام مي دادند، امير المؤمنين عمر گفت: « إِنَّ النَّاسَ قَدْ اسْتَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ قَدْ كَانَتْ لَهُمْ فِيهِ أَنَاةٌ: فَلَوْ أَمْضَيْنَاهُ عَلَيْهِمْ، فَأَمْضَاهُ عَلَيْهِمْ»[4] « مردم در كاري كه به آنها فرصت داده شده شتاب مي ورزند، اگر سه طلاق را به حساب بياوريم بهتر است آنگاه به حساب مي آورد.»

عمر رضي الله عنه مرداني را كه چنين مي كردند از رجوع به زنهايشان منع مي كرد، چون آنها در اين امر شتاب مي ورزيدند، و شتاب ورزيدن در آن حرام است. 

به نظر بنده، حتي اگر بگوئيم ظاهر بودن صورت زن، مباح و جايز است، امانتداري علمي اقتضا مي كند كه در اين زمان كه فتنه ها زياد شده اند آن را جايز قرار ندهيم، و آن را از باب تحريم وسايل كه منجر به فتنه مي شود، منع كنيم، با اينكه از دلايل كتاب و سنت روشن مي شود كه باز كردن صورت براي زن حرام است، و حرمت باز كردن صورت از حرمت ظاهر بودن قدم يا ساق و امثال آن اولي است. 

الشيخ ابن عثيمين- مجموع دروس و فتاوي الحرم المكي (3/219-223). 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] البخاري(1513، 1855، 6228)، و مسلم(1334).
[2]  انظر: «الخصائص الكبري» للسيوطي (2/432-426)
[3] نيل الأوطار (6/245) بمعناه
[4] مسلم(1472)بنحوه. [62] شرافت و پاكدامني زن او را از رعايت حجاب بي نياز نمي كند

س: بسياري اوقات مي شنويم كه افرادي زنان مسلمان را به كنار گذاشتن حجاب فرا مي خوانند و مي گويند: زن شرافتمند و با عفيف مي تواند در ميان مردان با كمالِ عفّت و شرافت زندگي كند و كسي نمي تواند به او چشم طمع بدوزد، گاهي بعضي از زنها فريب اين سخن را مي خورند، نظر شما در اين باره چيست؟

ج: اين فرا خوانِ باطلي است كه با قرآن و سنت و عقل و طبيعت انساني متضاد است؛ زيرا هر زني كه صورتش ظاهر باشد و قسمت هاي فتنه انگيز بدنش نمايان باشد، حتماً مردان به او دلبسته مي شوند، هر چند كه پاكدامن باشد قطعاً مورد اذيت قرار خواهد گرفت. گاهي شيطان او را فريب مي دهد و او را به سوي كار زشت سوق مي دهد، و رفتن او به سوي زشتي يا با ميل خودش و تلاش فاسقان خواهد بود، يا تحت فشار مردان فاسق به سوي گناه روي مي آورد. اگر زن، شرافتمند باشد شرافت او با رعايت حجاب شرعي بيشتر خواهد شد و اين امري است كه عقل و فطرت و طبيعت انساني آن را تأييد مي كند كه مردان به جنس مخالف خيلي علاقه دارند. بايد خاطر نشان ساخت هيچ كسي از زنان صحابه و ازواج پيغمبر شرافتمندتر و پاكدامن تر نيست؛ اما با وجود اين زنان صحابه به حجاب امر شده اند.

الشيخ ابن عثيمين- ألفاظ و مفاهيم في ميزان الشريعة،ص (70-71) 

س2- مردي متأهل و داراي فرزنداني است، همسرش مي خواهد لباس شرعي بپوشد، اما شوهر مخالفت مي كند، نصيحت شما به اين شوهر چيست؟ 

ج2- ما اين شوهر را نصيحت مي كنيم كه در مورد خانواده اش از خدا بترسد، و خدا را سپاس بگويد كه چنين زني دارد كه مي خواهد دستور خداوند را با پوشيدن لباس شرعي كه او را از فتنه ها در امان مي دارد رعايت كند. خداوند به بندگانش امر نموده كه خود و خانواده شان را از آتش دوزخ نجات دهند و مي فرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» 

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و خانواده ي خودتان را از آتشى كه سوخت آن مردم و سنگهاست ‏حفظ كنيد بر آن [آتش] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده] اند از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏كنند و آنچه را كه مامورند انجام مى‏دهند» [التحريم-6]
  
 

وقتي كه پيامبر مرد را مسئول خانواده اش قرار داده است و مي گويد: « وَالرَّجُلُ فِي أَهْلِهِ رَاعٍ وَهُوَ مَس