‌شوند و به تابعيت اين كشورها در مي‌آيند؟ حكم اسلام در اين مورد چيست؟ گفتني است كه اينان براي خود‌شان اين گونه توجيه مي‌كنند كه مي‌خواهند اسلام را نشر دهند.

ج: براي هيچ مسلماني جايز نيست كه به تابعيت كشوري درآيد كه حكومتش كافر است، چرا كه اين كار وسيله‌اي براي دوستي، همكاري و تأييد عقيده ي باطل‌شان است، اما در اقامت، بدون گرفتن تابعيت، اصل منع و عدم جواز است. 

الله تعالي مي‌فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (٩٧)إِلا الْمُسْتَضْعَفِينَ »

 (كساني كه فرشتگان [قبض ارواح] روح آن‌ها را گرفتند در حالي كه به خويشتن ستم كرده بودند به آن‌ها گفتند: شما در چه حالي بوديد؟ گفتند: ما در سرزمين خود تحت فشار و مستضعف بوديم آن‌ها [فرشتگان] گفتند: مگر زمين الله پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟! آن‌ها عذري نداشتند و جايگاه‌شان دوزخ است و بد سرانجامي است، مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكاني كه به راستي تحت فشار قرار گرفتند). «نساء/67-68»

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد: «أنا بَريءٌ مِن كُلِّ مُسلِمٍ يُقيمُ بَينَ المُشرِكينَ»: [1]

(من از هر مسلماني كه بين مشركين اقامت مي‌گزيند بيزارم).  

احاديث ديگري نيز در همين موضوع وجود دارد.

تمامي مسلمانان در اين اجماع دارند كه هجرت از سرزمين كفر به سرزمين اسلام واجب است حتي اگر استطاعت زندگي درآن جا را نيز داشته باشند.

اما اگر كسي از علما و آگاهانِ در دين، بين مشركين براي دعوت و ابلاغ دين اسلام، بماند مانعي ندارد. البته تا زماني كه از فتنه‌ در دينش بيم نداشته باشد، فقط به اميد تأثير ديني و هدايت آن‌ها دست به چنين كاري بزند.

 و بالله التوفيق و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

 انجمن دايم پژوهشهاي علمي و افتا (2/69)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ابو داود (2645)وترمذي(1604) طبراني در الكبير 2/303(2264) بروايت جرير بن عبدالله. و نسائي (4780) بصورت مرسل روايت كرده است و صحيح اين است كه اين روايت مرسل ا‌ست. همان‌طور كه بخاري و ترمذي گفته‌اند. .نگا: المغني عن حمل الاسفار (1790) و آلباني در صحيحة (2/ 228) با طرق مختلف اين حديث را حسن دانسته است. [116] معني خلوت

س: آيا خلوت يعني اينكه مردي با زني در خانه اي به دور از چشم مردم تنها بنشيند؟ يا هر نوع خلوت با زن حتي اگر جلوي مردم باشد را شامل می شود؟ 

ج: منظور از خلوتي كه شرعاً حرام است، اين نيست كه زن و مردي به دور از چشم مردم در خانه اي تنها باشند، بلكه اگر مردي در جايي با زني تنها در گوشي صحبت كند اين در حكم خلوت است، حتي اگر مردم آنها را ببينند، خواه اين در فضاي باز باشد يا در ماشين يا پشت بام خانه و امثال آن، خلوت با زن بيگانه به خاطر آن ممنوع است چون وسيله اي براي زنا و فحشاست، پس هر چيزي كه اين مفهوم را داشته باشد حكم خلوت را دارد. 

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء 17/57 [117] حرمت خلوت در بيمارستانها يا مكان ديگر

س: مردي هستم، در بيمارستان در بخش مردان كار مي كنم، زن پرستاري همراه من است كه در همين بخش بعد از وقت اداري تا صبح كار مي كند و گاهي كاملاً تنها مي نشينيم، مي ترسيم كه به فتنه مبتلا شويم، ما نمي توانيم اين وضعيت را تغيير دهيم، آيا شغل خود را ترك كنيم و حال آنكه شغل ديگری نداريم؟ لطفاً راهنمايي كنيد.

ج: براي مسؤلين بيمارستان جايز نيست كه يك پرستار مرد و يك پرستار زن را تنها تا صبح كشيك و مراقب بگذارند، بلكه اين كاري اشتباه و منكري بزرگ است، اين يعني دعوت به بزهكاري؛ چون هرگاه مرد با زني تنها باشد، از اينكه شيطان كار زشت و وسايل آن را برايشان زيبا جلوه دهد ايمن نخواهند بود، چنان كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي فرمايد:« لَا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ إِلاَّ كَانَ ثَالِثَهُمَا الشَّيْطَانُ »[1] «هيچ مردي با زني تنها نمي نشيند مگر آن كه سومي آنها شيطان است»

 پس اين كار جايز نيست شما بايد آن را ترك كني، چون حرام است و به حرام منجر مي شود، و اگر اين كار را ترك كني خداوند زمينه كار بهتري را براي شما فراهم مي كند.

 چون خداوند متعال مي فرمايد: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» [الطلاق-2-3] «و كسى كه از خداوند پروا بدارد، برايش راه رهايى قرار خواهد داد (2) و به او از جايى كه نمى پندارد، روزى خواهد داد.»

الله تعالی مي فرمايد: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا» [الطلاق-4]«و كسى كه از خداوند پروا بدارد، برايش در كار او آسانى پديد مى آورد»

 همچنين زن پرستار بايد از اين كار بپرهيزد و استغفار كند، چون هر يك از شما پيش خدا مسؤل هستيد. 

الشيخ ابن باز- فتاوي عاجلة لمنسوبي الصحة، ص (24- 26)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] تخریج حدیث در فتوای112 گذشت.[118] حكم تنها بودن مرد با زن نامحرم در ماشين

اينجانب محمد بن صالح العثيمين مي گويم: براي مرد جايز نيست كه با زن نامحرم در ماشين تنها باشد؛ چون پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي فرمايد: « لَا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ وامْرَأَةٌ إِلَّا مَعَ ذی مَحْرَمٍ»[1]«هيچ مردي با زني به خلوت نشيند؛ مگر آن كه محرم او حضور داشته باشد»

 اما اگر دو زن يا بيشتر بودند اشكالي ندارد؛ چون در اين صورت خلوت نيست، اما به شرطي كه ايمن باشند، مسيري كه طي مي كنند عنوان مسافرت نداشته باشد.

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين
--------------------------------------------------------------------------------
[1] تخریج حدیث در فتوای 69 این باب گذشت.[119] تنها بودن زن با راننده در ماشين

س: حكم سوار شدن زن با مرد نامحرم براي آنكه او را در داخل شهر به جايي برساند چيست؟ و اگر جمعي از زنان با مرد نامحرمي سوار شوند حكم چيست؟

ج: سوار شدن زن با راننده اي كه محرم او نيست و كسي ديگر همراه آنها نيست جايز نمي باشد، چون اين حكم خلوت را دارد. پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي فرمايد:« لَا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ إِلَّا وَمَعَهَا ذُو مَحْرَمٍ»[1] «هيچ مردي با زني به خلوت نشيند مگر آن كه محرم او حضور داشته باشد» 

پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي فرمايد: « لَا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ إِلاَّ كَانَ ثَالِثَهُمَا الشَّيْطَانُ »[2] «هيچ مردي با زني تنها نمي نشيند؛ مگر آنكه سومين آنها شيطان است»

 اما اگر مردي ديگر همراه آنها باشد يا زني ديگر همراهشان باشد و شك و ترديدي در كار نباشد اشكال ندارد؛ چون با وجود نفر سوم خلوت از بين مي رود. اين زماني است كه مسافتی نباشد که در حکم سفر است؛ اما در