 به جز كسي ‌كه الله بخواهد. چرا كه نيروي مهاجم قوي است، اما نيروي مقاومت  كننده ضعيف است. لذا زمينه‌هاي كفر و فسق در آن‌جا زياد و متنوع است. لذا وقتي كه فرد از مقاومت ناتوان باشد، باطل ‌كار خود را مي‌كند.

شرط چهارم: دانشجو به مقتضاي نياز به كشور غير اسلامي فرستاده شود؛ زيرا اقامت ايشان با اين منظور و آموزش وي به مصلحت مسلمانان است. مشروط به آن كه آن رشته ي تحصيلي در مدارس كشور خودش نباشد، امّا اگر مانند آن در كشورهاي اسلامي باشد اقامتش در كشورهاي كفر بدين سبب جايز نيست، چرا كه اقامت در كشورهاي غير اسلامي براي دين و اخلاق خطراتي به همراه دارد لذا بدون هيچ ‌فايده اي اموال فراواني هزينه مي‌شود.

قسم پنجم: اين كه شخصي فقط براي سكونت درآن‌جا مقيم شود و اين از موارد قبلي خطرناكتر(وپيامد‌هاي ناگوارش) بزرگتر است، چرا كه از رفت و آمد با كفار و احساس اين كه تابع كشورشان است و لازمه‌ي تابعيت ايجاب مي‌كند كه با آنان پيوند دوستي و همكاري داشته باشد و از طرفي موجب بيشتر شدن جميعت كفار گردد و خانواده‌اش بين كفار پرورش يابند و تحت تأثير اخلاق و رسوم آنان قرار گيرند،‌ و چه بسا كه در عقيده و عبادت از آنان تقليد كنند به همين سبب است  كه‌ پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: « مَنْ جَامَعَ الْمُشْرِكَ وَسَكَنَ مَعَهُ فَإِنَّهُ مِثْلُهُ »:[6]

 (هر كس با فرد مشرك همراه شود و با او سكونت كند، آن فرد مثل خود اوست).

اين حديث گر چه از نظر سند ضعيف است. اما قابل توجه است؛ چراكه سكونت و همنشيني، هم‌رنگي و همانند شدن را در پي دارد.

قيس بن حازم از جرير بن عبدالله رضی الله عنه روايت مي‌كند كه پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: « أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ الْمُشْرِكِينَ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لِمَ؟ قَالَ: لَا تَرَاءَى نَارَاهُمَا»:[7]

 (من از هر مسلماني كه در بين مشركين اقامت مي‌گزيند بيزارم.گفتند: اي رسول الله صلی الله علیه وسلم ! چرا؟ (با مشركين چقدر فاصله داشته باشيم؟) ‏فرمود: به اندازه‌اي كه آتش يكديگر را نبينيد).

 اين حديث را ابوداود و ترمذي روايت كرده‌اند. و بيشتر راويان آن را به صورت مرسل از قيس بن حازم از پيامبر صلی الله علیه وسلم روايت كرده‌اند. ترمذي رحمه الله گويد: از محمد يعني: [بخاري] شنيدم كه مي‌گويد: صحيح اين است كه حديث قيس از پيامبر صلی الله علیه وسلم مرسل است.

چگونه فرد مؤمن مي‌پسندد دركشور كفار سكونت كند كه شعائركفر درآن آشكار است و حاكميت آن مخالف قانون الله و رسول  صلی الله علیه وسلم است، او اين وضعيت را با چشمانش مشاهده كند و با گوشهاي خود آن‌را بشنود و بپسندد و خودش را به آن كشور منسوب بداند، با خانواده‌اش در آن‌جا سكونت كند و با اطمينان در آنجا همان طور آرامش داشته باشد حال آن كه براي اخلاق و عقيده‌ي فرزندانش خطر بزرگي در پي دارد.

اين تحقيقي است كه ما در خصوص حكم اقامت در كشور كفر، به آن دست يافته‌ايم به اميد آن كه با حق و قول صحيح موافق باشد.

 ابن عثيمين، مجموع فتاوا ورسائل (3/25)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري (6167)ومسلم (2640) بروايت ابن مسعود، بخاري (6170) مسلم ()2641 بروايت ابو موسي وبه همين،معنا در:بخاري (6171)مسلم (2639) بروايت انس
[2] طبراني در الكبير 3/19 (2519) از حديث ابي قرصافه به اين لفظ:«من احب قوما حشره الله في زمرتهم» محمع الزوائد (10/281)و مي‌گويد: در سند آن راوي است كه نمي‌شناسم       
اخرجه ابن عدي «الكامل»1/303(129 بروايت جابر –درآن اسماعيل ابن يحيي التميمي و ضعيف است با – لفظ: «من احب قوما علي اعمالهم حشر يوم القيامت في زمرتهم ...»
1 المغني لا بن قدامه(9/236)
[4] بخاري (3461)
[5] در «احياء علوم الدين »(4/401) به ابو بكر الصديق  رضی الله عنه منسوب است.
[6] ابو داود (2787) من حديث سمرة بن جندب  رضی الله عنه وصححه الألباني في صحيح سنن ابي داود برقم( 154)من هذا الباب 
[7] تخريج آن در فتاوا (254) گذشت [167] معناي شرط اظهار دين واقامت در كشور‌هاي كفر

س: معني شرط اظهار دين براي اقامت در كشور‌هاي كفر چيست؟

ج: شيخ حمد بن علي بن عتيق[1] گويد:

مسئله چهارم، مسئله‌ي اظهار دين است، چرا كه ‌بسياري از مردم فكر مي‌كنند كه اگر فردي كلمه شهادت را بر زبان جاري كند و نمازهاي پنجگانه را ادا نمايد، مانعي براي رفتن به مسجد، برايش نباشد دين خود آشكاركرده است‌، اگر چه با مشركين باشد، اين گونه افراد زشت‌ترين اشتباه را مرتكب مي‌شوند.

بايد دانست كه: كفر اقسامي دارد عواملي كه موجب كفر مي‌گردد، متعدد و متنوع است، برخي، از اقسام آن ذكر گرديد، مسلمان آشكار كننده‌ي دين خود نخواهد بود مگر زماني كه با گروههاي كفر و نوع كفري كه دارند مخالفت كند و مخالفت خود را با دشمني و اعلان برائت از مشركين آشكار گرداند.

 لذا هر كس كفرش از نوع شرك باشد، اظهار دين با توحيد، منع از شرك و هشدار نسبت آن بايد باشد. هر كس كفرش با انكار رسالت باشد، آشكار كردن دين نزد او بدين صورت است كه به صراحت گواهي دهد كه محمد رسول‌الله صلی الله علیه وسلم است و ديگران را به پيروي از ايشان دعوت دهد. هر كس كفرش ترك نماز باشد، اظهار دين نزد وي نماز خواندن و امر به نماز است. هر كس كفرش همكاري با مشركين و اطاعت از آنان باشد، اظهار دين در نزد وي دشمني به صورت آشكار و اعلان بيزاري از مشركين است. خلاصه اين‌كه: فقط كسي دينش را اظهار مي‌كند كه آشكارا از تمام كفاري كه با وي، همنشين هستند اعلان بيزاري كند و دشمني‌اش را بوسيله‌ي ‌همان چيزي كه موجب كفر وي شده است، اظهار و اعلان بيزاري نمايد، به همين سبب بود كه مشركان درباره‌ي پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌گفتند: دين ما را خدشه‌دار ساخته، باورها و اعتقادات ما را احمقانه خوانده و معبودان ما را دشنام داده است.

الله تعالي مي‌فرمايد: «قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (١٠٤)وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (١٠٥)وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ (١٠٦)»

 (بگو اي مردم: اگر در عقيده من شك داريد من آن‌هايي راكه جز الله عبادت مي‌كنيد، عبادت نمي‌كنم تنها پروردگاري را عبادت مي‌كنم كه شما را مي‌ميراند و من مأمورم كه از مؤمنان باشم، و به من دستورداده شده كه روي خود را به آييني متوجه سازم كه از هرگونه شرك خالي است و از مشركان مباش، و جز الله چيزي را كه نه سودي به تو مي‌رساند و نه زياني مخوان كه اگر چنين كني از ستمكاران خواهي بود). «يونس/104-106»

الله تعالي پيامبرش صلی الله علیه وسلم را مأموريت داد كه به‌ آن‌ها بگويد:«ي