ها توجه شود. پس از نماز يكي از نمازگزاران آمد و گفت: عموجان! اي شيخ! در هفته‌ي گذشته براي ما درباره‌ي ميلاد پيامبر صلی الله علیه وسلم سخنراني كردي و يادآور شدي كه برگذاري جشن به اين مناسبت بدعت است، اكنون مي‌خواهم از شما سؤالي بپرسم؟ گفتم: بفرماييد! در حد توان پاسخگو هستم. گفت: نظر اسلام درباره جشن ميلاد پيامبر صلی الله علیه وسلم ، جشن تولد بچه‌ها، عيد مادر (روز مادر)، هفته درختكاري، هفته عبور و مرور، روز ملي كشور و هفته مساجد، چيست؟

آيا اين‌ها بدعت نيستند؟ چرا با جشن ميلاد پيامبر صلی الله علیه وسلم مبارزه مي‌كني در حالي كه مي‌داني او بزرگترين مردي است كه تمام افراد بشر تا به حال شناخته است و اين شخصيت به بزرگ‌داشت شايسته‌تر و سزاوارتر از اين‌ها است، حال آن كه جشن به مناسبت‌هاي ديگر را رد نمي‌كنيد و حتي شما سعودي‌ها به طور خاص تشويق هم مي‌كنيد؟!

با استعانت از الله، برايش توضيح دادم و گفتم: هدف از هفته مساجد، نظافت مساجد و توجه به آن است. به من گفت: به خيابان‌ها نگاه كن، آيات قرآن بر ورق و پارچه نوشته و پاره پاره شده، درخيابان‌ها، راه‌ها و در آشغال‌دان‌ها ريخته شده است! آيا اين كار به ويژه در هفته مساجد حرام نيست؟ عموجان! اي شيخ! به اين تكه پارچه نگاه كن كه برآن نوشته شده است:‌ « إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ »«توبه/18» (تنها كساني مساجد را آباد مي‌كنند كه به الله و روز آخرت ايمان داشته باشند). 

كه در اين پارك افتاده است و هر آشغالي بر روي آن مي‌ريزد!؟ انا لله و انا اليه راجعون!

من دقيقاً حرف‌هاي آن فرد را كلمه به كلمه براي شما نقل مي‌كنم و خودم آن تكه پارچه‌اي را كه آيه بر آن نوشته شده را برداشته و سوزاندم.

به من گفت: عموجان! اي شيخ! از شما انتظاري ندارم! بلكه انتظار مي‌رود شما خطيب‌ها، سخنرانان و معتمدين اين پيام را به مسؤلان برسانيد، اما شما اي خطيبان سعودي! نمي‌توانيد اين كار را بكنيد، چرا كه هر گاه حكومت بگويد، اين چيزحرام است، شما هم مي‌گوييد: حرام است. و وقتي بگويد: اين چيز حلال است، شما هم مي‌گوييد: حلال است حتي شما اولين فردي هستي كه به من مي‌گويي اين عمل خوب است و مسلمانان را به كارهاي خير تشويق مي‌كني اما براي من ممكن نيست با اين حرف قانع شوم مگر با فتواي شرعي از طرف هيئت كبار علما و اين را هم فراموش نكن، كسي كه از گفتن حق سكوت كند، شيطان گنگ است! والسلام عليك.

لذا از شما مي‌خواهم فتاواي شرعي را در مورد اعياد مذكور جداگانه و مفصل برايم تشريح فرماييد. (الله شما را حفظ كند!)

ج- اول: عيد نامي است براي اجتماعي كه به صورت يك رسم در هر سال يا ماه يا هفته تكرار مي‌شود، به اين ترتيب عيد به چيزي گفته مي‌شود كه در آن اموري مانند: روزي كه (در هر سال) تكرار شود، مانند: عيد فطر، (يا هر هفته تكرار شود) روز جمعه و مردم در آن روز جمع شوند و اعمالي كه در آن روز انجام مي‌شود تركيبي از عبادت‌ها و رسوم است.

دوم: هدف از آن (عيد) عبادت، تقرب و تعظيم به نيت كسب ثواب باشد. يا مشابهت به اهل جاهليت و ديگر گروه‌هاي كفار باشد كه در اين صورت بدعتي نوپيدا، ممنوع و تحت عموم حديث پيامبر صلی الله علیه وسلم داخل است كه مي‌فرمايد: «مَن أحدَثَ في أمرِنا هذا ما لَيسَ مِنهُ فَهُوَ رَدٌّ»:

 (كسي كه در دين ما چيز جديدي را كه از [دين] ما نباشد بوجود آورد، مردود است).[1]

مانند: عيد ميلاد، روز مادر و روز ملي. چرا كه عيد اول (ميلاد) پديد آوردن عبادتي است كه الله بدان اجازه نداده است و مشابهت با نصاري و مانند آن‌ها از كفار است و دوم و سوم (روز مادر و ملي) مشابهت با كفار است، اما هر برنامه اي كه به هدف تنظيم كارها باشد، به طور مثال اعمالي كه به مصلحت امت و تنظيم امور آن‌هاست، مانند: هفته عبور و مرور، برنامه‌ي آغاز و پايان مدارس، گردهمايي كارمندان و...كه اصلاً منجر به تقرب، عبادت و تعظيم نمي‌گردد، چنين رسومي از نوع بدعت‌ها و امور جاري است كه حديث: «مَن أحدَثَ في أمرِنا هذا ما لَيسَ مِنهُ فَهُوَ رَدٌّ»

 (هر كسي در دين ما چيز جديدي را پديد آورد كه از آن نيست) شامل نمي‌شود، لذا ايراد ندارد و مشروع است.

وبالله التوفيق و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

انجمن دايم پژوهشهاي علمي و افتا (3/61/59)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري(2697)ومسلم(1718)[207] حكم برگذاري مراسم جشن تولد

س:حكم جشن گرفتن به مناسبت گذشت يك يا دو سال بيشتر يا كمتر از تولد شخص چيست؟ اين عيد را عيد ميلاد يا خاموش كردن شمع مي‌نامند؟ حضور در چنين مهمانيهايي، چه حكمي دارد؟ آيا اگر فردي به چنين جشني دعوت شود، اجابت كند؟ پاسخ ما را بدهيد، اجر شما با الله!

ج: ادله‌ي شرعي از قرآن و سنت، بيانگر اين است كه جشن تولد از بدعت‌هاي نوپيداي در دين است كه در شريعت مطهر اصل و ريشه‌اي ندارد واجابت چنين دعوتي جايز نيست؛ زيرا اجابت اين نوع دعوت، تاييد و تشويق عمل بدعت است.

الله تعالي مي‌فرمايد: « أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ»

(آيا آنان معبوداني دارند كه بدون اذن الله آئيني براي آنها ساختند). «شوري/21»

و مي‌فرمايد: ‌» ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الأمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ (١٨)إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ (١٩)»

 (سپس تو را بر شريعت و آئين حق قرار داديم، از آن پيروي كن و از هوس‌هاي كساني كه آگاهي ندارند پيروي نكن، آن‌ها هرگز نمي‌توانند تو را در برابر الله بي‌نياز كنند و از عذابش برهانند و ظالمان يار و ياور يكديگرند، اما الله يار و ياور پرهيز گاران است). «جاثيه/19-18»

و مي‌فرمايد:« اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلا مَا تَذَكَّرُونَ (٣)»

 (و از چيزي كه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده پيروي كنيد و از اوليا و معبودهاي ديگر جز او پيروي نكنيد، اما كمتر متذكر مي‌شويد). «اعراف/3»

از پيامبر صلی الله علیه وسلم در حديث صحيحي ثابت است كه مي‌فرمايد: «مَن عَمِلَ عَمِلاً لَيسَ عَلَيهِ أمرُنا فَهُوَ رَدٌّ»: (هر كس عملي انجام دهد كه از [دين] ما نباشد، آن عمل مردود است).[1]

و مي‌فرمايد: «خَيرَ الحَديثِ كِتابُ اللهِ، وَ خَيرَ الهَديَ هَديُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وسلم ، وَ شَرَّ الأُمُورِ مُحدَثاتُها، وَ كُلَّ‌بِدعَةٍ ضَلالَةٌ»

 (بهترين حديث كتاب الله است و بهترين راه و روش، راه و روش محمد صلی الله علیه وسلم و بدترين امور مسايل نو است و هر بدعتي گمراهي است).[2] به همين معنا احاديث زيادي وجود دارد.

وانگهي اين جلسات علي رغم بدعت و منكر بودن هيچ اصلي در شريعت ندارد