وجب شادي قلب و خوشحالي آن‌ها در كار باطل‌شان مي‌شود.

مشابهت در امور ظاهري سبب مشابهت در امور باطني مانند عقايد فاسد مي‌شود كه اين عقايد فاسد دزدانه و پنهاني به صورت تدريجي در فرد اثر مي‌گذارد و از بزرگ‌ترين مفاسدي كه از اين طريق پديد مي‌آيد، اين است كه مشابهت ظاهري با كفار سبب ايجاد محبت و دوستي باطني با آن‌ها مي‌گردد و محبت و دوستي نسبت به آن‌ها با ايمان منافي است.

الله تعالي مي‌فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (٥١)» «مائده/51»

 (اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! يهود و نصارا را ولي [دوست و تكيه‌گاه خود] نگيريد. آن‌ها اولياي يكديگرند و كساني كه از شما با آنان دوستي كنند از آن‌ها هستند. الله ستم‌كاران را هدايت نمي‌كند). 

الله تعالي مي‌فرمايد: ‌» لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ » «مجادله/22» 

(هيچ قومي را كه به الله و روز آخرت ايمان دارند نمي‌يابي كه با دشمنان الله و رسولش دوستي كنند). 

پنجم: بنابر مطالبي كه گذشت، براي مسلماني كه الله تعالي را بعنوان پروردگار، اسلام را بعنوان دين، و محمد صلی الله علیه وسلم را بعنوان پيامبر پذيرفته اجازه ندارد براي اعيادي كه در اسلام هيچ اصلي ندارند، جشن بگيرد. بنابراين جشن هزاره‌ي دوم و سوم از همين نوع جشن‌هاست. لذا حضور، مشاركت و هيچ نوع كمك به آن‌ها جايز نيست، چون گناه و تجاوز از حدود الهي‌ست.

الله تعالي مي‌فرمايد: « وَلا تَعَاوَنُوا عَلَى الإثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ »

(هرگز در راه تعدي و گناه همكاري ننماييد و از [مخالفت با فرمان] الله بپرهيزيد كه مجازات الله شديد است). «مائده/2»

ششم- براي مسلمان تعاون و همكاري با كفار در اعياد و مراسم آنها به هيچ صورتي جايز نيست. از جمله: معرفي و اطلاع رساني براي اعياد آنها كه هزاره ميلادي مذكور از همين نوع است.

 دعوت دادن به سوي آن با هيچ وسيله‌اي جايز نيست، برابر است كه اين دعوت به وسيله رسانه‌هاي گروهي باشد يا با نصب ساعتهاي ويژه، تقويم‌هاي ديواري، توليد لباس‌هاي مخصوص به هدف يادگاري آن روز، چاپ پلاكارتهاي تبليغاتي، يا تبليغات بر روي انواع دفتر دانش آموزان، تخفيف‌هاي ويژه براي كالاهاي تجاري، تعيين جوائز براي خريد كالاهاي مخصوص عيد، مسابقات ورزشي به چنين مناسبتي و يا پخش شعار خاصي به مناسبت عيد كفار (همه‌ي اين‌ها ناروا و از نظر شريعت ممنوع است).

هفتم- براي مسلمان جايز نيست كه اعياد كفار را معتبر بداند از جمله همين هزاره‌ي مذكور، مانند آن و ديگر مناسبتها و اوقاتي كه از نظر آنان ارزشمند و مبارك است. به اين صورت كه كارهاي خود را در آن روزها تعطيل كنند، مراسم عقد وازدواج خود را درآن روز برگذار كنند، آغاز كارهاي تجارتي را به آن روز موكول نمايند، پروژه‌هاي آباداني و... را در آن روز افتتاح كنند. بطور كامل براي فرد مسلمان جايز نيست كه تصور كند اين روزها بر ديگر روزها برتري دارد، چون اين روزها مانند روزهاي ديگر است و اين از باورهاي فاسدي است كه حقيقت هيچ چيز را تغيير نمي‌دهد، بلكه چنين باوري گناه روي گناه است. از الله تعالي خواهان عافيت و سلامتي هستيم.

هشتم- براي مسلمان جايز نيست كه اعياد كفار را به آن‌ها تبريك بگويد، چون اين عمل، بمنزله ي رضايت از عقيده‌ي باطل آن‌ها است كه سبب خوشحالي آنها مي‌شود.

ابن قيم مي‌گويد: تبريك گفتن شعائر مختص كفار، به اتفاق حرام است.مانند: تبريك گفتن عيدها و روزه‌يشان كه بگويد: عيد شما مبارك! يا عيد مبارك! و... چنين فردي اگر از كفر سالم بماند، عملش از محرمات است. چنين عملي مانند: تبريك گفتن بخاطر سجده براي صليب است!؟ گناه اين عمل در نزد الله بزرگتر و عذابش از تبريك گفتن به شارب خمر، قاتل، زناكار و... سخت تر است.

بسياري از كساني كه دين براي‌آنان ارزشي ندارد به اين گمراهي مبتلا مي‌شوند؛ حال آن كه از زشتي عمل خود بي‌خبر است، به اين ترتيب هر كس به فردي در ارتكاب معصيت، بدعت، يا كفر تبريك بگويد خود را در معرض خشم و غضب الهي قرار داده است. [9]

نهم- شرافت مسلمانان در اين است كه به تاريخ هجرت پيامبرشان محمد صلی الله علیه وسلم افتخار كنند. كه صحابه بر آن اجماع كرده‌اند، و به اين تاريخ پايبند باشند و آن را بدون هيچ گونه جشني تاريخ خود قرار دهند، چرا كه مسلمانان از چهارده قرن پيش تا به امروز آن را به ارث برده‌اند. به اين ترتيب اكنون روا نيست كه مسلمانان از تاريخ هجري روي گردانند و تاريخ ديگري –از ديگر اديان- را جايگزين آن كنند. مانند تاريخ ميلادي!؟ چرا كه اين عمل جايگزين كردن چيزي بي‌ارزش به جاي چيزي بهتر است.

ما تمام برادران مسلمان خود را به رعايت تقواي الهي آن هم طوري كه حق رعايت كردن است، سفارش مي‌كنيم تا با عمل به اطاعت الهي، دوري از معصيت، و سفارش يكديگر به اين امور و صبر بر اين اعمال توصيه مي‌نماييم. بايد هر فرد مؤمن تلاش كند كه خيرخواه خود باشد و براي رهايي از غضب و لعنت الله در دنيا و آخرت در دست‌يابي به علم و ايمان حريص باشد و الله را تنها هادي، ياري‌دهنده، حاكم و ولي خود بداند، چرا كه او بهترين حامي و بهترين ياري‌دهنده است و پروردگار تو در هدايت و نصرت كافي است. و بايد اين دعاي پيامبر صلی الله علیه وسلم را بخواند كه مي‌فرمايد: « اللَّهُمَّ رَبَّ جَبْرَائِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَإِسْرَافِيلَ، فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ، اهْدِنِي لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنْ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ، إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ »

 (بارالها، اي پروردگار جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل، پديدآورنده‌ي آسمان‌ها و زمين، عالم غيب و آشكار، تو بين بندگان خود در آن چه اختلاف مي‌كنند داوري مي‌كني، [از تو مي‌خواهم كه] مرا درآن چه اختلاف شده، به ياري خود به حق راهنمايي كني، همانا تو هر كس را بخواهي به راه راست هدايت مي‌كني).[10] و سپاس الهي را كه پروردگار عالميان است.

والله ولي التوفيق و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

انجمن دايمي پژوهشهاي علمي و افتا-ش(21049) و تاريخ(12/8/1420)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم(1920،1921،19239)به بعده به همين معنا است.
[2] نگا تفسير ابن كثير(3/329،330)
[3] احمد در مسند (3/103،178،235،250)وابوداود (1134) ونسائي(1556)وحاكم 1/294(1091) آن را صحيح دانسته و ذهبي با او موافق است.
[4] بوانه: سرزمين سر سبزي است كه پشت ينبع نزديك ساحل درياست.
[5] ابوداود(3313)و آلباني درصحي