ه نمي‌تواند به آن عمل نمايد چيست؟

آيا ادعايش به جاست؟ يا اين‌كه تحصيل علم بر او واجب است حتي اگر خوف عمل نكردن را داشته باشد؟

ج: ترك تحصيل علم، از ترس كوتاهي در عمل، فريب و وسوسه‌ي شيطان است، تا آدميزادگان را گمراه سازد. بر مسلمان واجب است كه به دنبال علم سودمند رفته و بر آن عمل نمايد. 

رسول اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ گفته است: «طلب العلم فريضهٌ علي كل مسلمٍ»[1] 

«فراگيري علم بر هر مسلماني فرض است»

«مَنْ سَلَكَ طريقاً يلتمس فيه علماَ سهّل الله له طريقاً الي الجنّة»[2] 

«هر كس راه جستجوي علم را در پيش بگيرد، الله تعالي راه رسيدن به جنت را برايش آسان مي‌گرداند».

طرح عذرها و بهانه‌ها در مورد ترك تحصيل از طرف برخي گروه‌هاي صوفيه عنوان مي‌شوند. پس واجب است كه به علم روي آورد و نبايد به بهانه‌هاي شيطاني توجه كرد. 

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (12/97)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. تخريج اين حديث در فتواي سابق گذشت. 
[2]. مسلم (2699)[32] حكم يادگيري زبان خارجي

س: يادگيري زبان خارجه چه حكمي‌دارد؟

ج: اگر ايجاب كند، يادگيري زبان انگليسي و ديگر زبان‌هاي خارجي اشكالي ندارد، ولي اگر نيازي براي اين كار نباشد فرا گرفتنش مكروه است.

  و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (12/133)[33 ] حكم فراگيري قوانين وضعي

س: - فراگيري قوانين وضعي (ساخته پرداخته ی ذهن بشر) و تلاش در جهت اجرا و تنفيذ آن چه حكمي‌دارد؟

با علم به اين‌كه شريعت الله تعالي از آن بهتر است. 

- تدريس قوانين وضعي، فلسفه، منطق و روان شناسی چه حكمي‌دارد؟

- از آنجایی که این علوم اباطیل و خرافات زيادي از قبيل پرداختن به ذات و صفات و اسماي باري تعالي، تحليل و تحريم، عقيده‌ي كمونيستي، وحدة الوجود و... را دربردارند، در اين صورت تكليف مدرس و دانشجو چه مي‌تواند باشد، خصوصاً اگر اين دروس در سطح ملّي نيز تدریس شوند و استاد و دانشجو از طلاب علوم شرعي هم نباشند و اگر دچار شبهه بگردند و به آن‌ها گفته شود كه اين علوم اشتباه است، مي‌گويند چه كار كنيم، اين دروازه‌ي رزق ماست و... 

ج: يادگيري قوانين وضعي به منظور اجرا و تنفیذ آن‌ها در صورتي كه مخالف شريعت اسلامي‌باشند جايز نيست. البته خواندن و يادگيري آن جهت تبيين انحراف و خطرات آن جايز است. مناسب است كه ضمن بيان خطرات قوانين وضعي به بيان عدل و خوبي‌هاي اسلام و اين‌كه اسلام  براي مصالح انسان‌ها كافي است پرداخته شود. مسلماني كه توان تشخيص حق از باطل را ندارد برايش جايز نيست كه فلسفه و قوانين وضعي را فرا بگیرد، زيرا امكان دارد كه دچار فتنه و شبهات شده و از صراط مستقيم منحرف گردد؛ كسي كه قادر به تشخيص آن باشد و بتواند سره را از نا سره جدا كند مي‌تواند به تدريس آن بپردارد، تا حق را به اثبات رسانده و باطل را از بين ببرد، به شرطي كه اين كار سبب از دست رفتن واجبي نشود. 

بدين ترتيب معلوم شد كه تعميم يادگيري اين علوم در تمام دوره‌ها‌ي علمي و آموزشگاه‌ها جايز نيست، بلكه اين كار تنها براي افرادي خاص كه ظرفیت آن را دارند جايز است، تا وظيفه‌ي اسلامي‌خويش را به انجام رسانده و حق را ياري نموده و باطل را نابود سازند.البته قبل از همه این موارد باید عقیده ی صحیح را از کتاب و سنت آموخت.

 و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا(12/134-135)[34] حكم مطالعه و خواندن كتاب‌هاي گمراه كننده

س: نام برخي ازكتاب‌ها را خيلي زياد مي‌شنويم؛ امثال: ابن سيِنا، كتاب ابومشعر فلكي،شموس الأنوار،كتاب الرّحمة و... 

-آيا اين كتاب‌ها از نظر صحت پايه واساس دارند؟

- برخي مردم در مورد درون مايه‌هاي اين كتاب‌ها اعتقادات عجيب و غريبي دارند و مي‌گويند

- كه با كمك اين‌ها مي‌توان جن را اخراج نمود و به نيات مردم پي برد و از شياطين محفوظ ماند، نظر شما در مورد اين اعتقادات چيست؟

- اگر محتويات و درون مايه‌هاي اين كتاب‌ها درست باشد، آيا جايز است كه شخص آن را شغل خود قرار داده و بگويد:

تو در فلان روز و فلان وقت مريض خواهي شد، به وقت وزيدن باد بيمار مي‌گردي، با لمس شبنم دچار اختلالات مي‌شوی و... اگر اين سخنان صحيح باشد آيا جايز است كه شخص آن را وسيله‌ي ارتزاق قرار دهد؟

ج: عمل به محتويات اين كتاب‌ها جايز نيست، و هيچ كس اجازه ندارد آن را شغل وحرفه‌ي خويش قرار دهد و براي هيچ كس جايز نيست كه به شعبده بازي‌ها وخرافات اعتقاد داشته باشد، زيرا اين كتاب‌ها مملو از مسايل شركي، بدعات، خرافات و ادعاي علم غيب هستند. و مشحص است كه علم غيب مختص به الله تعالي است و هيچ كس جز او مسایل غيبي را نمي‌داند و البته الله تعالي گاهي انبيا و يا فرشتگانش را از اخبار غيبي مطلع مي‌سازد. 

 و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمی و افتا (2/132)[24] حکم اعتراض بر احکام شرعی که الله تعالی آن ها را نازل کرده است

س: عده ای می گویند: بعضی از احکام شرع نیاز به تعدیل و تجدید نظر دارند، زیرا این احکام مناسب با زمان کنونی نیستند، این عده به مسایلی همچون سهم الارث مرد که دو برابر سهم الارث زن است و... اشاره می کنند. حکم شرع در مورد چنین سخنانی چیست؟

ج: احکامی که الله تعالی در قرآن و یا به وسیله ی پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، آن را برای مردم بیان نموده است، مانند: آیات تقسیم ارث، نمازهای پنجگانه، زکات، روزه و... که امت بر آن اجماع نموده است هیچ کسی حق اعتراض و تغییر آنها را ندارد زیرا چنین مواردی از زمان پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تا قیام قیامت به عنوان قوانین پایه و اصول شریعت اسلام برای امت مسلمان تصویب شده اند.

از جمله، موضوع میراث و دو برابر بودن سهم پسران در مقابل سهم دختران و دو برابر بودن سهم فرزندان پسر و هچنین دو برابر بودن سهم برادران شقیق و برادران پدری؛ زیرا الله تعالی این مسایل را در قرآن توضیح داده است و علمای جهان اسلام برصحت و قطعیت آن اجماع نموده اند. بنابر این باید با ایمانی راسخ و یقینی کامل و استوار این مسایل را پذیرفت و بر آن عمل نمود، هر کسی که فکر کند قوانین وضع شده ی بشری از قوانین الله تعالی بهتر مي باشد، بدون شک کافر است؛ و اگر کسی اجازه دهد با قوانین الهی مخالفت شود او نیز کافر است؛ زیرا چنین فردی در واقع بر الله و رسول و اجماع امت معترض است.

اگر فرد مسلمانی مرتکب چنین اشتباهی شود بر ولی امر مسلمین لازم است او را وادار به توبه نماید، چنانچه توبه نکرد به عنوان کافر و مرتد کشته شود، به دلیل اینکه پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده است:« مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ »[1] (هرکس دینش را تغییر داد او را بکشید).

از ا