 كما اين‌كه اگر بي‌وضو بشود حكمش همين است.

امام ابوحنيفه(رحمه الله) گفته است: جايز است كه تنها پاهايش را بشويد و همين است فتواي ديگر امام شافعي و روايت دوم از امام احمد(رحمهم الله)، زيرا اين شخص اگر بدون شستن پاهايش نماز بخواند در واقع نه پاهايش را شسته و نه اين‌كه بر موزه مسح كرده است.

ابراهيم نخعي در روايت ديگر گفته است: وضو نمي‌شكند و شستن پاها نيز بر او واجب نيست؛ بلكه مي‌تواند بدون تجديد وضو و شستن پاها مي‌تواند نماز بخواند. همين است فتواي ابن‌حزم و جماعتي ديگر؛ اين‌ها مي‌گويند كه شخص مذكور بر وضو بوده و حدث (بي‌وضويي) بر او حادث نشده است. پس طبق قاعده‌ي كلي وضوي اين شخص بر حال خود باقي است و چون هر چيزي بر اصالت خود باقي مي‌ماند؛ مگر آن‌كه دليل انتقال آن از اصالتش ثابت بگردد.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (5/251، 252)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مراجعه شود به «المغني» از ابن قدامه‌(1/177). و بعد از آن[52] مدت مسح از چه زماني شروع مي‌شود؟

س: مدت مسح از چه زماني شروع مي‌شود؟

از وقت پوشيدن يا از وقت حدث (بي‌وضويي)؟

ج: اين مسئله، مورد اختلاف علماست و قولي كه فقهاي اصحاب آن را اختيار كرده‌اند اين است كه مدت مسح بعد از بي‌وضو شدن شروع مي‌شود. فتواي ديگر اين است كه مدت مسح، از اولين مسح بعد از پوشيدن موزه‌ها شروع مي‌شود.

مثال: شخصي در وقت ظهر در حالي كه وضو دارد موزه‌هايش را مي‌پوشد و در وقت عصر بدون آن كه وضويش بشكند تجديد وضو كرده و باز هم بر موزه‌هايش مسح مي‌كند و در وقت مغرب و عشا نيز (بدون شكسته شدن وضويش) تجديد وضو مي‌كند و در نيمه‌ي شب، وضويش مي‌شكند. حال طبق قول مختار، مدت مسح اين شخص از وقت بي‌ضو شدنش آغاز شده و تا نيمه شب روز دوم ادامه مي‌يابد. طبق فتواي دوم مدت مسح او از وقت عصر شروع مي‌شود كه در آن وقت با طهارت (وضو) بر موزه‌ها مسح كرده مي‌شود و تا عصر روز بعد ادامه مي‌يابد. 

طرفداران قول دوم به ظاهر حديث: «يَمْسَحُ الْمُقيم يوماً و ليلةً»[1]

«شخص مقيم يك شبانه روز مسح بكند». عمل مي كنند.

فتواي برگزيده فتواي اولي است كه به اصل آسانگري نزديك‌تر است (والله اعلم).

فتوا با امضاي شيخ ابن جبرين. در تاريخ: 21/08/1423
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. صحيح ابن خزيمه (194)،‌نسائي (128)، ابن ابي‌شيبه (1866)، ابويعلي (264)، بيهقي در «الكبري» (1206)، شيخ آلباني (رح) حديث مذكور را در «صحيح نسائي» صحييح دانسته است. (124-125) اصل اين حديث در صحيح مسلم است (276)[53] آيا پايان مدت مسح باعث شكسته شدن وضو مي‌شود؟

س: آيا با پايان يافتن مدت مسح وضو مي‌شكند؟

ج: خير، زيرا رسول اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم مدت مسح را معين كرده است و نه مدت انتهاي وضو را. بنابراين آنچه كه تعيين شده كه مدت وضو نيست،‌چون ما نمي‌توانيم بگوييم كه هر وقت مدت تمام بشود پس وضو نيز شكسته است، بلكه آنچه كه وقت آن از طرف شريعت معين شده مسح است. از اين جهت ما مي‌توانيم بگوييم كه: هر وقت مدت مسح تمام شد شما حق مسح نداريد، ولي قبل از اتمام مدت اگر شما با طهارت بر موزه‌ها مسح كرديد وضوي شما بنا بر مقتضاي دليل شرعي كامل و پابرجاست و جز با دليل شرعي از بين نمي‌رود و اصل بقاي طهارت است. 

 رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم در مسئله‌ي شكسته شدن وضو قاعده‌اي را پايه گذاري كرده است:[ لَا يَنْصَرِفْ حَتَّى يَسْمَعَ صَوْتًا أَوْ يَجِدَ رِيحًا ] [1]

«شخصي كه خيال مي‌كند كه در نماز چيزي را احساس مي‌نمايد(فكر مي كند كه وضويش با خارج شدن چيزي شكسته) نبايد از نماز منصرف شود تا اين كه صدايي بشنود و يا بويي را احساس نمايد (چيزي از شكمش بيرون بيايد) 

پس رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم وضو را بر كسي واجب مي‌داند كه بر شكسته شدن وضويش اطمينان پيدا كند. فرقي نمي‌كند كه سبب وجوب وضو از حيث واقعيت مشكوك باشد يا از حيث آگاهي و عدم آگاهي به حكم شرعي، زيرا هر كدام از اينها در جهالت و ناداني به سر مي‌برند، اين يكي به واقعيت جاهل است كه آيا سبب نقض وضو اتفاق افتاده است يا خير؟ و آن ديگر نسبت به حكم شرعي جاهل است كه آيا شريعت وضو گرفتن را در چنين حالي بر او واجب نموده است يا نه؟

 ولي از حديث رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم معلوم مي‌شود كه وضو واجب نمي‌شود؛ مگر با حصول يقين از شكسته شدن وضو، و اين جا چون شكسته شدن وضو، و اين جا چون شكسته شدن وضو، و اين جا شكسته شدن وضو يقيني نيست. پس وضو به حال خود باقي است.

شيخ ابن عثيمين – مجموعه فتاوا و رسايل (11/179)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري (2056،177،137) مسلم (362،361)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:495.txt">آيا لمس آله‌ي تناسلي وضو را باطل مي‌كند؟</a><a class="text" href="w:text:496.txt">آيا لمس زن وضو را مي‌شكند؟</a><a class="text" href="w:text:497.txt">بوسيدن وضو را باطل نمي‌كند.</a><a class="text" href="w:text:498.txt">شك در وضو بي‌تأثير است</a><a class="text" href="w:text:499.txt">خوردن كدام اعضاي شتر وضو را مي‌شكند؟</a><a class="text" href="w:text:500.txt">تأثير مذي (آب عشق) در وضو</a><a class="text" href="w:text:501.txt">خروج خون از بدن</a><a class="text" href="w:text:502.txt">آيا خروج خون وضو را مي‌شكند؟</a><a class="text" href="w:text:503.txt">خروج خون از بدن</a></body></html>[54] آيا لمس آله‌ي تناسلي وضو را باطل مي‌كند؟

س1: علما درباره‌ي باطل شدن وضو در اثر لمس آله‌ي تناسلي اختلاف دارند، عده‌اي قايل به عدم بطلان وضو هستند از حديث «ما هو إلاّ بِضْعَةٌ مِنك» استدلال مي‌كنند.

از ديدگاه شما كدام نظريه راجح و به حق نزديكتر است؟

ج1: به نظر من قول راجح همان قول جمهور علماست كه قايل به شكسته شدن وضو (در اثر دست زدن به آله‌ي تناسلي) هستند، ‌زيرا حديث « ما هو إلاّ بِضْعَةٌ مِنك » (اين عضو پاره‌اي از توست) ضعيف است و با توجه به تعارضي كه با احاديث صحيح دارد نمي‌تواند با احاديث صحيح مقابله بكند. احاديث صحيح حاكي از اين است كه هر كس آله‌اش را لمس كند بايد وضو بگيرد. اين احاديث با فعل «أمر» آمده‌اند و اصولاً فعل امر براي وجوب است. فرضاً اگر حديث « ما هو إلاّ بِضْعَةٌ مِنك »[1] ضعيف نباشد قطعاً بوسيله‌ي حديث «مَنْ مَسَّ ذَكَرَهُ فَلْيَتَوَضَّأ»[2] منسوخ شده است.

«هر كس عضو تناسلي‌اش را لمس كند بايد وضو بگيرد».

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (5/264)

 س2: اگر كسي عضو تناسلي‌اش را در اثناي غسل كردن لمس كند آيا وضويش مي‌شكند؟

ج2: فتواي مشهور مذهب (حنبلي) همين است كه لمس ذكر ناقص وضو است. بنابراين اگر دست كسي در حين غسل به عمد يا به غير عمد با آله‌ي تناسلي‌اش تماس پيدا كند لازم است كه بعد از غسل وضو بگيرد.

قول دوم اين است كه دست زدن به آله‌ي تناسلي شكننده‌ي وضو نيست، ولي وضو گرفتن از آن مستحب است. 