بن شقیق رضی الله عنه اجماع صحابه را در مورد کافر بودن تارک الصلاة نقل کرده و اسحاق بن راهویه اجماع امت را در این مورد حکایت کرده است.

شيخ ابن عثيمن- مجموعة فتاوي و رسائل (11/54)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. تخریج این حدیث در فتوای شماره ی (6) از همین باب گذشت.
[2]. تخریج این حدیث در فتوای شماره ی (6) از همین باب گذشت.[33] حرمت اقدام به عملیات خرابکارانه در شهرهای اسلامی و غیر اسلامی

س: آیا ترور شخصیت ها و بمب گذاری در ساختمان های دولتی در کشورهای غیر اسلامی جهاد به حساب می آید؟

ج: خیر، ترور و تخریب امری نا جایز است و از طرفی این امور سبب گرفتاری و دربه دری و کشته شدن مسلمانان می شود، این نوع کارها جواز شرعی ندارند، بلکه مسلمانان وظیفه دارند در میدان جنگ علیه کفار جهاد نمایند زمانی که توان تجهیز ارتشی منظم و منسجم و نیرومندی را داشتند که بتوانند علیه دشمنان الله و رسولش مبارزه کنند آنگونه که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عمل نمودند. اما تخریب و ترور نتیجه ای جز بدبختی و ضرر برای مسلمانان در بر نخواهد داشت.

پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ زمانی که قبل از هجرت در مکه بودند، دستور داشتند دست به شمشیر نبرند و نجنگند، الله تعالی فرموده است:« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ» [نساء:77] 

( آیا نمی بینی( ای محمد! و تعجب نمی کنی) ازکسانی که( پیش از آن که اجازه ی جنگ صادر شود، نسبت به جنگ علاقه نشان می دادند و هر چند) بدیشان گفته می شد:( وقت جهاد فرا نرسیده است) دست از جنگ بردارند و نماز را بر پا دارید و زکات مال بدر کنید).

پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در عهد مکی اجازه ی جهاد نداشتند؛ زیرا مسلمانان از نظر قدرت و توان در حدی نبودند که توان مقابله با مشرکین را داشته باشند، چنانچه یکی از کفار را به قتل می رساندند، کفار همه ی مسلمانان را یکسره  قتل عام می کردند؛ زیرا مشرکین از قدرت و سلطه ی کافی برخوردار بودند.

 بنابراین عملیات تروریستی و انتحاری و بمب گذاری نتیجه ای جز فشار بر مسلمانان و کشتار آنان در بر نخواهد داشت، چنین اموری به منزله ی دعوت و جهاد فی سبیل الله نیستند؛ بلکه سبب گرفتاریهای بزرگی برای مسلمانان خواهند شد؛ توجه داشته باشید رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ زمانی فرمان جهاد را پس از هجرت به مدینه صادر کرد که از افراد و حامیان لازم برخوردار بود.

 آیا پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و صحابه در دوران مکه با کفار می جنگیدند؟ خیر؛ بلکه جداً از مقابله و نبرد خودداری می کردند.

آیا پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و صحابه در عهد مکی به تخریب اموال کفار دست می زدند؟ خیر، بلکه فقط مشغول دعوت و تبلیغ بودند، قتال و جهاد پس از هجرت به مدینه آنگاه که مسلمین صاحب قدرت و حکومت شدند به عنوان یک فریضه ی اسلامی شکل عملی به خود گرفت.

 الشیخ الفوزان- کلمات مضیئة لأصحاب الفضیلة العلماء فی

الإرهاب (114،113) جمع: عمرو عبدالمنعم سلیم[11] شخص با خانواده ی بی نماز خود چگونه رفتار کند؟

س: شخصی خانواده‌اش را به خواندن نماز دستور می دهد ولی آنها به حرف او گوش نمی دهند، آیا این شخص با آنها زندگی کند یا این که از آن خانه خارج شود؟

ج: این خانواده اگر هیچ وقت نماز نمی خوانند کافر و مرتد هستند و برای این شخص جایز نیست که با آنان سکوت کند؛ ولی بر او واجب است که آنها را با اصرار و تأکید به سوی نماز دعوت دهد، شاید که الله تعالی هدایتشان کند، زیرا تارک نماز به دلیل کتاب، سنت، و اقول صحابه و رأی صحیح، کافر است.

دلیل از قرآن: گفتار الله تعالی در مورد مشرکین است که فرموده است:

[فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (١١)] 

«اگر آنان (از کفر) توبه کردند (و احکام اسلام را مراعات کردند) و نماز را خواندند و زکات دادند (کاری با آنان نداشته باشید چون) در این صورت برادران دینی شما هستند. ما آیات خود را برای اهل دانش و معرفت بیان می کنیم».[توبه: 11]

مفهوم آیه این است که اگر آنان نماز نخواندند و زکات ندادند، پس برادران دینی شما نیستند و مسلم است که اخوت دینی با معاصی و گناه منتفی نمي‌شود؛ بلکه این امر تنها با خروج از دین اسلام منتفی مي‌گردد.

دلیل از سنت: «إنّ بَينَ الرّجُلَ وَ بَينَ الَشّرکِ وَ الکُفرِ تَرکُ الصّلاَة».[1]

«بی گمان فرق بین انسان و بین شرک و کفر ترک نماز است».

همچنین حدیثي به روایت بریده رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ در سنن چنین آمده است: «اَلعَهدُ الّذی بيننا وَبينَهُم الصَّلاَة فَمَن تَرَکَهَا فَقَد کَفَرَ».[2]

«وجه تمایز ما و آنان در نماز است، پس هر کس که نماز را ترک دهد کافر مي‌گردد».

 اما اقوال صحابه: امیر المؤمنین عمر رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گفته است: «لا حَظَّ فِی اَلإسلاَمِ لَمِن تَرَکَ الصَّلاَة».[3]

«تارک نماز در اسلام هیچ بهره و نصیبی ندارد».

واژه ی (حظ) به معنی نصیب است که در این جا به صورت نکره در سیاق نفی آمده و در حکم عام می باشد: یعنی هیچ بهره‌ای در اسلام ندارد، نه کم و نه زیاد.

عبدالله بن شقیق رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گفته است: «کَانَ أصحابُ النَّبیِّ صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ لا يرَون شيئاً مِنَ الأعمالَ ترکَهُ کُفراً غير الصّلاةِ».[4]

«اصحاب رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ هيچ گناهي جز ترك نماز را كفر نمي‌دانستند» 

اما از جهت رأی و نظر صحیح: گفته مي‌شود: آیا عاقلانه است مردی که در قلبش ذره‌ای ایمان وجود داشته باشد و عظمت نماز را شناخته و از یادآوری ها و توجهویژه ی الله تعالی نسبت به آنان آگاه باشد باز هم به ترک آن اصرار می ورزد؟ هرگز نه!

دلایل کسانی را که به تکفیر تارک نماز قایل نیستند بررسی کردم، دلایل آنها از پنج حالت خالی نیست: 

1-دلايلي که نمی‌توان از آن برای عدم تکفیر تارک الصلاة استدلال نمود.

2- دلايلي كه مقید به حالت و وضعیتي هستند که ترک نماز در آن حالت و وضعیت ممتنع است.

3- یا مقید به حالتی هستند که تارک نماز در آن معذور قرار مي‌گیرد.

4- یا این که آن دلایل عام هستند و به وسیله ی احادیث کفر تارک الصلاة خاص شده‌اند.

5- یا به علت ضعف نمی توان از آنها استدلال نمود.

پس از آن که ثابت شد که تارک نماز کافر است، باید بدانیم که بر او احکام مرتدین مترتب مي‌شود. . در هیچ نصی از نصوص به اثبات نرسیده است که تارک نماز مؤمن است، یا به بهشت می رود و یا از آتش جهنم رهایی می یابد و... از این رهگذر است که نیازی نمی بینیم که کفر تارک نماز را به کفر نعمت یا به کفر اصغر تأویل کنیم.

به دلایل دیگری از این قبیل اشاره می کنیم:

1-                 جایز نیست که مسلمانی دختر نمازخوان را در نکاح فرد بی‌نماز در آورد و 