 از سلام سجده‌ي سهو كند.

در اينجا مسئله‌ي ديگري وجود دارد كه دوست دارم در اين مناسبت به آن بپردازم، و آن اين‌كه بسياري از مردم هنگامي كه به مسجد داخل  مي‌شوند و امام را در حال ركوع مي‌بينند شروع به سرفه كردن مي‌كنند و يا جملاتي مانند (ان الله مع الصابرين) زبان مي‌آورند و پاهايشان را به زمين مي‌كوبند تا از اين طريق امام را متوجه ساخته و امام را در حال ركوع نگه دارند، همه‌ي اين كارها خلاف سنت است و ايجاد تشويش بر امام و مقتدي‌ها است. عده‌اي از مردم كه امام را در حال ركوع مي‌بينند شتابان خود را به ركوع مي‌رسانند، حال آن كه پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از اين عمل نهي كرده و فرموده است: «اذا سَمِعْتُمْ الإقَامَةَ فَامْشُوْا إليَ الصَّلاَةِ وعَلَيْكُمُ السّكِيْنَةُ وَالْوَقَارُ، وَلاَ تُسْرِعُوا، فَمَا أدركْتُمْ فَصَلُّوا، وَمَا فَاتَكُمْ فَأتِمُّوا»[1]

«هرگاه اقامه‌ي نماز را شنيديد با آرامش و متانت به سوي نماز حركت كنيد و با حالت شتاب به سوي آن نرويد، هر مقدار كه با امام رسيديد، آن مقدار را با امام بخوانيد و بعد از سلام امام؛ باقي مانده‌ي نماز را تكميل كنيد».

شيخ ابن عثيمين – مجموع فتاوی و رسايل (13/67)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (636، 908)، مسلم (602) [28] تحريم عبور و مرور در جلوي مسبوق

س: مسلّم است كه ستره‌ي امام براي مقتدي ستره است، ليكن هرگاه امام از نماز سلام مي‌دهد و مسبوق براي تكميل كردن نمازش بلند مي‌شود آيا باز هم ستره‌ي امام براي مسبوق به عنوان ستره محسوب مي‌شود، يا اين‌كه ستره‌ي جديدي لازم است؟ چون من بعضي از مردم را مي‌بينم كه در جلوي مسبوق رفت و آمد مي‌كنند و او هيچ عكس‌العملي نشان نمي‌دهد... حكم اين مسئله چيست؟

ج: هرگاه امام از نماز فارغ مي‌شود و مسبوق براي تكميل كردن نمازش بلند مي‌شود، در اين صورت مسبوق منفرد به حساب مي‌آيد و بر او لازم است كه مردم را از عبور و مرور از جلوي خود منع كند. زيرا رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به اين كار دستور داده است.[1]

چرا برخي مردم از عبور و مرور از جلوي خود منع نمي‌كنند؟ پاسخ اين است كه يا از حكم مسئله آگاه نيستند و يا اين كار را با تأويل ترك مي‌كنند، از آن جا كه گمان مي‌كنند چون جماعت را درك كرده‌اند پس بنابراين بعد از انفراد نيز در حكم كساني قرار دارند كه پشت سر امام نماز مي‌خوانند، ليكن مسبوق بايد مردم را از عبور و مرور از جلوي خود منع كند.

شيخ ابن عثيمين – كتاب الدعوة (5) (6/92)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (509، 3274) و مسلم (505، 506)[35] حکم دعوت به آزادی فکر

س: موضوع «حریة الفکر» آزادی اندیشه و عقیده و دعوت به آن را توضیح دهید؟

ج: چنانچه کسی معتقد باشد که انسان از نظر اعتقادی کاملاً آزاد است و هر دینی را که بخواهد می تواند اختیار کند، از نظر ما چنین آزادی مساوي با کفر است؛ با این توضیح که اگر مسلمانی معتقد باشد انتخاب دینی به جز دین محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ جایز است، این فرد کافر است باید فوراً توبه نماید چنانچه توبه نکرد به عنوان مرتد واجب القتل است.

باید توجه نمود که ادیان، غیر از افکار هستند بدلیل اینکه دین از طرف الله تعالي بر پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ از طریق وحی نازل شده است، تا سبب هدایت بندگان باشد.

اما افکار، یافته ها و تجربیات بشر هستند، من معتقدم واژه ی فکر را باید از فرهنگ واژگان دینی حذف نمود، زیرا هر گاه فکر مساوی با دین باشد دارای مفهومی باطل خواهد بود، بدلیل اینکه چنانچه گفته شود: اسلام، مسیحیت، یهودیت، همه افکار هستند، مفهوم این سخن آن خواهد بود که ادیان مساوی با ایده های انسانی و افکار بشری هستند که قابل تجدید نظر می باشند و می توان آنها را پذیرفت یا رد نمود، در صورتی که این اعتقاد نسبت به ادیان الهی بخصوص دین اسلام که آخرین ادیان است کفر مطلق محسوب می شود.

 خلاصه ی جواب اینکه: اگر کسی معتقد باشد افراد می توانند هر دینی را که بخواهند انتخاب کنند، یا به تعبیری در انتخاب دین از آزادی کامل برخوردار هستند.

 این کفر به آیات الله تعالي است که فرموده:« وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ » 

[آل عمران:85] 

( و هر که دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نمی شود).

الله تعالي فرموده:« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ »[آل عمران:19] 

( در حقیقت دین در نزد الله تعالی همان اسلام است).

بنابراین هیچ کس اجازه ندارد که معتقد باشد انتخاب دینی غیر از اسلام جایز است، چنین اعتقادی کفر و به منزله ی خروج از اسلام است.

 شیخ ابن عثیمین- مجموعه فتاوی و رسائل(3/100،99)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:551.txt">حكم امامت شخصي در جاي مخصوص فردي ديگر</a><a class="text" href="w:text:552.txt">حكم نماز خواندن پشت امامي كه قرائتش خوب نيست و حكم تصحيح قرائت او</a><a class="text" href="w:text:553.txt">خوب خواندن قرائت توسط امام چه تعريفي دارد و ميزان خوب خواندن چقدر است؟</a><a class="text" href="w:text:554.txt">حكم نمازخواندن پشت صاحب بدعت</a><a class="text" href="w:text:555.txt">حكم امامت فاسق </a><a class="text" href="w:text:556.txt">ضابطه‌ي مسنون براي طول و اختصار نماز</a><a class="text" href="w:text:557.txt">اختصار نماز توسط امام را سنت تعيين مي‌كند نه سليقه</a><a class="text" href="w:text:558.txt">حكم نماز خواندن زن در خانه به همراه امام</a><a class="text" href="w:text:559.txt">احكام قنوت در رمضان</a><a class="text" href="w:text:560.txt">حكم اقتداي كسي كه نماز فرض مي‌خواند پشت سر كسي كه نماز نفل مي‌خواند</a><a class="text" href="w:text:561.txt">حكم اقتدا به شخص منفرد</a><a class="text" href="w:text:562.txt">حكم اطاله‌ي ركوع توسط امام تا افراد متأخر به ركوع برسند</a><a class="text" href="w:text:563.txt">حكم قصد مساجدي كه داراي ائمه‌ي خوش‌آواز هستند</a><a class="text" href="w:text:564.txt">حكم سفر به نيت نماز خواندن پشت سر امام پرهيزگار و باخشوع</a><a class="text" href="w:text:565.txt">هنگامي‌كه امام نماز را قطع مي‌كند و شخص مسبوقي را براي ادامه‌ي نماز در جاي خود قرار مي‌دهد حكم اين مسئله چيست؟</a><a class="text" href="w:text:566.txt">مسافري كه دو ركعت را پشت سر امام مقيم مي‌رسد، آيا به همين دو ركعت بسنده كند؟</a></body></html>[29] حكم امامت شخصي در جاي مخصوص فردي ديگر

س: در صحيح مسلم حديثي از پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نقل شده است: 

«لا يَؤُمَّنَّ الرّجُلُ الرّجُلَ فِي سُلطَانِهِ... إلاّ بِإِذْنِهِ»[1]

«هيچ كس حق ندارد در جاي مخصوص ديگري جز با اجازه‌ي او امامت كند».

و در ابوداود نيز آمده است: «مَنْ زَارَ قَوْمَاً فَلاَ يَؤُمَّهم وَلْيَؤُمُّهُمْ رَجُلٌ مِنْهُمْ»[2]

«هر كس به زيارت و ملاقات قومي مي‌رود نبايد در نماز، آنها را امامت بدهد، بلكه فردي از خود آنها پيش نماز بشود».

آيا حكم اين مسئله به طور مطلق همين است؟ در صورت موجود بودن شخصي كه قرا