:« أَبِدَعْوَى الجَاهِليةِ وأنا بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ »[1] « آيا در حالي كه من بين شما هستم فرياد جاهلانه سر مي دهيد؟» پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم با مشاهده ي اين موضوع بسيار ناراحت شد.[2] 

سوم: از مواردي كه بر بطلان جريان ملي گرايي دلالت دارد: اين است كه مطرح نمودن موضوع قوميت و عربيت، منجر به دوستي با كفار و غير مسلمانان مي شود،‌ اين جريان سبب مي شود تا حس انتقام جويي بخاطر قوميت و مليت بين مسلمانان تقويت شود و منجر به در گيري مسلمانان با مسلمانان ديگر خواهد شد. بديهي است كه اين كار فساد و تباهي را بدنبال خواهد داشت، و از طرفي مخالف با نصوص صريح قرآن و سنت است تعاليم قرآن و سنت، مسلمانان را به كينه توزي و عداوت با كفار دعوت مي دهد، عرب باشند يا غير عرب. اسلام از مسلمانان مي خواهد با كفار دوستي نكنند. الله تعالي مي فرمايد :« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (51) فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ »[مائدة: 51-52]

 « اي كساني كه ايمان آورده ايد! يهود و نصاري را دوستان خود نگيريد؛ آن ها دوستان و هوادار يكديگرند و هر كه ازشما كه آن ها را به دوستي گيرد از آن هاست. همانا الله تعالي ظالمان را هدايت نمي كند. و ليكن بيمار دلاني را مي بيني كه در [دوستي] با آن ها مي شتابد و مي گويند: مي ترسيم حادثه ي بدي براي ما پيش آيد.»

سبحان الله! بيان قرآن چقدر واضح و صريح است؛ اما اين نژاد پرستان و ملي گرايان فرياد دعوت به قوميت و عربيت را سر مي دهند و مي خواهند مسلمانان و غير مسلمانان زير يك پرچم گرد هم آيند، فقط معيار عرب بودن است و بس؛‌ ملي گرايان مي گويند: ضرورت وحدت ملي ايجاب مي كند كه همه با هم متحد شويم تمام اعراب اعم از يهودي و نصراني و مجوس و بت پرست و ديگران با هم اعلام همبستگي كنيم تا از حمله دشمن در امان بمانيم، مبادا دشمن بر ما بتازد و ثروت و سرمايه و ذخاير ما را به تاراج برد. بنا بر اين مي طلبد كه همه اعراب باهم با وجود گرايشها و مذاهب مختلف با هم متحد شوند؛ آيا مگر چنين چيزي مخالف دستور شرع و فرمان قرآن نيست؟ آيا مگر اين كار تعدي از حدود الهي نيست؟ مگر غير از اين است كه چنين دوستي و دشمني اي خارج از اسلام است؛ پيام قرآن اين است كه دوستي با دوستان الله ( مؤمنين ) و دشمني با دشمنان الله ( كافران )، در حالي كه قانون عربي مبتني بر قوميت و نژادپرستي مخالف با دستور پروردگار است «قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ» [بقره :140 ]  « بگو آيا شما دانا تريد يا الله؟»

الله تعالي مي فرمايد :« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ»

  « اي كساني كه ايمان آورده ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد كه نسبت به آنها اظهار محبت كنيد.» [ممتحنه:1]

تا آنجا كه مي فرمايد :« وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ» « و هر كس از شما چنين كند ، قطعاً راه راست را گم كرده است.» [ممتحنه:1]

در فرهنگ ملي گرايان و نژاد پرستان، مسلمان و كافر با هم دوست و ياور همديگر هستند‌؛ در حالي كه الله تعالي مي فرمايد:« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» [شوري: 13 ] 

« براي شما از (احكام) دين همان را تشريح كرد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه به تو وحي كرديم و آنچه به ابراهيم و موسي و عيسي توصيه نموديم، كه دين را بر پا داريد و در آن تفرقه نكنيد.»

الله تعالي مي فرمايد :« قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» 

 « همانا براي شما در [حالات ] ابراهيم و كساني كه با او بودند سرمشق خوبي است، آنگاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه بجاي الله مي پرستيد بيزاريم و [ آيين ] شما را منكريم، و ميان ما و شما براي هميشه دشمني و كينه پديد آمده است تا وقتي كه به الله يكتا ايمان بياوريد.» [ممتحنه:4]

الله تعالي مي فرمايد :« لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ» [مجادله: 22]

« هيچ قومي را نمي يابي كه به الله و روز واپسين ايمان آورده باشند در حالي كه در حالي كه با كساني كه با الله و رسولش مخالفت كرده اند دوستي كنند، هر چند آنها پدران يا پسران يا برادران يا خويشانشان باشند.»

قانون ملي گرايان و نژادپرستان مي گويد: دين را از دولت و ملت جدا كنيد. حلقه گرد مليت زنيد تا به منافع و مصالح خويش دست پيدا كنيد و به مجد و سروري و بزرگي برسيد؛ گويا اسلام سد راه رسيدن آنان به اهدافشان است؛ اين عين جهالت است. اين سخنان به ظاهر زيبا و فريبنده نوعي تلبيس و وارونه كردن موضوع است. سبحانك هذا بهتان عظيم.

در قرآن كريم بسياري از آيات دلالت بر موالات و دوستي با مؤمنين و معادات و دشمني با كفار دارد و از دوستي با كفار بر حذر داشته است؛ اين پيام هاي قرآني بر قرآن پژوهان نهفته نيست.

كدامين عقل و هوش مي پذيرد كه سرمداران كفر و شرك امثال ابوجهل و ابولهب و عقبة بن أبي معيط و نضر بن الحارث و امثالشان از زمان پيامبر تا به امروز دوستان و برادران ابوبكر و عمر و عثمان و علي و بقيه ي صحابه باشند؛ قسم به پروردگار اين سخني باطل و جهالتي بس بزرگ است؛ قانون ملي گرايي خواهان چنين چيزي است هر چند كه برخي از ملي گرايان از روي جهل ويا تجاهل منكر آن هستند.

اسلام از مسلمانان مي خواهد اتحاد و همبستگي خود را زير پرچم اسلام حفظ كنند و عليه دشمنان يدي واحد باشند تا نصرت و پيروزي و عزت و سعادت ابدي نصيبشان گردد. شيخ ابن باز در ادامه مي گويد: مسلمانان اجازه ندارند با كفار دوستي و رفاقت داشته باشند و عليه دشمنان با آنان متحد شوند؛ زيرا همه كفار با مسلمانان دشمن هستند و نمي توان از عداوت آنان در امان ماند؛ دين اسلام مي گويد:  كسي كه با كفار دوستي و موالات داشته باشد او نيز از آنان است به نص آيات قرآن از ستمكاران خواهند بود. در صحيح مسلم از عايشه رضي الله عنها روايت است كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم به سمت بدر حركت ك