ن باشند .آنانندكه [الله] ايمان را در دل هايشان رقم زده و با روحي از جانب خود تقويتشان كرده است.» [مجادله:22]

(بر اثر معاشرت با كفار) حق درنظر انسان با باطل مشتبه مي شود و فكرمي كند اين خدمتكاران برادران او هستند؛ زيرا اينها هم انسان هستند و رفته رفته آنان را برادر مي پندارد درحالي كه با وجود ايمان رابطه ي برادري برقرار مي شود و با وجود اختلاف ديني برادري دركار نيست؛ زماني كه نوح عليه السلام گفت ‍‍‌‌‌: [ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ] [هود:45] «پروردگارا ! پسرم از خاندان من است و قطعاًًًًًًًًًًًًًًًًً وعده ي تو راست است و تو بهترين داوراني» 

الله تعالي فرمود:[ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ] [هود:46] «اي نوح او از كسان تو نيست».

 رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ رابطه ي بين مسلمان و كافر را حتي بعد از مرگ در مورد ميراث قطع نمودند و فرمودند‌‌: (لَا يَرِثُ الْمُسْلِمُ الْكَافِرَ، وَلَا يَرِثُ الْكَافِرُ الْمُسْلِمَ)[3] «مسلمان از كافر و كافر از مسلمان ميراث نمي برد».

با توجه به مفهوم اين آيات و احاديث، آوردن كفار و مشركين به سرزمين هاي اسلامي و ايجاد رابطه، با آنان، معاشرت، خورد و نوش، اياب و ذهاب و كليه ي اين امور سبب از بين رفتن غيرت در قلوب مسلمين مي شود؛ و با آنان دوستي و محبت مي ورزند. از همين رو الله تعالي فرمود:[ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ] [ممتحنه:1] 

«اي كساني كه ايمان آورده ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد كه نسبت به آن ها اظهار محبت كنيد در حالي كه به آن حقيقت كه براي شما آمده[يعني قرآن] كافر شدند.»

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين

س3: آيا مسلمان مي تواند خدمت كار يا راننده ي غير مسلمان و يا بي دين را استخدام كند؟

ج3: مسلمان اجازه ندارند خادم يا راننده ي غير مسلمان را در جزيرة العرب استخدام كند؛ (لأن الرسول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أََوْصي بإخراج المشركين من هذه الجزيرة)[4] 

« رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ سفارش نمودند كه مشركين را از جزيرة العرب خارج كنيد».

 زيرا در اين كار نزديك كردن مشركين به سرزمين وحي است كه الله تعالي آنان را دور نموده است، و اعتماد و اطمينان بر كساني كه الله تعالي آنان را خيانتكار معرفي نموده است (بين مشركين و كفار). استخدام كفار و مشركين مفاسد و نتايج بسيار بدي در پي خواهد داشت.

و صلي الله نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا ( 14/382)

س4: آيا آوردن خدمتكار بدون حجاب اعم از مسلمان يا غير مسلمان، در منزل جايز است؟ آيا پدر خانواده و پسرانش مي توانند با او صحبت كنند و او را نگاه كنند؟

ج4: آوردن خدمتكار غير مسلمان به جزيرة العرب جايز نيست؛ آوردن خدمتكار زن مسلمان همراه با محرم جايز است.

نگاه كردن به خدمتكار زن، براي صاحب خانه و پسرانش در حالت بي حجابي درست نيست؛ اما صحبت كردن در صورت نياز اشكالي ندارد و جايز است البته با حفظ نگاه، مشروط به اين كه خدمتكار با حجاب باشد و بدون اين كه با هم تنها باشند(بلكه در جمع خانواده).

و صلي الله نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا ( 14/383)

س5: يكي از خويشاوندانم كارگري دارد هندي، كه كافر و داراي مذهب سيك است، به مدت چهار سال با او قرارداد بسته است كه در سعودي با او كار كند، اكنون پس از گذشت دو سال از اين قرارداد متوجه شديم كه وي حقوقي را كه دريافت مي كند به هندوستان مي فرستد و آن را در ساخت معابد مصرف مي كند، پس از آگاهي از اين موضوع كفيلش گفتند: قرارداد را با كارگر هندي تبار فسخ مي كند و او را به كشورش باز مي گرداند، اما يكي از دوستان گفتند: شما اجازه ي اين كار را نداريد، و گفتند: الله تعالي فرموده: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »[مائده:1] « اي كساني كه ايمان آورده ايد! به قراردادهاي[خود] وفا كنيد». لطفاً ما را راهنمايي نماييد.

ج5: بر شما واجب است قرارداد خود را با اين كارگر كافر، فسخ كنيد و بجاي آن كارگري مسلمان و مورد اعتماد را استخدام كنيد؛ زيرا به كار گرفتن كارگر مسلمان، نوعي همكاري با ايشان در امور دين و دنياست. و به منزله ي تقويت مسلمان عليه كفار است. و از طرفي آوردن كفار به جزيره العرب(سرزمين وحي) ممنوع است.

قرارداد با كفار اعم از بت پرستان و يهود و نصاري و مجوس و آوردن آنان در ميان مسلمانان خطرات بزرگي در پي خواهد داشت، و مفاسد و فتنه هاي ناخوشايندي بدنبال خواهد داشت، زيرا با اين كار، كفار به راحتي مي توانند به نشر عقايد، افكار و اخلاقشان در ميان مسلمانان بپردازد، و از طرفي بكار گرفتن كفار منجر به تقويت اقتصاد آنان مي شود و با اين كار دين و آئين باطل آنان رشد و ترقي خواهد نمود و خيلي آرام و راحت مي توانند نقشه هاي خود را عليه مسلمين عملي سازند.

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در واپسين لحظات عمر مبارك خويش، وصيت نمودند كفار را از جزيرة العرب خارج سازند.

در صحيح بخاري به روايت ابن عباسرضی الله عنهآمده است: (و أوصي عند موته بثلاث:قال:أَخْرِجُوْا الْمُشْرِكيْنَ مِنْ جَزِيْرَةِ الْعَرَبِ)[5] «رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در واپسين لحظات عمر مبارك خويش وصيت نمودند: مشركان را از جزيرة العرب خارج سازيد».

از همين رو، رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يهود را از مدينه منوره خارج ساختند و به آنان اجازه ندادند در مدينه اقامت كنند، يهود جلاي وطن شدند و درخيبر اقامت گزيدند، پس از قتح كامل خيبر به همه دستور دادند از خيبر نيز خارج شوند، يهود از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ درخواست نمودند كه به آنان اجازه دهد در خيبر بمانند با اين شرط كه در زمين و مزارع خيبر كار كنند رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بنا بر ضرورت به آنان اجازه دادند، پس از اين كه مسلمانان قدرت يافتند و ضرورت از بين رفت خليفه ي دوم عمر بن خطاب رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ دستور اخراج كامل يهود را از سرزمين جزيره العرب صادر نمودند و آنان را خارج نمودند.

قراردادي كه با كفار منعقد شده است استمرار آن جايز نيست و وفاي به آن هم واجب نيست، كه مجبور باشد قرارداد را تا پايان مدت به اتمام رسانید؛ چنين قراردادهايي در معناي عام اين آيه: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »[مائده:1] داخل نيستند.

بلكه مقصود آيه، اتمام قراردادهايي است كه واجب الوفاء هستند: اعم از عهد و پيماني كه الله و رسولش بر مسلمانان لازم نموده اند از احكام شرعي، يا قراردادها