ه اين امر اتفاق مي‌افتاد حتماً نقل مي‌شد. اما برخي از علما با استناد به حديث مشهور بريده كه در صحيح مسلم[5] موجود است، گرفتن جزيه از همه‌ي كفار را جايز مي‌دانند. البته بيان دلايل و حل اين مسئله و اختلافات آن در كتاب‌ها و مباحث دانشمندان وجود دارد. كسي‌كه در پي‌آن باشد مي‌تواند به‌آن‌جا مراجعه نمايد. از ميان كفار، زنان، كودكان و سالمندان و امثال آن‌ها كه اهل جنگ نيستند و در آن شركت نداشته‌اند استثناء هستند و نبايد با آنان جنگيد؛ ولي‌اگر كسي‌از اين‌ها در جنگ شركت كرد، يا آن‌ها را با فكر و نظر خود ياري‌داد، طبق ادله‌ي شرعي، بايد با او جنگيد.

  شيخ ابن باز- از رساله (فضل جهاد ومجاهدين) ص، (12، 15)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . متفق عليه: بروايت ابن عمرt بخاري(25) مسلم (22)
[2] . بنحوه في مسلم (21)
[3] به تخریج حدیث پیشین مراجعه شود.
[4] مسلم (23)
[5] مسلم (1731)[9] مراحل جهاد اسلامي

س: جهاد اسلامي چه مراحلي داشته است؟ 

ج:  جهاد در اسلام سه مرحله داشته است: مرحله‌ي‌اول: اجازه به مسلمانان در اين باره بدون اجبار و الزام همان‌گونه كه در كلام الهي مشهود است:[أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ (39)]

(اجازه [دفاع از خود]  به كساني داده مي‌شود كه به آنان جنگ (تحميل) مي‌گردد، چرا كه بديشان ستم رفته است. و الله توانا است بر اين‌كه ايشان را پيروز كند). «حج/39»

مرحله‌ي‌دوم: امر به مبارزه با ‌كساني‌كه با مسلمانان مي‌جنگند و دست كشيدن از جنگ با كساني‌كه به اين امر مبادرت نمي‌ورزند‌.

 الله تعالی در این باره می فرماید:[ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ] (بقره 256)

 «اجبار و اكراهي در قبول دين نيست، چرا كه هدايت و كمال ازگمراهي و ضلالت مشخص شده است ». 

و آيه‌ي:[ وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ] (كهف29) 

«و بگو حق (همان چيزي است كه) از سوي پروردگارتان آمده است. پس هركسی‌كه مي‌خواهد ايمان بياورد و هركس‌كه مي‌خواهد كافر شود».

و آيه‌ي:[ وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (190)] (بقره190) 

«و در راه الله بجنگيد با كساني‌كه با شما مي‌جنگند. و تجاوز و تعدي نكنيد؛ زيرا الله تجاوز گران را دوست نمي‌دارد».

به گفته‌ي‌گروهي از عالمان، الله تعالی در سوره‌ي نساء مي‌فرمايد:[ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا (89) إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا (90) (نساء90،89)] 

«آنان (منافقان) دوست مي‌دارند كه شما كافر شويد؛ همان گونه كه خود كافر شده‌اند و (در كفر با ايشان) مساوي‌شويد. پس در اين صورت ياراني از ايشان نگيريد (و آنان را از خود ندانيد) تا آن گاه كه (ايمان مي‌آورند و) در راه الله هجرت مي‌كنند. ولي اگر از اين كار سر باز زدند؛ آنان را هر كجا يافتيد بگيريد و اسير كنيد و در صورت لزوم بكشيد، و از ميان ايشان يار و ياوري بر نگزينيد. مگر كساني‌كه با گروهي پيوند پيدا می‌‌كنند و (پناه مي‌برند) كه ميان شما و آنان پيمان است، و يا كساني‌كه پيش شما مي‌آيند و نه سر جنگ با شما دارند و نه مي‌خواهند با قوم خود بجنگند. و اگر الله مي‌خواست ايشان را بر شما چيره مي‌كرد و آنان با شما مي‌جنگيدند. بنابراين اگر از شما كناره گيري‌كردند و با شما نجنگيدند و پيشنهاد صلح‌كردند، الله به شما اجازه نمي‌دهد كه متعرض آنان شويد». و آيات بعدي.

مرحله سوم: جهاد با مشركان به صورت مطلق و جنگيدن با آن‌ها در سرزمين‌هايشان تا اين‌كه فتنه‌اي باقي نماند و خالصاً دين الله بماند و به تمام ساكنان زمين خير برسد و دامنه‌ي اسلام گسترش يابد و داعيان كفر و الحاد از بين بروند و بندگان از حكم شريعت عادل و تعاليم آسان آن بهره مند شوند. به وسيله ی اين دين استوار، انسان‌ها را از تنگناهاي دنيا به گشايش اسلام و از عبادت خلق به عبادت خالق سبحان و از ظلم ستمگران و حكام جور به عدالت شريعت و احكام ناب و راه‌گشاي اسلام رهنمون گردند. اين‌همان چيزي‌است كه برنامه‌ي‌دين بر اساس آن استقرار يافته و رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تا مرگ در راه آن و براي آن بوده است.

 الله‌تعالي نيز در اين باره در سوره البراءة(توبه) آياتي نازل كرده است:[ فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ] 

«هنگامي‌كه ماههاي حرام پايان‌گرفت، مشركان (عهدشكن) را هر كجا که بيابيد بكشيد ». (توبه/5)

 [ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ] 

(با آنان پيكار كنيد تا فتنه‌اي باقي نماند و دين خالصانه از الله گردد).«انفال/39»

و نيزاحاديثي‌كه يادآور شديم بيانگر همين حقيقت است و صحت آن را تأييد مي‌كند. 

- بعضي از علما معتقدند كه مرحله دوم؛ يعني: مبارزه با كسي‌كه با مسلمانان در جنگ است و عدم مبارزه با كسی‌كه با مسلمانان سر جنگ ندارد، منسوخ شده است. چون اين حكم در هنگام ضعف مسلمانان بوده است؛ اما وقتي الله‌تعالي نيروها و امكاناتشان را افزايش داد به آنان دستور رسيد كه با همه‌ي آنان بجنگند تا تنها دين الله بماند يا اگر شرايط پرداخت جزيه را دارند، جزيه بدهند.

اما گروه ديگري از علما معتقدند كه مرحله دوم منسوخ نگشته است بلكه در زمان نياز به آن عمل مي‌شود. آنگاه كه مسلمانان قوي بودند و توانستند با دشمنان بجنگند و در راهش جهاد كنند، بايد طبق دستور آيه توبه و آن چه از مفهوم آن بر مي‌آيد به جهاد بپردازند، اما زماني‌كه توانايي اين كار را ندارند بايد فقط با كساني‌كه با آن‌ها مي‌جنگند، بجنگند و با كساني‌كه اين كار را نمي‌كنند، نجنگند. تا به اين وسيله به‌آيه سوره‌ي نساء عمل كرده باشند و قول صحيح تر و بهتر از قول نسخ، همين است و ابن تيميه نيز همين قول را ترجيح داده است.

به اين ترتيب مشخص شد كه هر‌كس‌كه كم ترين بصيرت را هم داشته باشد مي‌داند كه سخن بعضي از نويسندگان معاصر كه ‌مي‌گويند: جهاد فقط بصورت دفاعي مشروعيت دارد، سخن نادرستي است و ادله‌اي 