-----
[1].بخاري (3606، 7084) و مسلم (1847) .
[2] " کتاب التوحید" ، ص (21)، با اندکی تفاوت[7] دعوت به نيكي... نه بر مبناي تكفير

س: از مسايلي كه در بيداري اسلامي معاصر مشاهده مي‌شود اين است كه بعضي تحت تأثير گروه‌هاي گمراه مانند: خوارج و معتزله، افراد و گروه‌هايي را تفكير مي‌كنند و توسل به زور را عليه گناهكاران و فاسقان مسلمان جايز مي‌دانند. نظر شما در اين‌باره چيست؟

ج: اين خط و مشي غلط است، چرا كه اسلام از سختگیری در دعوت نهي كرده است: [ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ] (النحل/125) 

«[اي پيغمبر!] مردمان را با سخنان استوار و اندرزهاي نيكو به راه الله فراخوان، و با ايشان به شيوه‌ي هر چه نيكوتر و بهتر گفتگو كن». 

و به موسي و هارون علیهما السلام درباره‌ي چگونگي رويارويي با فرعون مي‌گويد: [فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى (44)] (طه/44) 

«سپس به نرمي با او (درباره ايمان) سخن بگوييد، شايد (غفلت خود و عظمت الله را) ياد كند و از عاقبت كفر و طغيان خويش بهراسد».

اگر زور با زور پاسخ داده ‌شود، قطعاً پيامدي جز خلاف هدف مورد نظر نخواهد داشت و آثار آن بر مسلمانان بسيار بد و منفي خواهد بود.

آنچه از ما خواسته شده است، اين است كه با حكمت و روشي نيكو و با نرمي مردم را دعوت دهيم چرا كه زور و سخت گيري و بي‌احترامي با مدعوين از اسلام نيست. بر مسلمانان واجب است كه به روش رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  عمل كنند و توجيهات قرآن را سرلوحه‌ي كار خود قرار دهند.

تكفير هم ضوابط و قوانين شرعي مخصوص به خود را دارد. اگر كسي مرتكب يكي از نواقض اسلام- كه علماي اهل سنت و جماعت ذكر كرده‌اند- شود بعد از اقامه‌ي حجت، حكم كفرش صادر مي‌شود، اما اگر مرتكب نواقض نشود كافر نمي‌شود.

الشيخ الفوزان- كلمات مضيئة لأصحاب الفضيلة العلماء 

في الإرهاب،  ص (119، 120)  جمع: عمروعبدالمنعم سليم[8] تنوع روش‌هاي دعوت، نعمت است.

س: برخي از دعوتگران به صورت تعليم و تربيت و برخي به صورت سخنراني و نصيحت در اماكن عمومي كه زنان نيز در آنجا حضور دارند  به دعوت مي‌پردازند. نظر جناب عالي در اين باره چيست؟ و چه روشي موفق‌تر خواهد بود؟

ج: به نظر من اين نعمتي است كه الله تعالي به بندگانش عنايت كرده است كه به صورت‌هاي مختلف مردم را به سوي الله دعوت دهند. الله تعالي به يك نفر سخنران قدرت گويايي و تأثير گذاري در سخن داده است... اين روش براي چنين فردي بهتر است. الله‌تعالي به فردي دیگر  نرم خويي و لطافت در كلام داده است و بدين وسيله مي‌تواند خودش را در دل مردم جا كند. براي چنين دعوتگري استفاده از اين روش بهتر از سخنراني است بويژه زماني كه سخنران خوبي نباشد. چرا كه برخي از دعوتگران علم دارند. اما به خوبي نمي‌توانند مخاطبان را جذب كنند.

بطور قطع، فضل و لطف الله‌تعالي بين بندگان تقسيم شده است و برخي را نسبت به برخي ديگر فضيلت و برتري داده است. اما از نظر من‌هر كسي بايد در دعوت از اسلوب و روشي كه به باور خودش مفيدتر و شايسته‌تر و استوارتر است استفاده كند. دست به كاري نزنند كه از انجام آن ناتوان باشد. بايد با اعتماد نفس و استعانت از الله دعوت دهد. تا اگر ايرادها و اعتراضات بر او شد بتواند خودش را نجات دهد.

  شيخ ابن عثيمين- كتاب الدعوة (5)، (2/170- 171)[9] فرهنگ اختلاف بين دعوتگران

س: جناب شيخ: بسياري از اختلافات كساني كه در ميدان دعوت هستند و اسباب شكست و آبرو ريزي را مهيا مي‌كند ناشي از ناآشنايي با آداب و فرهنگ اختلاف است. آيا شما در اين‌باره توجيه و توضيحي داريد؟

ج: آري، آن چيزي كه من به همه‌ي برادران اهل علم و دعوتگر به سوي الله توصيه مي‌كنم، اين است كه درباره‌ي اسلوب خوب و ملايم در دعوت و در مسايل اختلافي در مناظره و مذاكره چاره انديشي كنند و تعصب و تندي آن‌ها را به اين وا ندارد كه چيز ناشايستي را بگويند و باعث تفرقه، اختلاف، ناراحتي و دوري از هم مي‌شوند! بلكه دعوتگر به سوي الله، معلم و مرشد بايد اسلوب‌هاي سودمند را كنجكاوي كند و به نرمي سخن بگويد تا كلامش مورد قبول جامعه قرار گيرد و قلب‌ها از او دور نشود. همان‌گونه كه الله تعالي به پيامبرش مي‌گويد:[ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ] 

(از پرتو رحمت الهي كه تو با آنان نرمش نمودي. و اگر درشت خوي و سنگدل بودي از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند).«آل عمران/159»

به موسي و هارون زماني كه آن دو را به سوي فرعون مي‌فرستد، مي‌گويد[فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى (44)] (سپس به نرمي با او (درباره ايمان) سخن بگوييد، شايد (غفلت خود و عظمت الله را) ياد كند و از عاقبت كفر و طغيان خويش بهراسد). «طه/44»

الله تعالي مي‌فرماید: : [ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ] 

(«اي پيغمبر! مردمان را با سخنان استوار و اندرزهاي نيكو به راه الله فراخوان، و با ايشان به شيوه هر چه نيكوتر و بهتر گفتگو كن). «النحل/125»

 و مي‌فرمايد:[ وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ] (عنكبوت/46)

 «با اهل كتاب جز به روشي كه نيكوتر باشد، بحث و گفتگو مكن، مگر با كساني از ايشان كه ستم كنند».

پيامبر اسلام صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي‌فرمايد:[إِنَّ الرِّفْقَ لَا يَكُونُ فِي شَيْءٍ إِلَّا زَانَهُ وَلَا يُنْزَعُ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا شَانَهُ] [1]

«مدارا و ملایمت در هر چيز وجود داشته باشد آن را زينت مي‌بخشد (و ارزش‌مند مي‌گرداند) و از هر چه گرفته شود عيب آن را نمايان مي‌كند».

 همچنين مي‌فرمايد:[ مَنْ يُحْرَمْ الرِّفْقَ يُحْرَمْ الْخَيْرَ ] [2] 

«هر كسي از نرم خويي محروم شود از خير محروم شده است». 

دعوتگر و معلم بايد اسباب مفيد و سودمند را جستجو كند و از خشونت و تندي بپرهيزد چرا كه اين عوامل باعث مي‌شود كه حق رد مي‌شود و اختلاف بين برادران بيشتر مي‌گردد در حالي كه منظور از دعوت بيان حقيقت و تلاش براي اين است كه آن را قبول نموده و از آن استفاده كنند. منظور از دعوت، اظهار علم و شخصيت دعوتگر و غيرت او براي دفاع از دين نيست، چرا كه الله نهان و آشكار انسان را مي‌داند؛ بلكه هدف اين است كه دعوت شما به دين الله به مردم ابلاغ مي‌شود و مردم از حرف‌هاي شما نفع ببرند. بنابراین شما به عنوان یک داعی بايد در پي اسباب و عوامل پذیرش دعوت باشید و از هر چه موجب رد كردن و نپذيرفتن دعوت مي‌شود بر حذر باشید.  

 شيخ ابن باز- مجموع فتاوي و مقالات متنوعة (5/155- 156)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسلم (2594) 
[2].مسلم (2592) [10] ضرورت حمايت از حركت‌هاي اسلامي
