الي كه واقعيت بر خلاف آن است. همچنین جايز نيست كه اشتباه دعوتگر را وسيله‌اي براي جرح و متنفر كردن از او قرار دهيم. اين كار از صفات مؤمنان نيست چه رسد به دعوتگران به سوي الله. هدف از دعوت، آن دعوتی است که با بصيرت باشد.

 الله تعالی مي‌فرمايد:[ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (108)] (يوسف/ 108)

 «بگو اين راه من است كه من با آگاهي به سوي الله دعوت مي‌دهم و پيروان من‌هم‌چنين مي‌باشند و الله را منزه مي‌دانم، و من از زمره ی مشركان نمي باشم».

دعوتگر بايد به آن که چه فرد را دعوت مي‌دهد بصيرت و شناخت داشته باشد و از وضعيت كسي كه دعوت مي‌دهد و از آنچه كه به روش دعوت مربوط مي‌شود آگاهي داشته باشد؛ اما بصيرت در آن چه بسوي او دعوت مي‌كند، بايد بر اساس  علم باشد، لذا فرد با دعوتگر هيچ حرفي نزند؛ مگر آن كه مي‌داند حق است و يا به گمان غالب فكر كند حق است. اين در صورتي است چيزي که به آن دعوت مي‌دهد از مسايلي باشد كه مي‌توان گمان غالب را داور قرار داد. اما اگر فرد بر اساس ناداني و بي اطلاعي دعوت دهد تخريب وي از سازندگي‌اش بيشتر است و علاوه بر اين گناه بزرگي را نيز مرتكب شده است. 

الله تعالي مي‌فرمايد:[ وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا (36)] (اسراء/36) 

«از چيزي دنباله روي مكن كه از آن ناآگاهي، بي‌گمان چشم،گوش و دل همه از آن مورد سؤال قرار مي‌گيرند».

از مقتضيات بصيرت در رعايت حال كسي كه دعوت مي‌دهيم اين است كه داعي بايد در دعوتش بين انسان ناآگاه و انسان مخالف و لجوج فرق قايل شود. بصيرت در اسلوب دعوت اين است كه داعي بايد بداند چگونه مردم را دعوت دهد آيا با زور و سخت گيري و فشار و طعنه زدن در آن چه برآنند؟ يا بدون تقبيح با نرمي و رفق و ملاطفت و تشويق آنان را  دعوت دهند.

 شيخ ابن عثيمين- كتاب الدعوة (5)، (2/174- 175)[16] دعوت بسوي الله با بينش و بصيرت 

 س: امروزه توليدات رسانه‌هاي گروهي، اين نسل را هر طور كه توليد كنندگان مي‌خواهند، توجيه مي‌كنند و هر چه تلويزيون و راديو از قبيل فيلم، نمايشنامه و برنامه‌هاي مختلف پخش مي‌كند در جهت ايجاد ارزشها و افكار و مسايلي است كه سازندگان فني آن مد نظر دارند. اگر ما اين‌رسانه ها را براي ديگران بگذاريم، فرزندانمان را تباه مي‌كنند. اگر فرزندانمان را براي فراگيري اين فنون بفرستيم تا تولیدات این رسانه ها را به شیوه ی اسلامی اجرا کنند؛ از این کار واهمه دارند، پس راه حل چيست؟

ج: بايد مسئولين در كشورهاي اسلامی در امور مسلمین از الله تعالی بترسند و اين امور را به علمای خیر خواه و پرهیزکار واگذار كنند. همان گونه که بر علمای ما واجب است كه از تبیین حقايق از طريق رسانه های گروهی امتناع نورزند و اين رسانه ها را در اختیار افراد جاهل و ملحد قرار ندهند. بايد افراد با صلاحيت، با ايمان و داراي بصيرت مسئوليت اين كارها را به عهده گيرند و آن را طبق مباني اسلامي رهنمون گردانند تا اين كه به پير و جوان و زن و مرد مسلمان ضرري نرسد. همچنین بر علما واجب است كه به آنچه که از طریق تلويزيون‌پخش مي‌شود، پاسخ‌هاي كامل و قانع كننده‌اي بدهند، و افراد شایسته و با صلاحیت مسئوليت اين كار را بر عهده گيرند. دولتهاي اسلامي نيز بايد مسئوليت اين كارها را به انسان‌هاي صالح بسپارند تا اعمال خير در جامعه پخش شود و فضايل به صورت فرهنگ عمومي در آيد.

شيخ ابن باز- مجلة البحوث الاسلاميه. العدد (32)، ص (117)[17]تشويق دعوتگراني كه در امر دعوت كوتاهي مي‌كنند. 

س: از شما تقاضا مي‌شود كه دعوتگران و طلاب را به برگزاري كلاس‌هاي درس و جلسات سخنراني در تمام شهرها تشويق نماييد، چون به نظر مي‌رسد كه به خاطر كمبود دعوتگران و بي‌توجهي طلاب به برگزاري كلاس‌ها‌ي درس و جلسات سخنراني؛ بدعت و باورهاي ضد توحيدي، بي‌خبري از سنّت، جهل و بي‌سوداي در بعضي از مناطق پديد آمده ‌است.

ج: ترديدي نيست كه بايد علما حقيقت و سنت را بين مردم ترويج دهند، و مردم را آگاه گردانند. از مسئوليت خود شانه خالي نكنند و پايگاه تبليغاتي خود را مساجد قرار دهند هر چند امام جماعت نباشند و در مساجد مسئوليتي نداشته باشند. ائمه جمعه نيز بايد در سخنراني‌هاي جمعه با دقت لازم به نيازهاي مردم توجه كنند و كساني كه در برپايي جلسات سخنراني و نشست‌ها نقش دارند و تلاش مي‌كنند و هم‌چنين تاكيد مي‌كنم كه بايد به ‌احتياجات مردم توجه شود و برخي از مسايلي را كه از عده‌اي پوشيده ‌است؛ به روشني بيان كنند. حقوق همسايه‌ي  مسلمان را كه امر به معروف و نهي از منكر است، گوشزد كنند و به افراد ناآگاه به نرمي، با حكمت  مسايل آموزش داده شود. به راستي اگر علما لب ببندند و ساكت باشند، از وعظ و ارشاد دست بكشند و كوتاهي كنند، افراد جاهل و نادان حرف مي‌زنند و باعث گمراهی خود و ديگران مي‌شوند.

 در حديث صحيح پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي‌فرمايد: «إنَّ اللهَ لا يَقبِضُ العِلمَ انتِزَاعاً يَنتَزِعُهُ مِن العِبَادِ؛ وَلَكِن يَقبِضُ العِلمَ بِقَبضِ العُلَمَاءِ؛ حَتَّي لَم يُبقِ عَالِماً اتَّخَذَ النَّاسُ رُؤُوسَاً جُهَّالاً فَسُئِلوا فَأََفتَوا بِغَيرِ عِلمٍ فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا»:[1]

 (الله تعالي علم را از سينه‌ي بندگان خود بيرون نمي‌كشد، بلكه با وفات علما آن را مي‌گيرد و وقتي علما از بين رفتند، مردم، جاهلان را پيشواي خود قرار مي‌دهند، مسايل خود را از آن‌ها مي‌پرسند، اين رهبران‌از روي جهالت فتوا مي‌دهند، هم خود گمراه مي‌شوند و هم ديگران را به گمراهي مي‌كشند). 

از الله تعالي مي‌خواهم بدي را از من و همه برادران مسلمان دور بدارد! 

از آن چه گفته شد روشن مي‌شود كه علما هر جا باشند در شهر يا روستا، مسئول‌اند كه مردم را به وسيله‌ي آن چه الله و پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرموده‌اند، راهنمايي كنند و مشكلات را با مراجعه به كتاب، سنت و گفتار علما حل و فصل كنند.

به اين ترتيب فرد عالم بايد تا زنده است، در پی تحصیل علم باشد؛ مواردی را که نمی داند فرا بگیرد؛ به نظريات علما و ادله‌ي آنان مراجعه كند تا بدون علم به مردم فتوا ندهد؛ بلكه دعوتش بر مبنای بصيرت، علم و آگاهی باشد. انسان تا بميرد نياز به يادگيري (علم) دارد، حتي اگر از اصحاب پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  باشد. پس هر انسان نياز به آموزش علم و فهم دين دارد تا بداند و آموزش بدهد، به قرآن مراجعه كند و در آن بيانديشد، احاديث صحيح و شرح آن‌ها و نظريات علما را مطالعه كند تا اشکالش را برطرف کند. به اين ترتيب از علمي كه الله به او آموخته است به مردم بياموزد، برابر است كه خانه، مدرسه، دبيرستان، دانشگاه، مساجد نزديك خان