ت منجر به رد حق يا اعراض از آن مي‌گردد و بدون تعرض به شخصيت‌ها، متهم كردن عقايد يا زياده‌روي در سخن در حدي كه جواز ندارد، باشد. 

پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در چنين مواردي مي‌فرمود: «مَا بَالُ أقوَامٍ قَالُوا كَذَا و كَذَا؟!»[2] :

 (چه شده‌است عده‌اي را كه چنين و چنان ‌مي‌گويند؟!).

 نصيحت من به ‌اين برادراني كه حيثيت و آبروي دعوت‌گران را آماج حملات خود قرار مي‌دهند، اين است كه از آنچه ‌انگشتان‌شان نوشته يا با زبان گفته‌اند كه سبب انحراف دل برخي از جوانان شده است و نسبت به افرادي كينه و بغض پيدا كرده‌اند، از يادگيري علم سودمند، دعوت به سوي الله باز ماندند و درباره‌ي فلاني چنين و چنان گفته‌اند سرگرم شده‌اند، و در پي مسايلي كه آن‌ها را اشتباهات ديگران و شكار تازه‌يافته‌ي خود مي‌پندارد و خودشان را براي چنين عملي مكلف مي‌دانند، توبه كنند. نصيحت ما به اين افراد اين است كه از آنچه نوشته‌اند يا به ديگر صورت انجام داده‌اند، توبه كنند و هر چه در اذهان مخاطبان خود پديد آورده‌اند، اصلاح كنند و كارهاي مفيدي كه موجب نزديكي‌شان به الله مي‌گردد و براي بندگان مفيد است، انجام دهند و از تسریع در تكفير، تفسيق و مبتدع خواندن افراد بدون دليل و برهان بر حذر باشند.

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  ‌مي‌فرمايد: «مَن قَالَ لأخِيهِ: يا كَافِر فقد بَاءَ بها أحدُهما»:[3]

(هر كس به  برادر [مسلمان] خود بگويد كافر! بطور قطع، كفر به يكي از آن دو برمي‌گردد). 

براي دعوت‌گران راستين و طلاب مشروع است كه هر گاه سخن يكي از علما و... را نفهميدند، به علماي معتبر مراجعه كنند تا حقيقت امر را براي‌شان روشن كنند و اصل آن را براي‌شان شرح دهند، تا شك و شبهه‌اي كه در دل دارند، برطرف گردد. به فرموده‌ي الله تعالي كه در سوره‌ي نساء مي‌فرمايد توجه نمایند:[ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا (83) ] ‌‌ [النساء:83]

 (و هنگامی که خبری [حاکی] از امنیت یا ترس به آنها برسد آن را پخش می کنند، و اگر آن را به پیامبر و اولی الامر خود ارجاع می دادند، قطعاً کسانی در میان ایشان وجود داشتند که [می توانستند درست یا غلط بودن] آن را در یابند. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود جز تعداد اندکی از شیطان پیروی می کردید.)

از الله مي‌خواهيم كه وضعيت تمام مسلمانان را اصلاح گرداند، قلب‌ها و اعمال‌شان را بر تقوا جمع نمايد و همه علما و دعوت‌گران به حق را به‌آنچه مي‌پسندد و به نفع بندگانش است، موفق گرداند و آن‌ها را بر هدايت متحد گرداند و از اين اسباب تفرقه و اختلاف حفاظت كند، و به وسيله‌ي آنان حق را ياري نموده و باطل را ذليل نمايد، كه او تواناي بر اين است.

و صلي الله علي نبينا محمد وآله و صحبه،  ومن اهتدي بهداه، إلي يوم الدين.

 الشيخ ابن باز، فتاوي علماء حول الدعوة  و الجماعات اسلامية، 

 ص(60/63) جمع و ترتيب ابو أنس صلاح‌الدين السعيد
--------------------------------------------------------------------------------
[1] از عمربن خطاب(رض) روایت شده است. ر.ک : " تاریخ مدینة دمشق" (44/360)، و " الآداب الشرعیة" لابن مفلح (2/295).
[2] مسلم (1401)
[3] .بخاري(6103، 6104) و مسلم(60)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:997.txt">پيگيري بحث نقد دعوتگران</a><a class="text" href="w:text:998.txt">موضعگيري درست در برابر اشتباهات دعوتگران</a><a class="text" href="w:text:999.txt">زنان می توانند به سوی الله دعوت دهند</a><a class="text" href="w:text:1000.txt">مدح افراد مذهبی و تشويق‌ آنان به ميانه روي </a><a class="text" href="w:text:1001.txt">وظيفه‌ي علما در برابر گسترش (باورهاي) باطل</a><a class="text" href="w:text:1002.txt">نصيحتی به جوانان</a><a class="text" href="w:text:1003.txt">عوامل ضعف و عقب‌ماندگي مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:1004.txt">آيا رسيدن به مقام صحابه رضی الله عنهم ممكن است؟</a><a class="text" href="w:text:1005.txt">گفتاری با اصحاب جراید و مجلات </a><a class="text" href="w:text:1006.txt">احتياج و گرايش روز افزون به دعوت اسلامي</a></body></html>[21] پيگيري بحث نقد دعوتگران

س: چند هفته پيش از جنابعالي پيرامون شيوه‌هايی که در بين دعوتگران رایج است، مطالبي منتشر شد، در مورد سخنان شما مردم برداشت‌هاي گوناگوني داشتند، نظر جنابعالي چيست؟

ج: الحمد لله، و الصلاة و السلام علي رسول‌الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ، و من اهتدي بهداه...أما بعد:

هدف من از مطالبي كه سؤال‌كننده اشاره كرده است، نصحيت برادران عالم و دعوت‌گر بود كه در مقاله‌ها يا نشست‌ها و جلسات سخنراني كه برگزار مي‌نمايند هر گاه مي‌خواهند از برادر خود انتقاد كنند، بايد نقدشان اساساً از طعنه زدن به افراد و نام بردن اشخاص بدور باشد، چرا كه اين روش بسي اوقات موجب ايجاد كينه و دشمني بین افراد مي‌گردد، عادت پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  اين بود كه هر گاه ‌از برخي‌يارانش خبري به وي مي‌رسيد كه مخالف شريعت بود، اين‌گونه هشدار مي‌دادند كه: «مَا بَالُ أقوَامٍ قَالُوا كَذَا و كَذَا؟!»:  (عده‌اي را چه شده كه چنين و چنان گفته‌اند!)

 سپس به بيان مسئله شرعي مي‌پرداختند. از جمله:

به پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  خبر دادند كه برخي (حرف‌هايي) گفته‌اند: يكي گفته بود، من هميشه نماز مي‌خوانم و نمي‌خوابم، ديگری گفته بود من هميشه روزه مي‌گيرم؛ و هرگز افطار نمي‌كنم، سومي‌‌‌گفته بود هرگز ازدواج نمي‌كنم.

 پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در واكنش به ‌اظهارات اين سه نفر سخنراني كرد، پس از حمد و ثناي الله فرمود: «ما بالُ أقوامٍ قالوا: كَذا و كَذا؟! لَكِنِّي أُصَلِّي و أنامُ و أصومُ و أُفطِرُ و تَزَوَّجُ النِّساء؛ فَمَن رَغِبَ عن سُنَّتي فَلَيسَ مِنِّي»: [1]

(چه شده كه كساني چنين و چنان گفته‌اند! امّا من نماز مي‌گزارم، مي‌خوابم، روزه مي‌گيرم، افطار مي‌كنم و ازدواج مي‌كنم، هر كس از سنتم روي گرداند از امتم نيست). 

 منظور من درست همانند فرمود‌ه‌ي پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  است؛ به اين معنا كه هشدار به گونه‌اي باشد كه مثلاً منتقد بگويد: بعضي از مردم اين طور گفته‌اند! يا اين طور مي‌گويند! يا درست اين است، اين كار لازم است و از اين نوع جملات بدون متهم نمودن فرد مشخصي استفاده كند... تا دوستي، محبت و صميميت ميان علما و دعوت‌گران بماند. منظور من افراد خاصي نبوده ‌است؛ بلكه منظورم همه دعوتگران و علما چه در داخل، چه در خارج بوده ‌است. نصيحتم براي همه ‌اين است كه‌نصيحت و انتقاد بايد به صورت مبهم مطرح شود نه مشخص، چون هدف اصلاح ديدگاه ‌اشتباه، بيان حق و ديدگاه صحيح 