 مسئله با اسمها وعناوين مختلفي از قديم بين مردم رايج بوده است.

شيخ ابن عثيمين- كتاب الدعوة (5) – (2/85- 86)[37] حكم تماس تلفني بين دو نفري كه باهم نامزد هستند.

س: آيا دونفر كه باهم نامزد هستند مي توانند تلفني باهم صحبت كنند؟

ج: مكالمه ي تلفني با نامزدي كه جواب مثبت داده است بخاطر ايجاد تفاهم و درك يكديگر، و بدون خوف فتنه و به اندازه ي ضرورت و نياز، جايز است. اگر مكالمه ي تلفني در حضور وليّ دختر صورت گيرد، بهتر است؛ زيرا ايجاد شك وشبهه را از بين مي برد؛ اما مكالمات تلفني كه بين مردان و زنان و پسران و دختراني كه عقد نكاحشان منعقد نشده است، و فقط جهت آشنايي و شناخت يكديگر با هم تماس برقرار مي كنند امري منكر وحرام است، و سبب فتنه و گرفتاري در فواحش و اعمال زشت مي شود؛ الله تعالي مي فرمايد: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا» 

( [اي همسران پيامبر] پس به ناز سخن مگوئيد، تا آن كس كه در دلش بيماري است طمع ورزد؛ و سخن به متعارف گوئيد) [احزاب:33]

هيچ زني اجازه ندارد با هيچ مردي صحبت كند؛ مگر بنا به ضرورت و نياز، آن هم با لحني عادي و بدون تفنن در صداكه سبب تحريك احساسات شود.

 علما اين مسئله را تصريح نموده اند كه زن هنگام اداي حج با صداي آهسته تلبيه بگويد و صدايش را بلند نكند.

در حديث آمده است:[ إِنَّمَا التَّصْفِيقُ لِلنِّسَاءِ؛ مَنْ نَابَهُ شَيْءٌ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَقُلْ: سُبْحَانَ اللَّهِ][1]

[كف زدن مختص به زنان است؛ كسي كه در نماز براي او موردي پيش آمد، بگويد: سبحان الله] 

از اين حديث مي توان استدلال نمود كه مردان بيگانه صداي زن را نشنوند؛ مگر زماني كه نياز به اين كار باشد، در صورت نياز و ضرورت زن مي تواند با مرد بيگانه صحبت كند، اما با حفظ وقار و حيا. ( والله اعلم).

شيخ فوزان- المنتقي، (2/163-164)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  بخاري (1218) مسلم (421)[38] حكم مهريه در نكاح

س: مردي مؤمن وموحد، دختران خود را بدون مهريه وبه منظور رضاي الله تعالي به ازدواج داده است آيا اين ازدواج صحيح است؟

ج: تعيين مهر در نكاح الزامي است به دليل كتاب و سنت و اجماع، چيزي كه در عقد نكاح براي زن تعيين مي گردد صداق و اجر و يا مهر ناميده مي شود؛ الله تعالي مي فرمايد: «وَآَتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً» [نساء آيه 4]

( و مهريه ي زنان را به خوشي تقديمشان كنيد).

يعني شما مكلف هستيد كه مهريه ي زنان را با طيب خاطر پرداخت نمائيد؛ زيرا مهريه از جانب الله تعالي بر مرد فرض شده است در مقابل ازدواج مرد با زن، الله تعالي مي فرمايد:

«وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ» [نساء آيه 24]

(و آنچه غير از اين باشد براي شما حلال است كه با صرف اموال خويش طلب كنيد[ولي] پاكدامنانه، نه زشتكارانه. و زناني را كه [با ازدواج] بهره گرفته ايد، مهرشان را به عنوان فريضه ي الهي به آنان بپردازيد. و در آنچه پس از تعيين مهر برآن توافق مي نماييد، گناهي بر شما نيست).

زني خودش را به رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عرضه نمود و به پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ پيشنهاد نمود تا او را به همسري قبول كند ؛ پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَپيشنهاد او را نپذيرفت، يكي از ياران پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ خواست با اين زن ازدواج كند، پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از آن صحابي خواست تا مهريه ي اين زن را پرداخت كند، صحابي عرض نمود: يا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فقير هستم وچيزي ندارم، پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: اگر مي تواني انگشتر آهني به او تقديم كن؛ آن مرد جويا شد ولي چيزي نيافت، پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ اصرار داشت تا آن زن را در مقابل چيزي كه نفعش به زوجه برگردد به ازدواج آن صحابي درآورد، سر انجام پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ زن را در مقابل سوره هايي از قرآن كه آن صحابي ياد داشت به ازدواج او درآورد؛ تا آن سوره ها را به عنوان مهريه به همسرش ياد دهد.

به اجماع امت، مهريه در نكاح ضروري است، چنانچه كسي زني را از وليّ آن زن خواستگاري نمود با اين شرط كه چيزي به عنوان مهريه به زن تعلق نمي گيرد؛ برخي از علما گفته اند: اين نكاح صحيح نيست و برخي از علما گفته اند: نكاحش صحيح است و شرط باطل است. پس از زفاف و يا پس از مرگ شوهر براي زن «مهر المثل» تعلق مي گيرد؛ به دليل داستان زني كه خود را به پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عرضه نمود تا با او ازدواج كند، قول دوم راجح است.

مردي با زني ازدواج نمود تا مهريه ي او را بدهد، اما نوع مهريه و مقدار آن مشخص نشد، نكاح صحيح است و پس از دخول يا وفات شوهر، مهر المثل به زن تعلق مي گيرد.

الله تعالي مي فرمايد: «لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً » [بقره آيه 236]

 ( اگر زناني را كه قبل از نزديكي و قبل از تعيين مهر طلاق داديد گناهي برشما نيست). وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (19/31-33)[39] آيا مقدار مهر در شريعت مشخص شده است.

س: آيا در شريعت اسلامي اين امر جايز است كه: شخصي دخترش را به خاطر رضاي الله تعالي در ازدواج مرد مسلماني درآورد بدون اين كه از او چيزي به عنوان مهريه دريافت كند؟ مقدار مهر شرعي چقدر است؟

ج: اصل در ازدواج بر آن است كه مقدار مهر مشخص شود، تا جايي كه ما اطلاع داريم دليلي برتعيين مقدار مهر در شريعت نيست؛ ازدواج هايي كه در زمان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بين مسلمانان صورت گرفته است مقدار مهرشان متفاوت بوده است.

در مسند احمد و سنن ترمذي كه آن را صحيح دانسته است؛روايت است كه:« جَعَلَ المهر نَعليَن» [يك جفت كفش به عنوان مهريه تعيين شد.]

در مسند احمد و ابو داود آمده است:[ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَعْطَى امْرَأَةً صَدَاقًا مِلْءَ يَدَيْهِ طَعَامًا كَانَتْ لَهُ حَلَالًا][1]

[اگر شخصي زني را به عنوان مهريه، مقداري از خوراك به پري دو كف دست بدهد، اين زن برايش حلال است.]

درصحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب حديث از انس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت است: كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ آثار زعفران و زردي آن را برروي لباس عبدالرحمان بن عوف رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمشاهده نمود؛ پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِه