في كل شئٍ. 

 الشيخ ابن باز- كتاب الدعوة الفتاوي(1) ص (166-168)
-------------------------------------------------------------------------------
[1]  مستدرك حاكم 2/182(2742) و صححه و وافقه الذهبي. و أخرجه أبوداود (2117) و ابن حبان (4072) بلفظ : «خيرُ النكاحِ أيسَرُه».
[2]  تخريج حديث در فتواي شماره 38 اين باب گذشت.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1299.txt">حكم مهريه زني كه شوهرش قبل از دخول وفات نموده است</a><a class="text" href="w:text:1300.txt">پدر مي تواند از مهريه دخترش براي خودش چيزي بردارد تامادامي كه دختر از اين كار متضرر نشود</a><a class="text" href="w:text:1301.txt"> حكم برگزاري جشن و سرور، جهت بردن هداياي نامزدي به منزل عروس خانم در حالي كه زن و مرد باهم اختلاط دارند</a><a class="text" href="w:text:1302.txt">حكم شرعي در مورد تقديم هدايايي از طرف داماد به عروس و بردن آن به خانه عروس، بدون اين كه بين زنان و مردان اختلاط باشد</a><a class="text" href="w:text:1303.txt">حكم مراسم ( المِلكة) </a><a class="text" href="w:text:1304.txt">حكم عقد نكاح و اعلان آن در مسجد</a><a class="text" href="w:text:1305.txt">آیا عقد نکاح تلفنی صحیح مي‌شود؟</a><a class="text" href="w:text:1306.txt">آیا خواستگار مي‌تواند سرپرستی عقد نکاح را برعهده بگیرد؟ </a><a class="text" href="w:text:1307.txt">طریقه مسنون عقد و نکاح </a><a class="text" href="w:text:1308.txt"> بطلان عقد بدون تلفظ به ایجاب و قبول</a></body></html>[41] حكم مهريه زني كه شوهرش قبل از دخول وفات نموده است

س: مردي با زني عقد مي كند و قبل از زفاف و همخوابگي مرد وفات مي كند، حكمش چيست؟

ج: زني كه شوهرش وفات مي كند، چهار ماه و ده شبانه روز عدّه نگاه دارد و از آرايش و خواستگاري و ازدواج و خروج از منزل – مگر با بودن عذر شرعي- دوري كند. اين زن از همسرش ميراث مي برد و مهريه ي كامل به او مي رسد.

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (19/83)آداب مفتي و مستفتي:

بخشي از آدابي كه مفتي و مستفتي  در ميان سلف امت به آن آراسته بودند عبارت است از: ترك سؤال و جواب از اموري كه هنوز اتفاق نيفتاده است، ترك سؤال و جواب از اموري كه انسان به آن نياز ندارد، و از اموري كه هنوز فرض نشده و خدا و رسول، ما را به آن مكلف ننموده اند، و اموري كه به نوعي در حق سائل شدت عمل محسوب مي شود و برايش ناگوار است. 

امام مسلم در صحيح خودش از روايت محمد بن زياد از ابو هريره نقل مي كند كه:«خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ:« أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ الْحَجَّ فَحُجُّوا» ، فَقَالَ رَجُلٌ: أَكُلَّ عَامٍ، يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَسَكَتَ، حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثًا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:« لَوْ قُلْتُ: نَعَمْ، لَوَجَبَتْ، وَلَمَا اسْتَطَعْتُمْ»، ثُمَّ قَالَ:« ذَرُونِي مَا تَرَكْتُكُمْ، فَإِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِكَثْرَةِ سُؤَالِهِمْ وَاخْتِلَافِهِمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ، فَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَيْءٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ، وَإِذَا نَهَيْتُكُمْ عَنْ شَيْءٍ فَدَعُوهُ»[1]

 رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم براي ما سخنراني نمودند و فرمودند: «اي مردم الله تعالي حج را بر شما فرض نمودند پس فريضه حج را بجا آوريد»، شخصي از حاضران سوال نمود: اي رسول خدا آيا هر سال حج را بجا آوريم؟ پيامبر سكوت كرد و جوابي نداد، سائل سه مرتبه سؤالش را تكرار نمود، آنگاه پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود اگر مي گفتم بله، حج بر شما هر سال فرض مي شد و شما نمي توانستيد هرسال حج را بجا آوريد. سپس پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: اموري را كه براي شما بيان ننموده ام سؤال نكنيد؛ زيرا امت هاي پيش از شما به سبب سؤال هايشان و اختلافاتشان با پيامبران هلاك شدند، هر گاه شما را به چيزي امر نمودم به اندازه توان خويش آن را انجام دهيد، و هر گاه شما را از چيزي نهي نمودم آن را ترك كنيد .

 دار قطني هم اين روايت را به اختصار و با سندي ديگر تخريج نموده، كه در آن چنين آمده كه الله تعالي اين آيه را نازل فرمود:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ ...» [2] مائده [101] «ای کسانی که ایمان آورده اید! از چیزهایی سوال نکنید که اگر برایتان آشکار شود شما را ناراحت و بدحال می کند»

در صحيحين از انس روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم براي ما سخنراني نمود، مردي سؤال كرد، يا رسول الله من فرزند چه كسي هستم؟ پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «شما فرزند فلاني هستيد». آنگاه اين آيه نازل شد «لاتسألوا عن اشياء...»[3]

 حافظ ابن رجب اين احاديث و غير آن را در كتاب «جامع العلوم و الحكم»[4] ذكر نموده و با تفصيل سخن گفته است كه ما آن را با اندكي تصرف ذكر مي كنيم، ايشان مي فرمايد: مجموعه اين احاديث دلالت مي كند كه از سؤال بي مورد بايد پرهيز نمود، سؤالي كه جواب آن براي سائل ناخوشايند است، مانند سؤال كسي كه پرسيده: آيا او از اهل بهشت است يا از اهل جهنم؟ آيا پدرش همان كسي است كه به او منتسب است؟ ازسؤالات بيهوده؛ مسخره آميز و باتكلف بايد پرهيز نمود آنگونه كه شيوه منافقان بود. همچنين سؤال براي نزول آيات پيشنهادي، آنگونه كه مشركين و اهل كتاب عادت داشتند ، عكرمه و ديگران نقل مي كنند كه اين آيه در فلان مورد نازل شده است. همچنين سؤال از اموري كه خداوند متعال آن را مخفي نموده مانند سؤال از وقوع قيامت، سؤال از روح. 

حافظ ابن رجب در ادامه مي گويد: از مجموع احاديث چنين برمي آيد كه مسلمانان بايد از سؤال در بسياري از امور حلال و حرام بپرهيزند كه احتمال دارد بر اثر آن سؤال، جوابي نازل شود كه كار بر امت دشوار شود، مانند سؤال از حج كه آيا هرسال بايد حج نمود؟ 

در حديث صحيحي از سعد از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ روايت است كه فرمودند:« إِنَّ أَعْظَمَ الْمُسْلِمِينَ جُرْمًا: مَنْ سَأَلَ عَنْ شَيْءٍ لَمْ يُحَرَّمْ فَحُرِّمَ مِنْ أَجْلِ مَسْأَلَتِهِ »[5] «مجرمترين مسلمانان كسي است كه از چيزي سؤال كند كه حرام نيست و بر اثر سؤال او حرام شود .» 

 چون از پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در مورد «لعان»[6] پرسیده شد، سؤال در این مورد را ناپسند دانست؛ زیرا هنوز چنین موردی اتفاق نیفتاده بود.[7]

پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ از قيل و قال و كثرت سؤال و هدر دادن اموال نهي مي فرمود .[8] 

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فقط به باديه نشينان به منظور جلب نظر آنان اجازه مي داد تا سؤال نمايند، اما مهاجرين و انصاري كه ساكن شهر مدينه بودند و در ايمان راسخ بودند از سؤال نهي شده بودند. آنگونه كه در صحيح مسلم[9] از نوّاس بن سمعان روايت است كه مي گويد: يكسال در كنار پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله َسَلَّمَ در مدينه ماندم تا از او سؤال كنم، با خانواده ام به مدينه هجرت ننمودم 