 كه اين علوم و معارف  برای اهل علم كفايت مي كند  و آنها را از جست جوي آراء و نظريات و امور احتمالي و غير احتمالي بي نياز مي گرداند. اموري كه چه بسا به جدال و خصومت و كثرت قيل و قال منجر شود، در بسياري از موارد از امام احمد در مورد مسائلي كه اتفاق نيفتاده است پرسيده مي شود مي فرمود: دَعونا مِنْ هذه المسائل المُحْدَثة.

یونس بن سلمان السقطی می گوید: چون به دقت در این موضوع نگریستم، متوجه شدم که یک طرف، رأی. و طرف دیگر حدیث است.

در حدیث، از خداوند و ربوبیتش و جلال عظمتش سخن رفته است، از عرش و بهشت و جهنم و انبیاء و مرسلین وحلال و حرام، ترغیب به صله رحم و امور خیر سخن به میان آمده است، اما در رأی: سخن از مکر و عذر و حیله و قطع ارحام و امور شر است.[20]

احمد بن شَبُّویه می گوید: کسی که در جستجوی آخرت است به احادیث و روایات چنگ بزند و کسی که در جست و جوی  لقمه ای نان و رسیدن به دنیاست دنباله رو رأی و نظر  باشد.[21]

کسی که علم را بر اساس آیات و احادیث و فهم صحابه طلب کند، غالباً به جواب مسائل جدید دست پیدامی کند؛ زیرا  اصول مسائل جدید در قرآن و حدیث واقوال صحابه موجود است، البته باید این مسیر را بر اساس راه و روش ائمه ای همچون امام شافعی  و امام احمد و اسحاق و ابی عبید و رهروانشان جستجو نمود؛ زیرا این ها أئمه ای بودند که بر هدایت بودند و کسی که از راه و روش أئمه ی هدی تخطی کند در هلاکت و گمراهی بسر خواهد برد، و در عملکردش ناجایز را عمل میکند و    و اجب را ترک می دهد.

اصولاً هدف باید رضای الهی و تحصیل قرب خداوند باشد؛ عالم دین باید تلاش کند تا علم قرآن و حدیث را دریافت کند و خود را در مسیر سنت رسو ل اللّه صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قرار دهد، و به آن عمل کند، دیگران را به آن دعوت دهد، قطعاً کسی که این گونه باشد خداوند او را موفق میگرداند، خوبیها را به او الهام می کند، نا آموخته ها را به او می آ موزد و از زمره ی عالمانی خواهد بود که خداوند در مدح آنان فرموده: «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» [فاطر:28] و از راسخان در علوم  خواهد شد....

نافع بن یزید می گوید: گفته شده که راسخان در علم کسانی هستند که به خاطراللّه تواضع می کنند، برای کسب رضای الهی اظهار عجز می کنند، بر دیگران و زیر دستان خویش فخر و مباهات نمی ورزند، دیگران را تحقیرنمی کنند.[22]

گفتار رسول اللّه صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بر همین امر دلالت می نماید آنجا که فرمود: « أتاکم أهلُ الیمن، هُم أَبَرُّ قلوبًا، و أَرَقُّ أفئِدَةً، الإیمانُ یَمانٍ، والفقهُ یَمانٍ، والحکمةُ یمانیَّة»[23]  [ اهل یمن نزد شما آمدند، باید بگویم قلب هایشان از همه نرمتر است. ایمان از یمن است. دانش از یمن است، و غرور و تکبر در میان صاحبان شتر است و آرامش و وقار در میان صاحبان گوسفند است.]

گفتار پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اشاره است به ابو موسی اشعری و پیروانش از علمای یمن، امثال ابو موسی الخُولانی، اویس قرنی، طاوس، وهب ابن منبة و دیگر علمای سرزمین یمن، تمام این افراد عالمانی فرزانه، رّبانی و خدا ترس بودند، برخی از نظر علمی بر دیگران برتری داشتند؛ اما باید در نظرداشت که امتیاز آنان از دیگران به خاطر کثرت قیل و قال و یا بحث و جدل نبود- بلکه رمز موفقیت و توفیقات آنان را باید در تواضع و خوف و خشیت الهی جست و جو کرد.

صحابیِ جلیل القدر معاذ بن جبل(رضی الله عنه) در شناخت مسائل حلال و حرام سرآمد همگان بود. [24]

معاذبن جبل(رضی الله عنه) همان کسی است که روز قیامت پیشاپیش همه علما و دانشمندان در جایگاه بلندی قرار دارد[25] اما علم این بزرگوار به معنای تکثیر مسائل و توسعه در این باب نبود، بلکه ایشان بحث کردن در مسائلی را که هنوز اتفاق نیفتاده است امری ناپسند و مکروه می دانست؛ بلکه معاذ ابن جبل  در مورد الله تعالی و اصول دین اسلام دارای علم و دانش بود.

از امام احمد ابن حنبل پرسیده شد: بعد از شما مسائل دینی را از چه کسی بپرسیم؟ فرمودند: از عبد الوهاب الورّاق. گفته شد ایشان که اطلاعات زیادی ندارند. امام احمد فرمود: ایشان انسانی نیکو سیرت هستند و قطعاً چنین افرادی در رسیدن به حق موفق خواهند شد.[26]

از معروف کرخی در این مورد پرسیده شد در جواب فرمود: کان معه أصلُ العلم: خشیةُ الله.[27]

ایشان دارای خشیت الهی هستند که اصل و اساس علم می باشد.

این گفتار وزین، به این نکته بسیار ظریف اشاره دارد که سلف گفته اند:[28]  خوف و خشیت الهی بالاترین علم و غرور و تکبر بالاترین جهالت است.

این موضوع بسیار طولانی است که سخن گفتن در پیرامون آن به درازا می کشد.

سخن را در مورد شرح حدیثی که ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده از سر می گیریم، و می گوییم:

همه باید بدانند کسی که خود را مشغول به مسائلی نکند که در قرآن و سنت نیامده اند، بلکه تمام توان خود را بکار بگیرد تا قرآن و حدیث را بفهمد، و هدفش اطاعت امر رسول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ باشد – چنین شخصی در واقع به گفتار پیامبر تمسک جسته و عمل نموده است.  کسی که اهتمام و  توجهش به فهم ما انزل اللّه نباشد، و مشغول به ایجاد صورت مسائل و مواردی باشد که امکان دارد اتفاق بیفتند و یا اصلاً اتفاق نیفتند و با تکلیف در پی اثبات دیدگاه شخصیش در جست و جوی جواب آنها باشد، بیم آن می رود که در مسیر مخالف قرآن و حدیث قرار گیرد، و امر پیامبر را ترک گوید و مرتکب نهی ایشان شود.

باید دانست بسیاری از مسائل و جریاناتی که اصلی در کتاب و سنت ندارند و در زندگی ما اتفاق می افتند دلیلش عدم اطاعت ما از قرآن و سنت است، ما اوامر رسول را اطاعت نمی کنیم از منهیاتش باز نمی آییم، بدیهی است که گرفتار چنین حوادثی شویم، و از طرفی اگر شخصی بخواهد مطابق با دستورات شریعت عمل کند و از منهیات اجتناب کند حوادث مطابق با اصول کتاب و سنت اتفاق می افتد.

کسی که مطابق با هوا و هوس و امیال شخصی خود رفتار کند حوادث و جریانات بطور عموم مخالف با شریعت اتفاق می افتد که حلاّجی آنها نیز مطابق با اصول، کاری دشوار خواهد شد؛ بخاطر فاصله ی زیادی که با کتاب و سنت دارند. چکیده ی سخن این که: کسی که این رهنمود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را نصب العین خود قرار دهد و از دستورات پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پیروی کند و از منهیات باز بیاید در دنیا و آخرت رستگار خواهد شد.

و کسی که خلاف امر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم زندگی نمود، و بایافته های ذهنی خویش مشغول شد، آنچه را که خودش تشخیص داد، فقط همان را زیبا دید و دل بسته ی آن شد. همانند اهل کتاب است که با کثرت مسائل و مخالفت با انبیای الهی هلاک شدند، آگاه باشید که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم امت خویش را از چنین امری برحذر داشته تا به چنین سرنوشتی دچار نشوند. پایان سخن علامه ابن رجب  رحمه اللّه تعالی.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم (1337)
[2]اخرجه دارقطني في سننه (2/282) من طريق ابرا