ف خورد.
طبرسی این روایت را چنین بیان کرده است: علی علیه السلام از طلحه پرسید: به من بگو آیا آنچه ابوبکر و عمر وعثمان نوشته اند تماما قرآن است یا در آن چیزهائی جز قرآن وجود دارد؟ طلحه رضی الله عنه در پاسخ فرمودند تمام آن قرآن است.
الان آقای اسماعیل به حاضرین بگویند در کجای این روایت حضرت علی گفتند تمام آن قرآن است؟ 
اما در مورد جزو دیگر روایت که حضرت علی رضی الله عنه فرمودند: ان اخذتم بما فیه نجوتم من النار و دخلتم الجنة خود علمای شیعه توضیح داده اند و ملا خلیل قزوینی در کتاب صافی شرح کافی جزو ششم می نویسد: ......
خشم مناظر شیعه از شرح ملا خلیل قزوینی
هنوز مولانا عبدالستار عبارت ملا خلیل قزوینی را در مورد روایت فوق نخوانده بود که شیخ اسماعیل نتوانست عصبانیت خود را مخفی دارد و گفت آقای مولوی عبدالستار ما توضیح ملا خلیل قزوینی را در مورد روایت نمی پذیریم و خودت روایت را تشریح کن.
مولانا عبدالستار در پاسخ فرمودند حرف من بر شما حجت نیست و شما حرفهای من را قبول نمی کنید چون من مخالف شما هستم و این روایت در کتابهای شما بیان شده است و بهتر است برای تشریح آن به علمای شما مراجعه کنیم.
شما چرا از کتابهای خود و از سخنان علمای خود می ترسید و نمی خواهید مردم از عقائد و نوشتارهای علمای شما با خبر شوند؟ 
بهتر است به تشریح ملا خلیل قزوینی گوش دهید، ایشان در تشریح روایتی که شیخ اسماعیل از آن استدلال کردند می نویسند: مراد این است که با وجود حذف آیه های قرآنی و اختلاف در قرائت آن قدر باقی مانده که صراحتا امامت اهلبیت معصومین را ثابت کند(2). 
ملا خلیل از این روایت چنین برداشت نمی کند که قرآن کامل است و در آن تحریفی انجام نگرفته است و پافشاری می کند که قرآن مورد تحریف قرار گرفته است و صراحتا می گوید با اینکه آیه های از قرآن حذف شده است.
اما این حرف مناظر شیعه که لفظ ما در روایت موصوله است جهل و نادانی مناظر را ثابت می کند!!!
من از ایشان می پرسم آیا لفظ ما در آیه "یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون" را استغراقیه می دانند؟ 
و اگر لفظ ما را استغراقیه بپذیریم باز هم طبق تشریح علمای شیعه این روایت چنین معنی می شود: اگر عمل کنید بر هر آنچه در قرآن است نجات می یابید.
گویا قرآن کامل نیست اما باز هم اگر بر همین قرآن ناقص عمل کنید نجات می یابید و این دقیقا همان تشریحی است که ملا خلیل قزوینی بیان کرده است.
مناظر با کدام دلیل می تواند از این روایت بر کامل بودن قرآن استدلال نماید در صورتیکه علمای شیعه گفته اند این روایت بر تحریف قرآن دلالت می کند.
روایات تحریف قرآن در کتب شیعه
1.	کلینی در اصول کافی روایتی نقل می کند: نزل جبریل بهذه الآیة علی محمد صلی الله علیه و سلم هکذا ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فی علی فاتوا بسورة من مثله.(3) 
ترجمه: جبرئیل آیه ان کنتم فی ریب را چنین بر پیامبر نازل کرد: ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فی علی فاتوا بسورة من مثله.
در قرآن مسلمانان لفظ فی علی وجود ندارد و نشان می دهد شیعه به تحریف شدن قرآن و حذف کردن لفظ فی علی از این آیه کریمه اعتقاد دارند.
2.	مقبول دهلوی روایتی از جعفر صادق نقل می کنند که: امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: قال الله تعالی لقد جاءکم رسول من انفسنا عزیز علیه ما عنتنا حریص علینا بالمومنین روف رحیم.
در صورتیکه این آیه در قرآن مسلمانان چنین است: لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ.
 این روایت ثابت می کند امام معصوم شیعیان اعتقاد به تغییر و تحریف الفاظ قرآنی داشته است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) احتجاج طبرسی ص77
2) صافی شرح اصول کافی جلد ششم ص 76
3) اصول کافی ص 263روایاتی که مولوی عبدالستار بیان می کند نزد ما شیعان ضعیف هستند و مولوی عبدالستار روایات مقبول دهلوی را بیان می کند در صورتیکه من از مقبول دهلوی بیشتر علم دارم و حرف چنین فردی بر ما حجت و دلیل نمی شود و روایات اصول کافی ضعیف هستند و با ارائه چنین روایات ضعیفی نمی توان عقیده ای را ثابت نمود.
مناظر شیعه که دلیلی بر عدم تحریف قرآن از کتب شیعه نداشت و پاسخی در برابر استدلالهای مستحکم مولانا عبدالستار نداشت از موضوع خارج شد و به سخنرانی پرداخت تا وقتش را پر کند.اگر روایات تحریف قرآن نزد تشیع ضعیف هستند ایشان لطف کنند روایات صحیح تحریف نشدن قرآن را بیان کنند تا ما مسلمانان بدانیم واقعا تشیع بر قرآن ایمان دارند.
اگر کتاب مقبول دهلوی ضعیف و بی اعتبار است چرا علمای بزرگ و مجتهدین شیعه این کتاب را تائید کرده اند و در تائید آن نوشته اند: اگر می خواهید قرآن را به زبان اردو بخوانید ترجمه مقبول را بخوانید و علمای شیعه گفته اند ترجمه مقبول تفسیر اهلبیت است.
آیا علم مجتهدین شیعه امثال سید کلب حسین مجتهد و سید محمد دهلوی و احمد علی لکهنوی از علم شما کمتر است؟ 
دوما: روایاتی که من از ترجمه مقبول نقل کردم سخنان و یا روایات مقبول دهلوی نیستند بلکه اقوال  امامان معصوم شیعه هستند و مقبول دهلوی از کتب معتبر شیعه نقل کرده است.
اگر روایات اصول کافی ضعیف هستند چرا امام مهدی اصول کافی را تائید کرده است و گفته است هذا کاف لشیعتنا (این کتاب برای شیعیان ما کافی است) و این گفتار مهدی بر صفحه اول اصول کافی نوشته شده است.
اگر روایات تحریف ضعیف می بودند چرا بزرگترین مشایخ و علمای شیعه معتقد به تحریف قرآن بوده اند؟ 
در تفسیر صافی نوشته شده است: و اما اعتقاد مشایخنا فی ذلک فالظاهر من ثقة الاسلام محمد یعقوب الکلینی انه کان یعتقد التحریف و النقصان فی القرآن و کذلک استاذه علی بن ابراهیم القمی فان تفسیره مملو منه و کذلک الشیخ احمد بن ابی طالب الطبرسی فانه ایضا نسخ علی منوالهما فی الاحتجاج(1). 
ترجمه: اعتقاد مشایخ ما در باره قرآن این است که محمد یعقوب کلینی معتقد به تحریف و نقص در قرآن بوده است و همچنین استادش علی بن ابراهیم قمی به تحریف قرآن معتقد بود زیرا تفسیرش پر از آن است و همچنین شیخ احمد بن ابی طالب طبرسی مانند آن دو معتقد به تحریف قرآن بود.
اگر روایات تحریف قرآن ضعیف هستند پس چرا این علمای بزرگ شیعه معتقد به تحریف قرآن بوده اند.
1.	کلینی در کتابش اصول کافی روایت می کند: عن ابی جعفر قال نزل جبریل بهذه الایة علی محمد صلی الله علیه و سلم   هکذا   فبدل الذین ظلموا آل محمد قولا غیر الذی قیل لهم فانزلنا علی الذین ظلموا آل محمد حقهم رجزا من السماء بما کانوا یفسقون(2). 
در این روایت کلماتی به آیه قرآن افزود شده است گویا امام باقر اعتقاد داشته است در قرآن تحریف صورت گرفته است و لفظ آل محمد حقهم از قرآن حذف شده است زیرا در قرآن مسلمانان این کلمات وجود ندارند.
2.	مقبول دهلوی روایتی نقل می کند که امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند سوگند به الله این آیه چنین نازل شد: . لقد عهدنا الی آدم من قبل کلمات فی محمد و 