واهي ميرسي. 
فرد مسلمان در عبادت و طاعتش خشوع داشته و عبادت را با آرامش و آهستگي و کمال دقت به انجام مي رساند. درحال نماز، آن را با فروتني و خشوع کامل براي پروردگار جهانيان بجامي آورد. در هنگام دعا خدايش را با زاري و فروتني فراخوانده و آن را با سپاس و ستايش خداوند و صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه و سلم شروع مي کند.
يکبار پيامبر اکرم صلى الله عليه و سلم مردي را ديد که پس از نمازش دعا کرده و در آن پروردگار را تمجيد نگفته و بر پيامبر صلى الله عليه و سلم صلوات نفرستاد. آن حضرت صلى الله عليه و سلم به او فرمود: (عَجِلْتَ أيها المصلي) يعني: "اي نمازگزار، عجله نمودي!"
رسول خدا صلى الله عليه و سلم شنيد که فردي که نماز ميگزارد در دعايش پروردگار را ستوده و سپاسش گفت و بر رسول خدا صلوات فرستاد. رسول خدا  صلى الله عليه و سلم فرمود: (ادعُ تُجَبْ، وسل تُعْطَ) [نسائي] يعني: "دعا کن که اجابت مي شود و بخواه که داده مي شود."
مسلمان در اجابت دعاي خويش عجله نمي کند. پيامبر اکرم صلى الله عليه و سلم فرمود: (يُسْتَجَابُ لأحدكم ما لم يَعْجَل؛ يقول: دعوتُ، فلم يُسْتَجَبْ لي) [متفق عليه] يعني: "اجابت مي شود براي هريک از شما تا ماداميکه شتاب نکند و نگويد به پروردگارم دعا کردم و مرا اجابت نکرد."

فضيلت  درنگ و تأني:
از پيامبر صلى الله عليه و سلم روايت شده که فرموده اند: (السَّمْتُ الحسن والتؤدة والاقتصاد جزء من أربعة وعشرين جزءًا من النبوة) [ترمذي] يعني: " مظهر نيكو و درنك كردن و اقتصاد(صرفه جويي) بخشي از بيست و چهار بخش نبوت است."
همچنين پيامبر اکرم صلى الله عليه و سلم به يکي از يارانش فرمود: (إنَّ فيك خصلتين يُحِبُّهُما الله: الحـلم، والأناة) [مسلم] يعني: " در تو دو صفت وجود دارد که خدا آن را دوست مي دارد، بردباري و تأني کردن."
باز در جايي رسول خدا صلى الله عليه و سلم فرموده است: (الأناة من الله، والْعَجَلَةُ (التسرع في غير موضعه) من الشيطان) [ترمذي] يعني: "تاني کردن از خداوند و عجله (شتاب ورزيدن در جايي که لازم نيست) از شيطان است."

عجله:
خداوند تبارک و تعالي به ما امر نموده که از عجله پرهيز کرده و مي فرمايد: {يا أيها الذين آمنوا إن جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا أن تصيبوا قومًا بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين} [حجرات:6]  يعني: " اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد." 
گفته اند: سوارکار شتابان نه مقصد رسيده و نه مرکبي برايش مي ماند(مردي که از شدت عجله مرکبش را مي زند تا سريع تر حرکت کرده و به آن استراحتي نمي دهد تا هلاکش مي گرداند.) همچنين گفته شده: انکه بر مرکب عجله سوار شد، در لغزشگاه ها افتاده است.

عجله درکارهاي خير:
چنانچه فرد مسلمان در صدد کار خيري بود، بايد در انجام آن بر ديگران پيشي جسته و تاخير نکند. اگر خواست صدقه اي بدهد، بهتر است در انجام آن شتاب ورزد. به همين ترتيب در صورت انجام هر طاعت معيني بايد بدان مبادرت ورزد. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: (التُّؤدة في كل شيء إلا في عمل الآخرة) [أبو داود] يعني: "درنك كردن در هر کاري به جز در کارهاي مربوط به آخرت نيکوست."

همچنين رسول خدا صلى الله عليه وسلم به ما امر کرده است که در افطار کردن، عجله نماييم و مي فرمايد: (لا يزال الناس بخير ما عَجَّلوُا الفطر) [متفق عليه] يعني: " هميشه مردم به خير اند، تا ماداميکه در افطار شتاب نمايند."

از اينرو واضح است درنگ کردن درکار خير جايز نبوده و بايد در اجراي آن شتاب ورزيد، خداوند متعال مي فرمايد: {وسارعوا إلى مغفرة من ربكم وجنة عرضها السموات والأرض أعدت للمتقين} [آل عمران: 133] يعني: "و براى نيل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى كه پهنايش [به قدر] آسمانها و زمين است [و] براى پرهيزگاران آماده شده است بشتابيد."

واينجا عجله کردن راهي براي دستيابي به بهشت است. اما در مورد ساير امور دنيوي، مسلمان در آن درنگ نموده و به آهستگي عمل کند.
...................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comحذيفه عدوي در جنگ يرموک دنبال پسر عمويش مي گشت، همراه او يک ظرف آب بود، بعد از مدتي او را زخمي يافت، از او پرسيد: آب مي خواهي؟ او با موافقت اشاره کرد. قبل از اينکه آب بخورد صداي آه و ناله ي مرد ديگري را شنيد. پسر عموي حذيفه به سوي او اشاره کرد، تا برود و آب را به مردي که درد مي كشيد بدهد، حذيفه به سوي او شتافت، و هشام بن عاص را يافت. 
هنگامي که مي خواست به او آب بدهد صداي مرد ديگري را شنيد که گفت آه، هشام اشاره کرد تا حذيفه با آب به سوي او برود، وقتي پيش او رفت جان سپرده بود، پس با آب به طرف هشام برگشت ديد که او هم مرده است، و وقتي که به طرف پسر عمويش رفت، او نيز جان داده بود. 
 و همه آنها مي خواستند ديگري را بر خود در نوشيدن آب ترجيح دهند. 

زني نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و برايش جامه اي را به عنوان هديه آورد. پيامبرصلى الله عليه و سلم بدان آن نياز داشته و آن را به تن نمود. يکي از صحابه او را ديد و آن را طلب کرد، و گفت: يا رسول الله، چه زيبا است، اين را بر تن من بپوشان. پيامبر صلى الله عليه وسلم آن را از تن خود درآورده و به او بخشيد. صحابه به آن مرد گفتند: اين کار تو درست نبود، پيامبر صلى الله عليه وسلم به اين لباس احتياج داشت، از او خواستي چون مي دانستي که در خواست کسي را رد نمي کند. مرد گفت: به خدا سوگند که من آن را براي پوشيدن از او درخواست نکردم، بلکه براي کفن مي خواستم. {بخاري}. مرد آن را به عنوان تبرک از رسول الله صلى الله عليه وسلم نگه داشت تا اينکه کفن او شد. 
مردي گرسنه به نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم که در مسجد بود آمد، و از او غذا طلب نمود، پيامبر صلى الله عليه وسلم كسي به خانه فرستاد تا برايش غذا بياورند، و به جز آب چيزي نيافتند. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: (چه کسي امشب مهمان را ضيافت مي کند تا رحمت خدا بر او باشد). مردي از انصار گفت: من يا رسول الله. مرد انصاري مهمان را به سوي خانه اش برده و به همسرش گفت: آيا چيزي داري؟ گفت نه، به جز غذاي بچه ها. به غير از غذاي کمي که فقط كفاف بچه هاي کوچکمان را مي كند، چيزي نداريم. گفت: بچه ها را سرگرم کن تا خوابشان ببرد. هنگامي که مهمان داخل شد چراغ را خاموش کرد، و هرچه غذا داشتند جلوي مهمان گذاشت. خود در کنار مهمان نشست و وانمود كرد كه دارد با او غذا مي خورد، مهمان تا جايي که سير شد خورد. و آن مرد و همسرش با بچه هايشان گرسنه خوابيدند. 
هنگام صبح، مرد همراه مهمان به نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم رفتند. آن حضرت صلى الله عليه وسلم به مرد انصاري گفت: (خداوند از کار شما در عجب ماند به دليل مهمان نوازي امشبتان.) [مسلم]. خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود: {ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة} [حشر: 9] يعني: " و هر چند در خودشان احتياجى [مبرم] باشد آنها را بر خودشان مقدم مي دارند"
بيشتر از سي مرد ميهمان ا