وحيد گراييده‏اند دين [خود] را براى او خالص گردانند..." و نيز: {ألا لله الدين الخالص} [زمر: 3] يعني: "آگاه باشيد آيين پاك از آن خداست..."
و پيامبر بزرگوارش صلي الله عليه و سلم مي فرمايد: (إن الله لا يقبل من العمل إلا ما كان له خالصًا، و ابْتُغِي به وجهُه) [نسائي] يعني: "خداوند هيچ عملي را نمي پذيرد مگر آنكه خالص و پاك براي او بوده و بخاطر رضاي او انجام شده باشد."
اخلاص يكي از صفات هميشگي مسلمان است چه خدمتكار، تاجر يا دانشجو يا هر شغل ديگري داشته باشد. خدمتكار كار خويش را بدرستي به انجام مي رساند چرا كه خداوند او را به دقت و درستي در كارش امر فرموده است، تاجر نيز در تجارت خويش از خدا پروا داشته و به مردم گران نمي فروشد، بلكه پيوسته به دنبال كسب سود حلال است. دانشجو در مطالعات و فراگيري درس هايش مي كوشد و مقصود وي از كسب علم حصول رضاي پروردگار و خدمت به مسلمانان مي باشد.

اخلاص؛ خصلت پيامبران:
خداوند متعال در مورد حضرت موسي عليه السلام بيان مي فرمايد: {واذكر في الكتاب موسى إنه كان مخلصًا وكان رسولاً نبيًا} [مريم: 51] يعني: "و در اين كتاب از موسى ياد كن زيرا كه او پاكدل و فرستاده‏اى پيامبر بود." و خداي عزوجل حضرت ابراهيم، اسحاق و يعقوب عليهم السلام را نيز اينگونه توصيف مي فرمايد: {و اذكر عبادنا إبراهيم و إسحاق و يعقوب أولي الأيدي و الأبصار. إنا أخلصناهم بخالصة ذكرى الدار. و إنهم عندنا من المصطفين الأخيار} [ص: 45-47] يعني: " و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده‏ور بودند به يادآور. ما آنان را با موهبت ويژه‏اى كه يادآورى آن سراى بود خالص گردانيديم. و آنان در پيشگاه ما جدا از برگزيدگان نيكانند."

اخلاص در نيت:
عده اي نزد پيامبر صلي الله عليه و سلم رفته و گفتند: اي پيامبر خدا! مي خواهيم همراه شما براي غزوه ي تبوك بيرون بياييم ولي توشه و اسلحه اي نداريم. پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم نيز چيزي نداشت تا به آنان كمك نمايد، بنابراين فرمود تا برگردند. اين عده نيز با غم و اندوه و در حالي كه از اينكه براي جهاد در راه خدا توانايي نداشتند، مي گريستند بازگشتند. خداوند عزوجل در حق آنان آيات قرآني را نازل نمود براي آنكه تا روز قيامت آن را بخوانند: {ليس على الضعفاء و لا على المرضى و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج إذا ما نصحوا لله و رسوله ما على المحسنين من سبيل و الله غفور رحيم. و لا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم قلت لا أجد ما أحملكم عليه تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزنًا ألا يجدوا ما ينفقون.} [توبة: 91-92] 
يعني: "بر ناتوانان و بر بيماران و بر كسانى كه چيزى نمى‏يابند [تا در راه جهاد ] خرج كنند در صورتى كه براى خدا و پيامبرش خيرخواهى نمايند هيچ گناهى نيست [و نيز] بر نيكوكاران ايرادى نيست و خدا آمرزنده مهربان است. و [نيز] گناهى نيست بر كسانى كه چون پيش تو آمدند تا سوارشان كنى [و] گفتى چيزى پيدا نمى‏كنم تا بر آن سوارتان كنم برگشتند و در اثر اندوه از چشمانشان اشك فرو مى‏ريخت كه [چرا] چيزى نمى‏يابند تا [در راه جهاد] خرج كنند."
وقتي رسول خدا صلي الله عليه و سلم عازم جنگ شد به يارانش فرمود: : (إن أقوامًا بالمدينة خلفنا ما سلكنا شِعْبًا و لا واديا إلا و هم معنا فيه (يعني يأخذون من الأجر مثلنا)، حبسهم (منعهم) العذر) [صحيح بخاري] معني حديث: " همانا، در مدينه کساني را ترک نموديم که هيچ راه کوهستاني و هيچ وادي را طي نکرديم مگر اينکه آنان با ما بودند(يعني به اندازه ي ما پاداش مي گيرند) و جز عذر، آنها را چيزي از همراهي با ما باز نداشت."

اخلاص در عبادت:
خداوند متعال نه طاعت و نه عبادتي را انسان نمي پذيرد مگر آنكه خالص براي او بوده باشد. پيامبر صلي الله عليه و سلم در حديث قدسي از پروردگار رب العزة، روايت فرموده اند: (أنا أغنى الشركاء عن الشرك، من عمل عملا أشرك فيه معي غيري، تركتُه و شركَه) [مسلم] يعني: " خداوند تعالي مي فرمايد: من بي نيازترين شرکاء از شرک مي باشم. آنکه عملي انجام دهد که غيرم را در آن با من در نظر داشته باشد، خودش و شرکش را فرو مي گذارم."
انسان مسلمان در نماز روي دل بسوي پروردگار جهانيان دارد و آن را با خشوع و آرامش و وقار بجاي مي آورد. مسلمان به اميد به پاداش خداوند روزه مي گيرد و نه براي آنكه مردم بگويند: فلان كس نماز مي گزارد، زكات مي دهد، روزه مي گيرد و ... بلكه تمام كارهايش را بخاطر خوشنودي پروردگار خود انجام مي دهد.

اخلاص در جهاد:
مسلمان در جهاد در راه خدا، نيتي جز دفاع از دين خود و برافراشتن كلمة الله و دفاع از سرزمين خود و از مسلمانان نداشته و هرگز نيت او اين نخواهد بود كه مردم بگويند چقدر مرد قهرمان و شجاعي است. مردي پيش پيامبر صلي الله عليه و سلم آمده و گفت: اي پيامبر خدا، من در مواقعي در جنگ خوشنودي خدا را در نظر داشته و در عين حال دوست دارم ديگران كارزار مرا ببينند(يعني: از شجاعت من باخبر شوند). پيامبر صلي الله عليه و سلم پاسخي نداد تا آنكه اين آيه نازل گشت: {فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملاً صالحًا و لا يشرك بعبادة ربه أحدًا} [كهف: 110] يعني: "... پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد."
يك باديه نشين نزد رسول خدا صلي الله عليه و سلم آمده و گفت: اي رسول خدا، كساني براي [بدست آوردن] غنايم و عده اي بخاطر يادشدن( شهرت يافتن ميان مردم) مبارزه مي كنند، و كساني هم براي آن مبارزه مي كنند تا مردم قدرت و جايگاه شان (شجاعت آنان) باخبر گردند، دراينصورت چه كسي در راه خدا مي جنگد؟ آنحضرت صلي الله عليه و سلم فرمود: (مَنْ قاتل لتكون كلمة الله هي العُليا فهو في سبيل الله) [متفق عليه] يعني: " آنکه بخاطر اعلاي کلمة الله بجنگد، آن في سبيل الله به حساب مي آيد."

پاداش مخلصان:
شيطان از مسلمان بااخلاص دور مي شود و او را وسوسه نمي كند، چرا كه خداوند مؤمنين مخلص را از گزند شيطان محفوظ مي دارد. در قرآن كريم در نقل يك حادثه چنين آمده است كه از زبان شيطان نقل مي شود كه: {قال رب بما أغويتني لأزينن لهم في الأرض و لأغوينهم أجمعين. إلا عبادك منهم المخلصين} [حجر: 39-40] يعني: "گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت. مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را." همچنين خداوند متعال درباره ي پاداش مخلصان در آخرت مي فرمايد: {إلا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا بالله و أخلصوا دينهم لله فأولئك مع المؤمنين و سوف يؤت الله المؤمنين أجرًا عظيمًا} [نساء: 146] يعني: "مگر كسانى كه توبه كردند و [عمل خود را] اصلاح نمودند و به خدا تمسك جستند و دين خود را براى خدا خالص گردانيدند كه [در نتيجه] آنان با مؤمنان خواهند بود و به زودى خدا مؤمنان را پاداشى بزرگ خواهد بخشيد."

رياكاري:
وقتي فرد در حضور مردم براي كارهاي نيك شاد و شتابان بوده و در تنهايي بي حال و كسل است، چنانچه از او تعريف كنند سعي و تلاش كرده و اگ