ه مباركه، بيانگر اين حقيقت است كه الله تعالى پروردگار عالميان است، آنذاتيكه آنها را آفريده، وزمين وآسمانها را در شش روز پيدا نموده.  سپس اوتعالى خبر ميدهد كه او برعرش استوا دارد وعرش بالاى آسمانها قرار دارد، وعاليترين ووسيعترين مخلوقات استوا او تعالى بالاى عرش قرار دارد وبوسيله علم وسمع ورويت خويش با همه مخلوقات است، وهيچ امرى از امورشان ازخداوند پوشيده نيست، والله تعالى روز را به ظلمت شب پوشيده است كه بسرعت بدنبال روز شب فرا ميرسد، آفتاب ومهتاب وستاره ها همه در مدار هاى خويش به امر وفرمان خداوند سير وحركت ميكنند، وآفريدن وفرمان روائى تنها خداوند را است، وعظمت وكمال مر خدا را است كه خير كثير عنايت ميفرمايد، واو تعالى پروردگار عالميان است كه آنها را از عدم بوجود آورد، وبرنعمتها آنانرا تربيت داد والله در ذات وصفات خود كامل است، وهيچ كس با اوشريك نيست، وصفات اومثل صفات مخلوق نيست. درين جا دومطلب را بايد متذكر شد: 
آفرينش بصورت تدريجى در شش روز كه ضمن آيه قرآنى بيان شد بر اساس حكمت خداى بزرگ است كه آنرا ارداه كرده بود،واگر نه خداوند قادر وتوانا بود كه اين همه را در يك دم (ظرف يك پلك چشم) بيافريد، چنانكه فرموده: هرگاه چيزى را اراده كند ميگويد شو پس ميشود. 
 استوا در زبان عرب كه لسان قرآن بيان شده است به معناى علو وارتفاع است، واستواى خداوند برعرش علو وارتفاع اوست، كه كيفيت وچگونگى آن را خداوند ميداند، واستوا بمعنى استيلا برملك نيست طوريكه  گروهى چنين گمان كرده اند، اينها تصور كرده اند هرگاه اين صفات را بصورت حقيقى آن برخداوند اطلاق نماييم تشبيه خداوند به مخلوق ميآيد، اما اين دليل صحيح نيست، زيرا تشبيه عبارت از ين است كه گفته شود اين چيز مشابه آن است، اما اگر وصفى را به وجه كه لائق شان وجلال خداوند است به اوتعالى اطلاق نماييم بدون اينكه در آن  تشبيه ويا تمثيل وتكييف وتعطيل وتأويل بيايد، اين همه نه تنها هيچ حرجى در آن نيست، بلكه طريقه انبياء وسلف صالح ميباشد بايد كه مؤمن به آن تمسك جويد.

خداوند تعالي ميفرمايد:[ وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن کُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ]
سوره (فصلت) آيه 37
معناى اجمالى: 
درين آيه مباركه خداوند خبر ميدهد كه آفتاب ومهتاب، وروز وشب اينها همه از جمله آيات الهى ميباشند، پس به آفتاب ومهتاب سجده نكنيد زيرا اين جمله مخلوقات خداوند بوده، وهيچ مخلوق سزاوار عبادت وپرستش را ندارد، وتنها ذات قابل پرستش خداى واحد لاشريك است زيرا اوتعالى خالق ومدبر ومستحق عبادت است.

دليل دوم:
از جمله دلائل كه بروجود خداوند دلالت ميكنند، اينست كه خداوند ذكر وأنثى ( نر وماده ) را خلق كرده است واين دوجنس متقابل از دلائل وجود خداوند است.
دليل سوم:
همچنان اختلاف زبانها وچهره ها ورنگها از جمله دلائل وجود خداوند است، آواز ورنگ دونفر باهم متحد نيست بلكه حتماً در ميان آنها اختلاف موجود است.
دليل چهارم:
اختلاف در مورد نصيب وبهره زندگى دليل ديگرى بروجود خداوند متعال است. چنانچه همه ميدانيم كه مردم همگى با هم برابر نبوده، گروهى فقير وديگرى غنى ودولتمند، يكى رئيس ديگرى مرؤس، در حاليكه هر كدام از ينها عقل وخرد داشته وآرزومند آن است كه سرمايه وعزت وخانم زيبا داشته باشد، اما در مقدور همگى اينها نيستند، وتنها آنچه را بدست ميآوردند كه خداوند آنرا برايشان مقدر كرده است، البته درآن حكمت بزرگى است كه خداوند مردم را بوسيله يكديگر امتحان ميكند، وتا خدمت يكديگر را كنند، ومصالح همه ايشان ضايع نگردد، وبدين وسيله نظام حيات اجتماعى را حفظ كند، وبراى آنانكه در  زندگى دنيا بهره كمتر دارند خداوند نصيب بيشترى در آخرت ودر جنت برايشان تعيين نموده، مشروط باينكه با ايمان بيميرند،پس از نعيم فراوان در آخرت (جنت) بهرمند ميگردند، وچه بسا كه درين جهان هم فقراء از صحت وقوت جسمى وسعادت داخلى برخوردار اند كه توانگران وعده زيادى از ثروتمندان  فاقد آن ميباشند، واين همه دليل بر عدل وحكمت خداوند است.

دليل پنجم:
خواب شدن، وخواب ديدن ورؤياى صادقة كه خداوند متعال بنده را در خوابش از بعضى غيبيات با خبر ميسازد چه مژده وبشارت باشد، چه اخطار.
دليل ششم:
مسئله روح كه حقيقت آنرا بجز خداوند كسى ديگرى نمىداند.
دليل هفتم: 
آفريدن پر اسرار انسان وقواى مختلف جسمى ودماغى آن، جهاز هاضمه ومغز وغيره… اين همه دليل آشكاره بر عظمت وجود خالق است.
دليل هشتم:  
نزول باران بر زمين خشك ومرده، وروئيدن نبات، درختها، گلها، ميوه هاى گوناگون وغيره آثار قدرت در جهان نبات. اينها همه برخى از دلائل وبراهينى اند كه خداوند در قرآن كريم از آنها نام برده است، اين همه دلالت بر اين  ميكند كه اين كائنات مدبر وآفرينده دارد، كه اين همه مظاهرگوناگون را آفريده است.
دليل نهم:
فطرت انسانى خود گواه ومعترف بوجود ذات اقدس خداوند است، كسيكه منكر اين حقيقت ميگردد، وى خود را فريب ميدهد، وموجب شقاء وبدبختى خود ميگردد 
كمونستها درين جهان بد بخت بوده، وبعد از مرگ بسبب انكار وتكذيب ايشان  به فرمان پروردگار عالميان  بسوى جهنم مى شتابند، مگر اينكه از كفر توبه بكشند وبه خداوند وپيغمبر او ايمان آورند.

دليل دهم:
بركت وتكاثر در بعضى مخلوقات مانند گوسفند وعدم بركت در بعضى ديگرى مانند سگ وگربه.
از صفات خداوند اينست كه اوتعالى اول بوده وابتداء يا آغاز ندارد، حي دائم ولايموت است ( يعنى زنده است نميميرد ) انتهاء نمىپذيرد، غنى وقائم بذات خود است، به كسى نياز ندارد، يكتا ولاشريك است. 
خداوند ميفرمايد: [بسم الله الرحمن الرحيم - قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ - اللَّهُ الصَّمَدُ -لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ - وَلَمْ يَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ ]
سوره اخلاص
 معنى آيات: 
چون كفار از سيد المرسلين راجع به صفات خداوند  سوال كردند، او تعالى اين سوره را نازل كرد. وامر نمود تابرايشان گفته شود كه الله تعالى واحد بوده شريك ندارد، حي دائم مدبر بوده وسيادت مطلق بر جهان دارد، انسان وهمه چيز از آن خداوند است، وبايد مردم در قضاى نيازمنديها واحتياجات خويش فقط به خدا  رجوع كنند. خدا را پدر وپسر نيست، مادر ودختر ندارد، واينهارا درين صورت وديگر صورتها بشدت رد كرده است زيرا ولادت ونسل داشتن از جمله صفات مخلوق است وخداوند سخن نصارى را كه مسيح را ابن الله ميخوانند، وكلام يهود را كه عزير ابن الله ميناميدند، ودعواى غير اينها را كه فرشتگان را دختران خدا ميگفتند به شدت رد ميكند وبيان ميكند كه مسيح بدون پدر آفريده شده، چنانكه آدم عيه السلام از خاك آفريده شده بود، وحواء از پهلوى آدم پيدا واز منى مرد وزن ساير انسانها پيداشده وميشوند وهر چيز را خداوند در اول از عدم پيدا كرده وبعداً براى ادامه خلق قانون ونظام را آفريده هيچگا