ي براي کوبيدن حضرت عمر و ابوبکر نخواهد داشت. 
24-	شهيد مطهري در کتاب سيري در امامت براي رهايي از تناقضات متعددي که در اين زمينه گريبانگير محققين شيعه شده پس از 1400 سال کشمکش، راه حل تازه اي  ارائه داده و مي گويد: متکلمين شيعه اشتباه مي کردند که امامت را همان خلافت  مي دانستند! خلافت، جزئي از امامت است و وظيفه مهمتر امام، تفسير و توضيح و تبيين دين است!!!!  ولي:
-	آيا مي شود هر از چندگاهي براي رهايي از سئوالات بي پاسخ، موضع خودمان را عوض کنيم؟
-	اين سخن شهيد مطهري مخالف نص صريح قرآن است: اليوم [اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ ٌ] {المائدة:3}  مي بينيد چقدر تاييد و تاکيد دارد که امروز دين کامل و تمام شد. همه اينها براي اين است که کسي هوس نکند پس از پيامبرصلی الله علیه وسلم به بهانه تکميل و تفسير دين، چيزي جديدي بياورد و موجب بدعت شود. كه متاسفانه آوردند و شد... (توسط تفکرات ابن سباء يهودي) 
-	مخالفت کامل با اصل خاتميت. 
-	فهرست نام امامان تا 150 سال مي شود آيا اتفاقي که در طول هزاران سال عمر بشر نيفتاد مي توانست در عرض چند نسل بيفتد؟ آن هم با آن شرايط بيسوادي و عدم وجود وسايل ارتباط جمعي؟
-	در زمان امامان شيعه مواردي مانند: بيمه، مصرف مواد مخدر، قرصهاي اکستازي، ارتباط تجاري و سياسي با دول مشرک و کافري چون چين و شوروي و کوبا، شبيه سازي و... وجود نداشته. پس آيا بايد سلسله امامان و مفسران دين تا روز قيامت ادامه داشته باشد. و اگر بحث اجتهاد را پيش  مي کشيد پس گناه حضرت ابوبكر و حضرت عمر چيست؟ 
-	شهيد مطهري به خوبي متوجه اين تناقض (شان حکومتي امام) شده و مي گويد  شان اصلي امام، تفسير و توضيح دين و مقام معنوي امام است و شان حکومتي فرع آن است! خوب، اين که مشکلي را حل نمي کند. ما نيز اين سخن را قبول داريم ولي تمام دعوي بر سر خلافت است و اينکه شما طبق کدامين دليل، معتقد به وجود نص هستيد؟
25-	شيعه قياس را (به نوعي) باطل و عمل شيطان مي داند. ولي در مهمترين اصول مذهبي خودش يعني امامت دست به قياس مي زند. وقتي مي پرسي: چرا نام جانشين پيامبر در قرآن صريحا ذکر نشده مي گويد: شيوه وضو گرفتن هم در قرآن نيامده! ولي شما که قياس را عمل شيطان مي دانيد؟ ضمن اينکه اين چه قياسي است: شيوه وضو گرفتن فرعي از فروع دين است ولي شما امامت را مهمترين اصل دين مي دانيد! يعني حتي قياس باطل شما هم باطل است.
26-	شيعه زيارتنامه عاشورا را منتسب به امام محمد باقر مي داند. از سويي ديگر شيعه رواج تقيه و جواز آنرا متعلق به دوران امام محمد باقر و امام صادق مي داند. اين زيارتنامه مملو از نفرين و لعن (18 بار لعن) به خصوص عليه خلفاي اول و دوم و سوم است آيا چنين چيزي با اصل تقيه در تعارض نيست؟ زيرا اين دو امام به قول شيعه مرتب سفارش به پنهان کاري و عدم درگيري با ديگر فرق مسلمان ميکرده اند. و زيارتنامه نيز چيزي است که به صورت اوراد و اذکار در سفر و حضر و در خانه و در کربلا و مسجد و... خوانده مي‌شده. پس اين چه سفارشي به تقيه بوده است؟ (مگر اينکه قبول کنيم اين زيارت ساخته و پرداخته غاليان است)
27-	شيعه معتقد است پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم نام 12 امام را به ترتيب تا امام زمان بيان کرده اند. امام صادق(ع) فرزند ارشد خود يعني اسماعيل را به عنوان امام معرفي کردند ولي پس از فوت او فرمودند در اين مورد، بداء حاصل شد و پس از آن فرزند سوم خود را معرفي کردند. اين امر باعث پيدايش فرقه ضاله اسماعيليه شد که کردند آنچه کردند. بگذريم. چگونه است که امام صادق (ع) از حديث پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بي اطلاع بوده اند؟
28-	آنچه در فرهنگ توده شيعه جريان دارد بسيار قويتر است از آنچه نويسندگان شيعه در کتابهايشان مي نويسند. شيعيان يکجا با سوز و گداز اين آيه زيبا را مي خوانند: [أَمَّنْ يُجِيبُ المُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الأَرْضِ أَئِلَهٌ مَعَ اللهِ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ] {النمل:62}  و جايي ديگر، همراه با آقاي ذاکر(مداح) فرياد مي زنند: مي خوام امشب رو بخونم واستون از سر احساس که چرا هر کي گرفتار مي‌شه مياد پيش عباس. براستي آيا هنگام گرفتاري طبق آيه قرآن بايد خداوند را صدا زد يا حضرت ابوالفضل را؟ وآيا بايد به سراغ خداوند رفت يا به سراغ حضرت عباس؟ و آيا شرک، شاخ و دم دارد؟ و اگر اينها شرک نيست پس شرک چيست؟
29-	شيعه اين داستان را قبول دارد که ابوسفيان به حضرت علي (ع) در جريان انتخاب ابوبکر گفت اگر بخواهي مدينه را از سواره و پياده عليه ابوبکر پر مي کنم ولي حضرت علي به او گفت برو من نيازي به سواره و پياده تو ندارم. شيعه در جايي ديگر معتقد است که حضرت علي (ع) از برخي افراد خواست تا سر خود را بتراشند و هنگام سحر براي قيام عليه ابوبکر به در خانه ايشان بيايند که اين افراد خلف وعده کردند و... عجيب است شيخ شرف الدين علت عدم اشاره حضرت علي به ماجراي غدير را حفظ و رعايت مصلحت مي داند ولي در اين داستان، حضرت علي از 40 نفر خواسته اند که عليه حکومت شمشير بکشند!!!! و از آن طرف کمک ابوسفيان را رد مي کند! براستي علت اينهمه تناقضات درهم و برهم چيست؟ 
30-	نويسندگاني مانند تيجاني براي کوبيدن حضرت عمررضی الله عنه و حضرت ابوبکررضی الله عنه احاديثي از پيامبرصلی الله علیه وسلم نقل مي کنند که پس از من، حاکماني ستمگر مي آيند و يا اينکه هيچ امتي پس از رسول خود اختلاف نکرد مگر اينکه بدترين افراد روي کار آمدند. هر چند به نظر يک محقق هر چه اختلاف بوده فقط در روز سقيفه بوده و پس از آن مردم(يا لااقل اکثريت مردم) از دل و جان در خدمت ابوبکر بوده اند ولي به هرحال اين سئوال پيش مي آيد که - پس از رسول اکرم حضرت علي (ع) و امام حسن نيز خليفه بوده اند – يا حکومت جمهوري اسلامي نيز روي کار آمده پس آيا..  
31-	شيعه مي گويد حضرت علي 25 سال خانه نشين شدند ولي:
-	چگونه است که حد اقل دو بار در تاريخ ثبت شده که ايشان دو بار هر بار به مدت يکماه در زمان خلافت حضرت عمر رضي الله عنه جانشين او در مدينه بوده اند؟
-	چگونه دخترشان را در زمان خلافت حضرت عمر رضي الله عنه به عقد خليفه در    مي آورند؟ 
-	چگونه امام حسن و امام حسين در جنگهاي ايران شرکت داشته اند؟
-	ما مي دانيم حضرت عمر رضي الله عنه به هيچ يک از صحابه سرشناس که داراي پايگاه قبيله اي بالا بوده اجازه خروج از مدينه را نمي داده و مي گفته هر چه در زمان رسول الله در راه اسلام شمشير زده ايد صوابش کافي است. و اين اجازه عدم خروج يا عدم اجازه شرکت در جنگها مختص حضرت علي نبوده است. 
-	حضرت علي قسم ياد کرده بودند پس از رحلت نبي اکرم تا قرآن را(براي خودشان) جمع نکنند از خانه خارج نشوند.
-	شور و نشاط و جنگجويي يک جوان تا سن 30 يا 35 است و ما مي دانيم حضرت علي در زمان رحلت نبي اکرم صلی الله علیه وسلم حداکثر 33 سال داشته اند. پس مقايسه و انتظار اينکه ايشان مانند زمان جواني خود از 