ايي چون: شهادت، امامت، جهاد، عاشورا، صبر و... را تخدير و تحريف كردند اينهمه در نظر ما ارجمندند؟ (و ايكاش نابود كرده بودند!‌)
10-	بدعت يا شرايط زماني؟ پيامبر صلی الله علیه و سلم  مسجد ضرار را تخريب کرد. علي (ع) 4000 نفر عابد قرآن خوان را کشت. پس نعوذبالله آنها نيز کار اشتباهي کردند؟ پس متوجه مي شويم آنها معنا و باطن و نيت پنهاني در بطن امور را مي ديدند و مانند قشري هاي احمق ما ظاهربين نبوده اند. 
11-	با اينگونه تحليلها، اينك، هيچ جامعه پيشرفته اي در جهان نبايد وجود داشته باشد. زيرا بالاخره در مقاطعي در تاريخ هر ملتي افرادي بسيار ضعيف تر (اگر حضرت عمر و حضرت ابوبكر را ضعيف بدانيم) و خونخوارتر و ظالم تر حكومت مي كرده ا ند. پس آنها نيز بايد عقب افتاده و بدبخت باشند ولي به عنوان نمونه به آلمان نگاه كنيد كه 45 سال قبل به دست فرد ديوانه اي به نام هيتلر (و حزب نازي) مبدل به ويرانه اي شد ولي اكنون يكي از ملل صنعتي و پيشرفته است و يا ژاپن با آن حاكمان ميليتاريسم خود و... اگر هم بگوييم كه آنها فقط باعث و پايه گذار انحراف در دين شدند پس سكوت حضرت علي (ع) چه معنايي دارد. آيا عقل سليم حكم نمي‌كند يك چيز نابود شود بهتر است تا منحرف شود؟ ديگر اينكه اين انحرافات كه توسط خلفاء در دين بعمل آمد چه بود؟ به زودي در اين‌باره هم بحث خواهيم كرد.
12-	در روانشناسي بحثي وجود دارد به نام فرافكني. يعني شما به عنوان مثال: ناخودآگاه مي‌خواهيد علت عقب افتادگي و بدبختي و سستي و اهمال و حتي انحرافاتي كه توسط شما يا افراد مورد علاقة شما در دين بوجود آمده است را به گردن ديگران بيندازيد. مثلاً آمريكا و غرب را متهم به استعمار و...      مي كنيد(26)  و از خود نمي پرسيد: چرا من بايد نادان يا ضعيف باشم تا ديگران بتوانند مرا استعمار كنند؟ مگر اسلام وقتي قدرتمند بود به تمام كشورها حمله نكرد؟ اين قانون طبيعت است كه ضعيف پايمال مي‌شود. پس آيا بهتر نيست به جاي فرافكني و انداختن گناه به گردن حضرت عمر و حضرت ابوبكر، سري به خودمان و آقابالاسرهاي فعلي خودمان و علامه هاي مورد علاقه خودمان در تاريخ بزنيم؟
13-	طبق اينگونه تحليلها آيا پايه گذار اولين خط انحراف و مايه بدبختي تمامي نوع بشر (‌نعوذبالله) حضرت آدم و حضرت حوا نبودند؟ زيرا اگر از بر خلاف دستور مستقيم الهي از آن ميوه ممنوعه نمي خوردند به زمين نمي آمدند و نوع بشر را اين چنين گرفتار شيطان و شرايط زميني نمي كردند؟ اميدوارم مرا مسخره نكنيد من طبق تحليل خودتان تحليل كردم ضمن اينكه در اينجا دلايل من (آيات قرآن) بسيار محكمتر از دلايل شماست (كتاب موهوم و جعلي سليم ابن قيس) و استدلالم نيز قويتر و قابل قبول تر توسط تمام نوع بشر..  
•	ما مي دانيم كه ابوبكر، اولين مرد بالغي بود كه بدون لحظه اي درنگ و تامل به پيامبر صلی الله علیه و سلم  ايمان آورد(27)  و ابوبكر بود كه با اسلام خود در آن شرايط حساس باعث مسلمان شدن عثمان، طلحه، زبير، سعد بن ابي وقاص و عبدالرحمن ابن عوف(28)  شد و بردگان تازه مسلمان را مي خريد و آزاد مي كرد(29)  و براي خريد زمين مسجد و تدارك سپاه اسلام (30)   هزينه مي كرد و همراه پيامبر صلی الله علیه و سلم  در شرايطي خطرناك به مدينه هجرت كرد، پس از رسيدن به خلافت مقتدرانه و با درايتي عجيب، شورش رده را سركوب كرد و... آيا طبق تحليل برادران شيعه كه اعمال و رفتار يك نفر، مي‌تواند در حوادث بعدي نقش داشته باشد آيا ابوبكر باعث تقويت و تثبيت و پيروزي اسلام نبود يا لااقل يكي از مسببين آن؟ و اگر بگوييد اين اراده الهي بود كه مي خواست اسلام پيروز شود، پاسخ مي دهيم پس همين اراده الهي بود كه مي‌خواست اسلام در قرون بعدي تحريف و ضعيف شود. (البته به زعم اعتقاد شما) و اگر بگوييد اگر ابوبكر كمك نمي كرد خداوند شخص ديگري را براي كمك مقدر مي فرمود، پس چرا خداوند اين شخص ديگر را براي خلافت پيامبر صلی الله علیه و سلم  مقدر نفرمود؟ 
شيعه معتقد است علت تمام فجايع و مشكلات بعدي براي اسلام و مسلمين از عدم انتخاب حضرت علي (ع) نشات مي‌گيرد اگر يك نفر و يا حتي يك گروه، مي‌تواند مسير سرنوشت بشريت را عوض كند پس چرا: 
-	اكنون امام زمان با اينهمه خيل مشتاقان ـ ظاهري ـ ظهور نمي كنند؟ 
-	 آيا با اين نحو استدلال، نمي توان سلسلة مقصرين را تا قابيل كشاند‌؟ 
-	اگر هم اكثريت مردم را مقصر بدانيم گناه حضرت عمر و حضرت ابوبكر چيست؟ به قول حضرت علي‌(ع): هر جامعه ناگزير از داشتن اميريست.
-	اگر خلافت و امامت دو امر جدا از همند و لازمه خلافت، قبول اكثريت است اين گناه اكثريت بوده و نه گناه حاكم. و اصولا در آن ابتدا (يعني فقط يكروز پس از رحلت پيامبر) مسلماناني كه آن همه حماسه و رشادت از خود به خرج داده اند چگونه به اين سرعت آنقدر بي حميت مي شوند كه اقليتي بر خلاف نظر اكثريت بتوانند بر آنها حكومت كنند؟(31)  
•	اگر مقصر اوليه و اصلي واقعة عاشورا اين دو نفرند:
-	چرا امام حسين به سپاه عمر سعد مي‌فرمايد: براي اين سخنان مرا نمي فهميد كه دلهايتان از خوردن حرام سنگدل شده است؟ و در آن جايگاه كه ديگر تقيه معنايي ندارد حضرت عمر و حضرت ابوبكر را رسوا نمي‌كنند براستي چه جايي بهتر از آنجا براي رسوايي غاصبان خلافت و پايه ريزان ظلم به اهل بيت (!!!!) 
-	چرا يزيد پس از شنيدن خبر شهادت 72 نفر سپاهيان حسين مي‌گويد: امروز انتقام كشته شدگان احد را گرفتيم و باز مي بينيم ريشة قضيه به نزاع تاريخي بين بني هاشم و بني اميه برمي گردد. 
-	چگونه حر كه باعث اصلي توقف و تغيير مسير كاروان كربلا بود بخشيده مي‌شود ولي افرادي كه 50 سال قبل در شهري ديگر و مكاني ديگر زندگي كرده اند مقصرند؟
-	اگر پاسخ مي دهيد كه حر توبه كرد و پشيمان شد. ما طبق قويترين متون (كه حتي شيعه نيز آنرا تاييد مي‌كند) مي دانيم ابوبكر با اينكه خليفه بوده همراه حضرت عمر براي عذرخواهي به خانه حضرت فاطمه (س) مي روند.(32) و ابوبكر حتي با آن مقام و موقعيت گريه هم مي‌كند(33)  (با اينكه طبق متون صحيح بي تعصب و خالي از شاخ و برگ، مرتكب جنايتي نشده) چگونه است كه اين عذر خواهي و حركت آنها در وقايع بعدي بي‌تاثير است و فقط برخي حركات آنها مورد تقليد و تبعيت قرار مي گيرد. اگر هم اين بهانه آيندگان بوده مسلماً انسانهاي فاسق در آينده هرچيزي را مي‌توانند بهانه كنند، براي همين اگر حتي حضرت عمر و ابوبكر مرتكب آن رفتار نمي شدند  آيندگان گنهكار و ظالم براي توجيه رفتار خود مستمسكي از گذشته پيدا مي كردند.(34) 
-	علت و مسبب اينكه كوفيان ابتدا 18 هزار نامه براي حسين فرستاده و با عقيل بيعت كرده و سپس خلف وعده مي كنند در چيست و چه كسي بوده؟ آيا اين نشانه دمدمي بودن و ملون بودن مردم اين شهر نيست كه از: طوايف و قبايل نامتجانسي تشكيل شده و حدود ثلث آنها نيز ايراني‌ بوده اند؟ (35)  در حاليكه حكام قبلي اين شهر نيز عمار ياسر (به كمك عبدالله ابن مسعود صحابي با وفاي پيامبر) و حضرت علي(ع) و امام حسن(ع) بوده و با اينهمه موفق به تربيت آنها نشد