 وقتها(15)  
-	ان بعدي ائمه ان اطعتموهم اكفروكم و ان عصيتموهم قتلوكم ائمه الكفر و روس الضلاله(16)  
-	سيكون امراء بعدي يقولون ما لا يفعلون و يفعلون ما لا يومرون(17)  ( خدا وكيلي آيا حضرت عمر اينگونه بوده؟ ) 
-	الا انه سيكون بعدي امراء يكذبون و يظلمون فمن صدقهم بكذبهم و ما لا هم علي ظلمهم فليس مني و لا انا منه و من لم يصدقهم بكذبهم و لم يمالئهم علي ظلمهم فهو مني و انا منه(18)  
-	اسمعوا هل سمعتم انه سيكون بعدي امراء فمن دخل عليهم فصدقهم بكذبهم و اعانهم علي ظلمهم فليس مني و لست منه و ليس بوارد علي الحوض و من لم يدخل عليهم و لم يصدقهم بكذبهم و لم يعنهم علي ظلمهم فهو مني و انا منه و سيرد علي الحوض.(19)  
-	من تقدم علي قوم من المسلمين و هو يري ان فيهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسليمن(20).  
-	حديث خطاب به كعب بن عجره: اعاذك الله يا كعب من اماره السفهاء. قال: و ما اماره السفهاء يا رسول الله؟ قال امراء يكون بعدي لا يهدون بهديي و لا يستنون بسنتي فمن صدقهم بكذبهم و اعانهم علي ظلمهم فاولئك ليسوا مني و لست منهم و لا يردون علي حوضی. و من لم يصدقهم بكذبهم و لم يعنهم علي ظلمهم فاولئك  مني و انا منهم و سيردون علي حوضي(21)  

3-	من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه(22)  ( 1- پيامبر كه نام علي و 11 فرزندش را گفته چرا كسي نبايد امام زمانش را بشناسد؟ مگر همه از اين اسامي با خبر نبوده اند. اين حديث دال بر لزوم تعيين فوري و اطاعت از حاكم اسلامي جهت حفظ اتحاد و حفاظت از كيان اسلام دارد آن هم در آن شرايطي كه اسلام به خوبي تثبيت نشده بود: شورش رده و...) 
4-	ناقلين داستان غدير و حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه  از خليفة اول ( ابوبكر ): 
- حافظ ابن عقده ( وفات 333ق) در كتاب حديث الولايه 105 نفر از صحابه ناقل حديث غدير را نام مي‌برد كه نخستين آنها: ابوبكر بن ابي قحافه تيمي است !(23)  
- ابوبكر جعابي _ وفات 356) در نخب المناقب 125 نفر راوي حديث غدير را نام برده از جمله ابوبكر !(24) ‌ 
- منصور لايي (آبي ) رازي در كتاب حديث الغدير ابوبكر را از جمله راويان غدير آورده 
- علامه ابن مغازلي شافعي ( وفات 484) 100 نفر از جمله عشره مبشره ابوبكر و عمر و عثمان را از راويان حديث غدير نقل كرده است. (25) 
- علامه مورخ زيني دحلان از ابوبكر نقل نموده و او از پيامبرصلی الله علیه و سلم كه: من كنت مولاه فعلي مولاه... (26) 
( عجيب است اگر حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه، در خصوص خلافت بود چرا حضرت ابوبكر و عمر، مرتب در زمان خلافتشان به آن اشاره كرده اند !!! )
5-	علامه خطيب خوارزمي با ذكر سند از عثمان بن عفان نقل نموده و او از عمر ابن خطاب و او از ابوبكر بن ابي قحافه كه گفت شنيدم رسول خدا صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: همانا خداوند از نور صورت علي فرشتگاني آفريد كه خداوند را تسبيح گويند و تقديس نمايند و ثواب آنرا براي دوستان علي و دوستان فرزندش ثبت و ضبط كنند. – همين سند را به سندي ديگر از عثمان و او از عمر نقل كرده كه... (27) 
6-	حافظ ابن حجر عسقلاني از ابوالاسود دوئلي نقل نموده كه گفت: شنيدم ابوبكر صديق مي گويد: اي مردم بر شما باد به علي ابن ابي طالب پس همانا من شنيدم رسول خداصلی الله علیه و سلم مي فرمايد: علي بعد از من بهترين كسي باشد كه خورشيد بر او تابيده و غروب نموده.(28)  
(چطور يك نفر پيدا نمي شود كه بگويد پس چرا در خانه او را آتش زدي و از علي به زور بيعت گرفتي و مقام خلافت او را غصب كردي؟ البته اگر اين دروغها راست باشد !!! ) 

7-	علامه مورخ ابن عساكر از طريق ابوالحسن دار قطني از ابورافع صحابي معروف نقل مي كند كه گفت: بعد از ماجراي بيعت مردم با ابوبكر نشسته بودم ( ظاهرا عباس عموي پيامبر ادعاي ارث و ميراث و... را داشته است ) پس شنيدم ابوبكر به عباس مي گويد: تو را به خدا سوگند مي دهم آيا مي داني رسول خدا بني عبدالمطلب و فرزندانش را بدون قريش (پس مشخص است منظور وصي و سرپرستي بني هاشم بوده ) جمع كرد و تو هم در ميان آنها بودي آنگاه فرمود: اي فرزندان عبدالمطلب اين موضوع به حقيقت پيوسته كه خداوند هيچ پيغمبري را بر نينگيخت مگر آنكه براي او از اهل خودش برادري و وزيري و وصيي و خليفه و جانشيني در بين اهلش  مقرر نمود پس اكنون چه كسي از شما به پا خيزد و با من بيعت كند بر اينكه برادر من وزير من وصي من و خليفة من در بين اهلم باشد؟ ( مگر شيعه نمي‌گويد اهل بيت پيامبر فقط 5 نفر بوده اند پس چگونه ايجا معتقد است كه اهل پيامبر اكرم، تمامي قبايل عربستان منظور است !!!‌) پس احدي از جا برنخاست. سپس فرمود: يا بني عبدالمطلب كونوا في الاسلام رؤسا و لا تكونوا اذنابا و الله ليقومن قائمكم او لتكونن في غيركم ثم لتندمن: اي بني عبدالمطلب باشيد در اسلام روسا و نباشيد دنباله رو به خدا يا قيام كننده شما بپاخيزد يا شما در تحت فرمان غير خود خواهيد بود و آنوقت است كه پشيمان خواهيد شد. (منظور رياست قبيله بني هاشم بوده است ) پس علي از بين شماها برخاست و حضرتش بر اساس آنچه پيشنهاد نمود و براي وي شرط كرده بود با وي بيعت كرد و او را به سوي خود فراخواند ( يعني تو دست همكاري به پيامبر ندادي ) اكنون بگو بدانم آيا اين موضوع را از ناحيه پيامبر صلی الله علیه و سلم براي او عملي و رسمي مي داني؟ عباس گفت: ‌آري.(29)  علامه محمد بن جرير طبري نيز همين داستان را  با ذكر سند از ابو رافع نقل كرده با اين تفاوت كه: عباس با علي مي آيد و مي گويد: من عموي رسول الله و وارث او هستم و علي ما بين من و تركه او حائل و مانع گرديده. پس ابوبكر مي گويد: تو كجا بودي وقتي پيامبر گفت: ايكم يوازرني و يكون خليفتي و وصيي في اهلي و ينجز عدتي و يقضي ديني؟ كدام يك از شما با من همكاري مي كند كه خليفه من و وصي من در بين اهلم (30)  ( براستي اگر ولايت امام بر تمامي انسانها و موجودات بوده چرا پيامبر گفته في اهلي و كلمه خليفه را بدون قيد و كلي بيان نكرده‌اند؟) ( البته ادامه داستان ساختگي و جعلي است به همين دليل ابن عساكر آنرا ننوشته است ) 
8-	علامه محب الدين طبري و ديگر علماي سني از ابوبكر نقل كرده اند كه گفت: ديدم رسول خدا صلی الله علیه و سلم خيمه اي بر افراشته و در حاليكه بر قوسي عربي تكيه نموده و علي و فاطمه و حسن و حسين در داخل خيمه اند فرمود: اي گروه مسلمانان من با كسي كه با اهل خيمه سازگار باشد سازگارم و با جنگجوي با آنها جنگجويم  و با دوستداران ايشان دوستم آنها را دوست ندارد مگر سعدي زاده پاك مولد و دشمن ندارد مگر شقي زاده پست مولد.(31)  در روايت خوارزمي با اضافه جمله: پس مردي به زيد گفت: اي زيد تو خود شنيدي كه ابوبكر چنين گفت: زيد گفت: آري به خداي كعبه قسم. 
9-	مي گويند آيه: [وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ] {الأعراف:43} درباره اصحاب پيامبرصلی الله علیه و سلم است. (32) 
10-	علامه ابن بي الحديد بروايت از شعبي نوشته است: در حاليكه ابوبكر بر بالاي منبر مشغول خطبه خواندن بود حسن ابن علي ( كودك بوده ) برخاست و با روي سخن به ابوبكر فرمود: انزل عن منبر ابي از منبر پدرم پايي