<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">بررسی دعای ندبه</a></body></html>اینان برای آنکه خواندن و دعای غیر خدا را تجویز کنند می‌گویند: چگونه ما پدر خود را صدا می‌زنیم کفش و کلاه بده به بقال می‌گوئیم: پنیر بده، به ثروتمندان می‌گوئیم: حاجت ما را برآور، و اگر ثروتمندی حاجات مردم را برآورد قاضی حاجات کسان شده و کار خوبی کرده، پس چه اشکالی دارد، خواندن امام نیز مانند خواندن آنان شرک نیست. جواب این است که خواندن پدر و بقال و ثروتمند از کارهای عرفی و روزمره و خطابات متعارفی است، و دستور شرع نمی‌خواهد، ولی دعاهای شرعیه خواندن مدعو غیبی است و مانند خطابات عرفی نیست، و باید به دستور شرع باشد. در خطاب عرفی مخاطب حاضر و مرئی است، آیا اگر پدرت مرده باشد باز می‌گوئی: پدر کلاه بده، و اگر بقالی مرده باشد باز می‌گوئی: پنیر بده؟ البته خیر، اما دعای شرعی عبادتست، و رسول خدا ص فرموده: «الدعاء أفضل العبادة بعد قراءة القرآن» یعنی: دعا افضل عبادت است بعد از قرائت قرآن. و نیز فرموده: «الدعاء مخ العبادة». یعنی: دعا مغز و حقیقت عبادتست. و چون دعا عبادت شد مخصوص خدا و منحصر باوست، پس نمی‌شود غیر خدا را خواند در دعاها، خدا در صد آیه فرموده: شرک به خدا نیاورید و غیر خدا را نخوانید و عبادت غیر او نکنید.
و یا می‌گویند: ما اگر بسلطان کاری داریم باید نزد وزیر و یا امیر او برویم. جواب این است که چون سلطان نزد شما و همه جا نیست، و از حال رعیت خود خبر ندارد و دست‌رسی به او نیست، ناچار باید نزد وزیر او رفت، اما خدا چنین نیست، خدا همه جا (به سمع و بصر و علم خود) حاضر و از احوال بنده مطلع و نزدیک بندة خود است، و احتیاج بوزیر و امیر ندارد، خدا را نمی‌توان تشبیه به سلطان کرد، حضرت رضا رض فرموده: «من شبه الخالق بالمخلوق فهو مشرک». یعنی: کسیکه خالق را به مخلوق تشبیه کند مشرکست.
و یا می‌گویند: ما روسیاهیم و خجالت می‌کشیم، چگونه خدا را بخوانیم. جواب این است که چگونه از غیر خدا خجالت نمی‌کشید و غیر خدا را می‌خوانید خدا از روسیاهی و بدی شما مطلع است چه بخوانید او را و چه نخوانید، چه خجالت بکشی و چه نکشی. پس بهتر این است که همان خدای مطلع را بخوانید و دیگران را از بدی خود مطلع نکنید، خدا راضی نیست غیر او از گناهان بنده مطلع شود، و لازم نیست نزد رسول و یا امام و یا مرشد و یا کشیش بروی و گناه خود را بازگوئی کنی، خدا ستارالعیوبست و فرموده: خود مرا بخوانید من از رگ گردن بشما نزدیکترم، و از همه کس مهربانترم، هیچ رسول و امامی مانند او مهربان و رحیم نیست، و این از جهالت و بدبختی است که خدا بگوید: ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾ (غافر: 60). یعنی: «مرا [به دعا] بخوانيد تا برايتان اجابت كنم». و یا بگوید: ﴿وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ﴾ (النساء: 32). یعنی: «و از فضل (و رحمت و بركت) خدا، براى رفع تنگناها طلب كنيد!». و بنده اعتنا نکند و بگوید: خیر، من باید بندة تو را بخوانم.
و یا می‌گویند: باید لامپ متصل بسیم، و سیم متصل بکارخانة برق شود تا بتواند برق و روشنی بگیرد، و هم‌چنین ما باید دامن امام را بگیریم، و او دامن خدا را بگیرد. واقعاً اینان یا نمی‌فهمند یا خود را به نفهمی زده‌اند! ای بیچاره، کارخانة برق دور است و سیم می‌خواهد، خدا که دور نیست و به خدا که نمی‌شود فصل و وصل کرد، کارخانة برق محدود و مضطر است، و خدا چنین نیست، و این تشبیه شما کفر و شرکست، امام حاضر نیست، و دامن او کجا است.
و یا می‌گویند: پیغمبر و امام مقرب نزد خدایند. جواب آن است که خدا نفرموده: مقربین را بخوانید، بلکه فرموده: خود مرا بخوانید، غیر از من کسی نزد شما و همه جا نیست، چه مقرب باشد و چه نباشد، اینان گویا از اسلام و قرآن بکلی بی‌خبرند.
و یا می‌گویند: مگر شما وسیله را قبول ندارید؟ جواب گوئیم: ما وسیله را قبول داریم، آن وسیله نزد خدا چنانچه خود امیرالمؤمنین در خطبه 109 نهج‌البلاغه فرموده ایمان به خدا است، «أفضل ما یتوسل به المتوسلون الإیمان بالله» و رسول خدا ص فرموده: «الهی وسیلتی إلیک الإیمان بک». یعنی خدایا وسیلة من بسوی تو ایمان است. و اما اگر پیغمبر و امام اسلام را می‌گوئید، ایشان وسیلة ارشاد و رساندن وحی الهی و وسیلة هدایتند، نه وسیلة در دعا. باید دانست که دعای توسل و یا دعای «یا محمّد» و «یا علی أکفیانی» مدرکی که ندارد، بلکه کفر و شرکست، پس دعای ندبه که امام زمان را بخوان و فریاد کن، طبق مدارک قرآن برخلاف توحید و موافق کفر و شرکست. حال اگر کسی فهمید و لج کرد و باز سر بسجده گذاشت، و پای خود را بلند کرد و گفت: ای امام، من سگ توأم عوعو، و یاگفت: مهدی جون مهدی جون، و اینطور توهین به امام نمود، باید او را بیدار و از خواب جهالت هوشیار کرد.
من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم
		تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

ما از مردم فرو رفته به جهالت و خرافات مأیوسیم، زیرا طرفداران خرافات که بر سر خر خود سوارند حاضر به پیاده شدن نیستند، حال اگر سخن ما را قبول ندارند مدرک بیاورند ما عناد نداریم می‌پذیریم، ولی اگر بفحش و افترا و هو و جنجال پرداختند دلیل بر تعصب و بی‌مدرک و جهالت و ناتوانی است.

والسلام علی من اتبع الهدی
مشهد – سید علی احمد موسوی واعظ<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:5.txt">اما بی‌مدرک بودن دعای ندبه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">و اما بدعت بودن دعای ندبه</a><a class="text" href="w:text:7.txt">اما مخالفت دعای ندبه با قرآن</a><a class="text" href="w:text:8.txt">و اما مخالفت دعای ندبه با عقل</a><a class="text" href="w:text:9.txt">و اما کفر و شرك دعای ندبه</a><a class="text" href="w:text:10.txt">ادله و شبهات مشرکین</a></body></html>بررسی
دعای ندبه

نگارش: 
حجت الإسلام علی احمد موسویبسم الله الرحمن الرحیم
«الحمد لله والصلاة علی رسول الله وعلی آله و اصحابه اجمعین».
باید دانست که ملت ما را از دین و دنیا باز داشته‌اند، و هر کسی نمی‌تواند برای ملت دلسوزی کند زیرا خادم را از خائن تمیز نمی‌هد و در نتیجه یک عده بکلی از دین بیزارند برای خرافاتیکه در ادیان دیده‌اند. عدة دیگر عقل خود را به مروجین خرافات کرایه داده و افکارشان مملو از خرافاتست، و اگر کسی حقیقتی از حقائق اسلام را بیان کند بدشمنی او بر می‌خیزند و صدها افترا و تهمت برای او می‌تراشند و در منابر و محافل او را می‌کوبند تا مردم را به او بدبین کرده و به سخن او گوش ندهند. با این وضع باز ما مأیوس نیستیم و از دانشمندان دیندار و علماء ابرار بیدار، خواهانیم که مردم عوام را از چنگ گرگان دکاندار برهانند و بدعتهائی که در دین اسلام وارد شده برای مردم بیان کنند. حضرت امام حسن عسکری ع چنانچه در سفینه البحار جلد دوم ص 57 روایت شده که فرمود: «سیأتی زمان السنة فیهم بدعة والبدعة فیهم سنة، کل جاهل عندهم خبیر لایمیزون بین المخلص والمرتاب ولایعرفون الضان من الذئاب علمآئهم شرار خلق الله علی وجه الأرض لأنه