ا (ازرنج وعذابي كه به ما مي رسيد) به ايشان شكايت نموديم، ايشان فرمودند: در ملتهاي قبلي افراد مؤمن را مي گرفتند ودر چاله هايي قرار مي دادند سپس اره را بر كاسه سر شان مي گذاشتند و آنان را به دو نيم تقسيم مي كردند و با شانه هاي آهنين گوشت بدنشان را از استخوان جدا مي كردند، ‌اما اين امر نيز آنان را از دينشان باز نمي داشت .
•	فتنه دجال: واين بزرگترين فتنه حيات دنيوي است. حضرت پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: اي مردم، هيچ فتنه اي در روي زمين از زمان پيدايش آدم تا كنون، از فتنه دجال بزرگتر نبوده است، اي بندگان خدا! اي مردم! در آن فتنه استقامت كنيد، من دجال را بگونه اي (واضح وكامل) برايتان معرفي مي كنم كه هيچ پيامبري قبل از من او را اينگونه معرفي نکرده است... .
حضرت پيامبر صلي الله عليه وسلم درباره مراحل ثبات وعدم آن در رويارويي بافتنه ها مي فرمايند:
فتنه ها همانند تارهاي حصير يكي پس از ديگري بر قلب ها طاري مي گردند، هر قلبي كه آن را بپذيرد لكه اي سياه، وقلبي كه آنرا نپذيرد لكه اي سفيد بر آن نقش مي بندد تا اينكه برخي قلبها همانند كوه صفا سفيد مي گردند وتا آسمان وزمين برپاست، هيچ فتنه اي به آن زياني نمي رساند وبرخي ديگر سياه وتاريك مي گردند وهمانند كوزه اي سرنگون، نه معروف را معروف مي دانند ونه منكر را منكر، مگر آنچه با هواي او سازگار باشد .
ثانيا- استقامت درجهاد:
خداوند متعال مي فرمايد:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا﴾ (الأنفال: 45)..
((اي مؤمنان! هنگاميكه با گروهي (كافر در ميدان نبرد) روبرو شديد، ثابت قدم باشيد)).
فرار از جبهه وميدان جنگ در دين ما يكي از گناهان كبيره محسوب مي گردد، حضرت پيامبر صلي الله عليه وسلم هنگام حفر خندق خاكها را بر پشت خويش حمل مي نمودند وهمراه با مؤمنان اينگونه دعا مي فرمودند:
((وثبت الأقدام إن لاقينا)).
((هنگام رويارويي با دشمن ما را ثابت قدم نگه دار)).
ثالثا- استقامت بر راه راست:
خداوند متعال مي فرمايد:
﴿مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً﴾ (الأحزاب: 23).
((درميان مؤمنان مرداني هستند كه بر عهدي كه با خدا بسته اند صادقانه ايستاده اند، بعضي پيمان خود را به آخر بردند (ودر راه او شربت شهادت نوشيدند) وبعضي ديگر در انتظارند وهرگز تغيير وتبديلي درعهد وپيمان خود نداده اند )).
به اصول ومبادي خويش بيشتر از ارواحشان ارزش قايلند، وچنان بر آن استوارند كه هرگز از آن دست نخواهند كشيد.
رابعا- استقامت هنگام مرگ:
اهل كفر وفاجران درحساسترين لحظات از استقامت محروم مي مانند وهنگام مرگ نمي توانند كه شهادتين را برزبان بياورند واين يكي از علامات سوء خاتمه است. به مردي كه درحال مرگ بود گفتند كه بگو: لا اله الا الله اما او سرش را تكان مي داد واز گفتن لا اله الا الله امتناع مي ورزيد.
وديگري هنگام مرگ ميگويد: اين كالا با ارزش و آن ديگري بي ارزش است. وشخصي ديگر مهره هاي شطرنج را نام مي برد وديگري هنگام مرگ آواز وترانه مي خواند و ديگري ازمعشوقش ياد ميكند.
واين همه بدان خاطر است كه در دنيا اين امور آنان را از ياد الله غافل كرده است.
وگاهي چهره هاي برخي ازاين افراد هنگام مرگ سياه وبدنشان بدبو مي گردد وهنگام جان دادن رويشان از قبله بر ميگردد. لا حول ولا قوة إلا بالله.
اما نيكوكاران به فضل خداوند هنگام مرگ ثابت قدم مي مانند وشهادتين را به زبان مي آورند وچهره هاي برخي شاداب وروشن مي گردد وبوي خوشي از آنان استشمام مي شود كه اين خود نوعي مژده محسوب مي گردد.
ودر آخر نمونه اي از افرادي كه درهنگام مرگ استوار ماندند، مي آوريم، او امام ابوزرعه رازي يكي از ائمه حديث است.
ابوجعفر بن علي كاتب ابوزرعه مي گويد: من و ابوحاتم  وابن واره منذر بن شادان وديگراني هنگام احتضار ابوزرعه در ماهشهر نزد وي بوديم، حاضران مي خواستند او را تلقين كنند اما به خاطر رفعت شأن ابوزرعه به اين كار جرأت نميكردند، سرانجام تصميم گرفتند تا با هم حديث تلقين را مذاكره كنند و به اينگونه ابوزرعه را تلقين كنند، ابن واره سخن را آغاز نمود وگفت: حدثنا ابوعاصم حدثنا عبدالحميد بن جعفر عن صالح، اما از هيبت ابوزرعه زبانش بند آمد ونتوانست كه حديث را بخواند پس از او ابو حاتم شروع نمود وگفت: حدثنا بندار حدثنا ابوعاصم، عن عبدالحميد بن جعفر عن صالح، او نيز نتوانست حديث را بخواند، ديگران ساكت ماندند، ابوزرعه كه درحالت احتضار بود چشمهايش را گشود وحديث را با سند اينگونه بيان نمود: حدثنا بندار حدثنا ابوعاصم حدثنا عبدالحميد عن صالح، ابن ابي عريب عن كثير بن مره عن معاذ بن جبل قال: قال رسول الله صلي الله عليه وسلم «من كان آخر كلامه لا اله الا الله دخل الجنة» .
(هركس كه آخرين سخنش (دردنيا) لااله الاالله باشد وارد بهشت مي گردد).
امام ابوزرعه رحمه الله چون اين حديث را خواند روحش به ملأ اعلي پيوست. درباره اين چنين افراد خداوند متعال مي فرمايد:
﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ﴾. (فصلت: 30).
((كساني كه گفتند پروردگار ما خداوند يگانه است سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنها نازل مي شوند كه نترسيد وغمگين نباشيد، ومژده باد شما را به آن بهشتي كه به شما وعده داده شده است)).
پروردگارا! ما را نيز از اين افراد بگردان، پروردگارا! ما را بر دين اسلام و راه هدايت استقامت نصيب بفرما.
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين وصلى الله علي نبينا محمد وعلي آله وصحبه وسلم أجمعين. 
محمد صالح المنجد
عوامل استقامت در دين

نويسنده:
استاد محمد صالح منجد

ترجمه:
عبدالقدوس دهقانآغاز سخن
بسم الله الرحمن الرحيم وبه أستعين وعليه أتوكل وإليه أنيب وأصلي وأسلم علي صفوة خلقه محمد وعلي آله وصحبه أجمعين.
اطاعات از دستورات خداوند متعال وسنت حضرت پيامبر صلي الله عليه وسلم ضامن سعادت دنيوي و اخروي ويگانه راه رسيدن به اوج عزت وكمال است.
دين مبين اسلام از پيروان خويش خواسته است كه در تمامي مراحل زندگي حتي در بحراني ترين لحظات، بر تعاليم روح بخش آن عامل باشند و آنان را اينگونه توصيه نموده است:
﴿وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ﴾ (آل عمران: 102).
((واز دنيا نرويد مگر اينكه مسلمان باشيد.)) (بايد گوهر ايمان راتا پايان عمر حفظ كنيد).
﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾ (الحجر:99).
((پروردگارت را عبادت كن تا يقين (مرگ) فرارسد)).
خداوند متعال كساني را كه تا دم آخر بر دين استقامت مي ورزند به بهشت برين مژده داده است، آنجا كه مي فرمايد:
﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا ه