
3 – تاریخ یعقوبی ، ج1، ص 250.
4 – ابوالأعلی مودودی، روح المعانی، ج5، ص 25.
5 – التحریر و التنویر ، ج5، ص 42؛ التفسیر الکبیر، ج10، ص 90، البته برخی این گزارش را نمی پذیرند.
6 – المنار، ج5، ص 76؛ روح المعانی، ج5، ص 25.
7 – تفسیر ابن کثیر، ج1، ص 504.
8 – همان؛ المنار، ج5، ص 76.
9 – فخررازی، التفسیر الکبیر، ج10، ص 82.
10 – تفسیر ابن کثیر، ج1، ص 504.
11 – تفسیر الکبیر، ج10، ص 87.
12 –همان، ص 91.
13 – التحریر و التنویر، ج5، ص 43. اینان می گویند ضرب به معنای دوری و ترک زن برای مدتی محدود است.
14 – احکام القرآن، ابن عربی ، ج1، ص 420.
15 – التحریرو التنویر، ج5، ص 43.
16 - نور (24) آیه 2
وفـاداري شوهر

در ساعت هشت ونیم صبح، پیرمردی که عمرش در حدود هشتاد سال به نظر می رسید، برای باز کردن بخیه از انگشت شستش وارد اتاق دکتر شد.
پیرمرد به پزشک گفت: من کمی عجله دارم، و در ساعت 9 باید سر وعده ام حاضر شوم، پزشک صندلی اش را نزدیکتر آورد، و در حالی که بخیه ها را باز می کرد با او نیز صحبت می کرد.
دکتر: آیا با دکتر دیگری قرار داری؟
پیرمرد: نه، ولی می خواهم بروم خانۀ سالمندان، تا صبحانه را همراه همسرم بخورم.
دکتر: خوب، چرا همسرت را به خانۀ سالمندان بردی؟
پیرمرد: همسرم چند ساله که آنجاست، او به بیماری آلزایمر (فراموشی)مبتلا شده بود.
دکتر کار بخیه ها را تمام کرد، دو باره از پیرمرد سوال گرفت!
دکتر: آیا اگر کمی دیرتر برسی، همسرت ناراحت می شود؟
پیرمرد: نه به هیچ عنوان، او از مدت زمان پنج سال است که کسی را نمی شناسد!
دکتر: اگر کسی را نمی شناسد، پس تو چرا به ملاقاتش می روی؟
پیرمرد لبخندی زد، و دست دکتر را به سختی فشارد، زیر لبی گفت: او نمی داند من کی هستم، ولی من که می دانم، او کیست؟
اگر چه این داستان کوچک است، ولی از آن باید به عنوان حماسۀ وفاداری یاد کرد.
زندگی زناشویی فقط بر علاقۀ جنسی بنا نشده، بلکه روح با روح ، و خون با خون پیوند خورده، یک آینده و یک خانواده را رقم می زند، چه زیبا قرآن کریم از آن یاد کرده، هنگامی که می فرماید: (وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقاً غَلِيظاً)[1].
قرآن از زندگی زناشویی به عنوان سکینه و آرامش و محبت و رحمت یاد می کند، و جانب مادی را اصلا ذکر نمی کند.
ایا از وفای رسول الله (صلی اله علیه وسلم) به همسرش خدیجه چیزی شنیده اید؟
به روایتی که در صحیحین نقل شده، دقت کنید:
عايشه رضي الله عنها مي گويد: بر هيچ يك از همسران نبي اكرم - صلى الله عليه وسلم - به اندازة خديجه، رشك نبردم. او را نديده بودم ولي رسول اكرم - صلى الله عليه وسلم - به كثرت از او ياد مي كرد و چه بسا كه گوسفندي را ذبح مي نمود، آنرا قطعه قطعه مي كرد و براي دوستان خديجه مي فرستاد. گاهي به آنحضرت - صلى الله عليه وسلم - مي گفتم: گويا در دنيا زني بجز خديجه، وجود نداشته است. رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - مي فرمود: «خدیجه فضايل زيادي داشت و من از او، فرزند دارم».
و در حدیث دیگر عايشه رضي الله عنها مي گويد: هاله دختر خويلد؛ خواهر خديجه رضي الله عنها؛ از رسول الله - صلى الله عليه وسلم - اجازة ورود خواست. آنحضرت - صلى الله عليه وسلم - چون از شنيدن صداي او به ياد اجازه خواستن خديجه رضي الله عنها افتاد، تكان خورد و فرمود: «بار الها! هاله است». عايشه مي گويد: از شنيدن اين جمله، رشك بردم، و گفتم: چرا از پير زني قريشي كه سرخي لثه هايش آشكار بود و مدتها است كه از دنيا رفته است اين همه ياد مي كني در حالي كه خداوند، زنان بهتري از او به شما عنايت فرموده است.
پس اینگونه زندگی کنید، زندگی همراه با محبت و عشق و وفای به همدیگر.

سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily .Com 
=================
ترجمه : أم أنــــــس

[1] - و زنان پيمان محكمي ( هنگام ازدواج ) از شما گرفته‌اند.
شكوفه‌ها و گل های ارزشمند

شكوفه‌ي اوّل: به‌ياد داشته‌باش كه هر كس از پروردگار، طلب آمرزش كند، خداوند او را مي‌آمرزد، و توبه هر كسي را كه توبه نمايد، مي‌پذيرد و هر كس را كه بر‌گردد، قبول مي‌كند.
شكوفه‌ي دوّم: خواهرم! بر بينوايان و ضعيفان رحم كن و با آنان مهربان باش تا خوشبخت گردي به مستمندان كمك نماي تا بهبود يابي و نسبت به ديگران كينه و دشمني نورز تا راحت و آسوده‌خاطر باشي.
شكوفه‌ي سوّم: خوش‌‌بين باش، زيرا خدا با تو است و فرشتگان برايت طلب آمرزش مي‌كنند و بهشت در انتظار توست.
شكوفه‌ي چهارم: خواهرم! با حسن‌ظن به پروردگارت اشكهايت را پاك كن و با ياد‌آوري نعمت‌هايي كه خداوند، به تو ارزاني نموده، غم‌ها را از خود دور نما.
شكوفه‌ي پنجم: خواهرم! گمان مبر كه كسي در دنيا به همه‌ي خواسته‌هايش دست يافته و هيچگاه صفاي زندگي، براي او تيره نشده است.
شكوفه‌ي ششم: خواهرم! مانند درخت خرما بلندهمّت باش كه كسي را اذيّت نمي‌كند و وقتي به سوي او سنگ مي‌اندازند، او در عوض خرما مي‌دهد.
شكوفه‌ي هفتم: خواهرم! آيا شنيده‌اي كه غم خوردن، چيز از دست‌رفته را باز‌آورده باشد و آيا شنيده‌اي كه ناراحت‌شدن، اشتباه را درست كند؟! پس چرا غم مي‌خوري و اندوهگين مي‌شوي؟!
شكوفه‌ي هشتم: منتظر بلا و مصيبت مباش؛ بلكه همواره به امنيّت و سلامتي و تندرستي چشم بدوز (ان‌شاءالله)
شكوفه‌ي نهم: با عفو عمومي و بخشيدن همه‌ي كساني كه به تو بدي كرده اند، آتش كينه و حسد را در سينه‌ات خاموش كن.
شكوفه‌ي دهم: خواهرم! غسل، وضو، استفاده از عطر (در‌خانه)، مسواك‌كردن و نظم، داروهاي مفيد و كارسازي براي رفع دلتنگي و ناراحتي هستند.

گل‌ها
گل اوّل: خواهرم! مانند زنبور عسل باش كه بر گلهاي خوشبو و شاخه‌هاي سبز و تازه مي‌‌نشيند.
گل دوّم: شما براي مطلع‌شدن از عيب‌هاي مردم و جمع‌آوري اشتباهاتشان وقت نداري.
گل سوّم: خواهرم! وقتي خدا با تو باشد از چه كسي مي‌ترسي؟ و اگر خدا عليه تو باشد، به چه كسي اميد داري؟!
گل چهارم: آتش حسادت، جسم و تن را از بين مي‌برد و مزاج آتشين و غيرت نا‌بجا، آتش زير خاكستر است.
گل پنجم: اگرامروز خوشبخت نشوي، بدان که فردا در اختيار تو نيست.
گل ششم: خودت را خيلي آرام از مجالس جرّو بحث و ياوه‌گويي كنار بكش.
گل هفتم: با اخلاق خود، زيباتر از باغ باش.
گل هشتم: خواهرم! خوبي كن كه به سبب آن خوشبخت‌ترين فرد خواهي بود.
گل نهم: آفريده‌ها را براي آفريننده بگذار و حسود را بگذار تا بميرد و دشمن را فراموش كن.
گل دهم: لذّت كار حرام بعداً به ندامت و حسرت و عذاب تبديل خواهد شد.

سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily .Com 
============
بر گرفته شده از کتاب: أسعد المرأة في العالم، تألیف: دکتر عائض القرني، مترجم: محمد محمد گل گمشادزهی
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:14.txt">خواندن قرآن كريم (متن)</a><a class="text" href="w:text:15.txt">شنيدن قرآن كريم (نوار)</a><a class="text" href="w:text:16.txt">قرآن كريم با ترجمه كوردي</a><a class="text" href="w:text:17.txt">قرآن كريم با ترجمه فارسي دري</a><a class="text" href="w:text:18.txt">راديو قرآن كريم (پخش مستقيم)</a></body></html>نقش زن در زندگی امامان چهار گانه
نویسنده: عمرو خالد/ مترجم: محمد ابراهیم ساعدی رودی

زن درد زندگی امامان چهارگانه نقش بزرگی دارد. این امری است که شاید بر بسیاری از مردم پوشیده باشد.
پشت سر امام احمد حنبل (رض) مادرش قرار دارد که وقتی جوان بود شوهرش فوت کرد. او ازدواج نکرد تا فرزندش را تربیت کند.
پشت سر اما شافعی ( رض) مادرش قرار دارد که به او گفت: « تو را برای علم نذر کردم، شاید خداوند به وسیله ی تو امت را جمع کند. »
پس اندیشه ی همزیستی و جمع امت نزد مادر امام شافعی ( رض) بود که در وجودش غرس کرد و او را تشویق کرد که هر چه باعث یک پارچگی و اجتماع امت می شود، یاد بگیرد تا این که امام همزیستی شد.

پشت سر امام مالک (رض) مادرش است که او را نجات داد. او در راه کاملا” متفاوتی می رفت. با تیز هوشی مادرانه نه زور، راهش را تغییر داد. ای مادران، شما را به خدا می خواهیم که از داستان های امامان چهارگانه استفاده کنیم و فرزندانمان به این صورت باشند. دختر امام مالک در حین درس در پشت دیوار می نشست. یکی از شاگردانش می خواند و امام مالک (رض) توضیح می داد. اگر آن دانشجو اشتباه می کرد دختر به دیوار ضربه یم زد تا پدرش متوجه شود. چون او کتاب « مُوطَّأ » را مثل پدرش حفظ بود. یکی از کسانی که امام مالک (رحمه الله علیه) علم و دانش را از آنان گرفت عایشه دختر سعد ابن ابی وقاص (رض) بود.

هم چنین امام شافعی( رح) وقتی به مصر رسید، نزد بانو نفیسه دختر حسن بن علی (رض) رفت تا از او علم بیاموزد، شاگردی یک زن را عیب ندانست. در حلقه ی درس امام ابوحنیفه ( رح) جای ویژه ای برای زنان بود، افزون بر ۳۰ دانشجویی که در فتوا با آنان مشورت می کرد.

به همزیستی امام ابوحنیفه ( رح) با مادرش نگاه کنید. مادر معمولا” فرزندش را کوچک می بیند، هر چند او بزرگ شده باشد. روزی مادرش قسمی خورد و خواست که از قسمش بازگردد، از پسرش پرسید که چه کار کند؟ او به مادرش فتوا داد، ولی مادرش نپذیرفت و به او گفت: « نزد زرعه قاص برو ».زرعه قاص عابدی بود که مردم او را دوست داشتند، ولی فقیه نبود. اگر کسی غیر از امام ابوحنیفه ( رح) ان جا بود، قبول نمی کرد و به او می گفت: تو مرا در مقابل مردم رسوا می کنی.

ولی امام ابوحنیفه ( رح) مادرش را نزد زرعه قاص برد و در ضمن برای زرعه پیغام داد:  « که اگر چنین سوالی برای تو آمد جوابش این چنین است. »
وقتی بر زرعه وارد شدند، مادر به او گفت: « به ما فتوا بده. »
زرعه گفت: « برای تو فتوا دهم در حالی که امام امت با تو است؟ »
امام ابوحنیفه ( رح) به او گفت: « برایش فتوا بده. »
او همان جواب امام ابوحنیفه ( رح) را به او داد و مادرش از او پذیرفت.

منبع: به سوی همزیستی/مؤلف: عمرو خالد/ مترجم: محمد ابراهیم ساعدی رودی/ نشر واسع/تایباد ۱۳۹۰
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:132.txt">پیامبری محمد صلى الله علیه وسلم [بخش نخست]</a><a class="text" href="w:text:133.txt">رسول خدا؛ فرماندهی منحصر به فرد </a><a class="text" href="w:text:134.txt">چرا رسول خدا(ص) را دوست می‌داریم </a><a class="text" href="w:text:135.txt">ویژگی‌های پیامبر(ص) </a><a class="text" href="w:text:136.txt">گزیده ای از زندگانی محمد مصطفی(ص)</a></body></html>پیامبری محمد صلى الله علیه وسلم [بخش نخست]
شیخ محمد عبده
ترجمه‌ی: علامه ملا عبدالله احمدیان

دو دولت جهان ـ دولت ایران در شرق و دولت روم در غرب ـ همواره در حال کشمکش و زد و خورد بودند، خون‌های زیادی در بین این دو بلوک شرق و غرب ریخته شده و نیروهایی به هدر رفته، و دارایی‌هایی نابود گشته بودند، ویژگی‌های فکری بر اثر حسادت‌ها سیاه‌تر و غیلظ‌تر شده بودند ، و با وجود همه‌ی این‌ها خودپسندی، عیاشی، اسراف، فخرف