کاظم:
- شيخ الاسلام ابن تيميه گويد امام کاظم مشهور به عبادت و تقوا است.
- ابو حاتم رازي وي را موثق، راستگو ويکي از ائمه مسلمين خوانده.
- ابن کثيرگفته امام کاظم کثيرالعبادت و داراي مروت وشخصيت بود.

13- علي بن موسي ملقب به الرضا:
- ابن حبان گويد وي ازسادات و عقلاء اهل بيت و محترمترين و داناترين بني هاشم است.
- علامه ذهبي گفته علي بن موسي داراي جايگاه رفيع و برازنده خلافت بود.

14- محمد بن علي بن موسي ملقب به جواد:
ابن تيميه گويد وي از اعيان بني هاشم و معروف به سخاوت و بزرگ منشي و لذا ملقب به جواد شده است.

وآنچه را که جاهلان به اعتقادات اهل سنت، درباره اهل سنت گفته اند که اهل سنت نسبت به حقوق آل بيت بي اعتنائي مي کنند با توجه به منقولات بالا باطل و فاقد هر گونه اعتباري مي باشد.

15- عباس ابن عبدالمطلب رضي الله عنه عموي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:
- امام ذهبي در سير اعلام النبلاء (2/79-80) مي فرمايد:
«او در ميان مردان، قد بلند و چهره زيبا و درخشان و صداي رسايي داشت به شدت برد بار بود و ....الخ ».
- زبير بن بكار مي فرمايد:
«عباس نسبت به بني هاشم بسيار مهربان بود، نادارشان را لباس مي پوشاند و غذا مي داد، و جاهلشان را كنترل مي كرد، به همسايه آزار نمي رساند، به سخاوت مال خرج مي نمود و به مصيبت زدگان رسيدگي مي کرد».

16- حمزه ابن عبدالمطلب رضي الله عنه:
- ابن عبدالبر در الاستيعاب (1/270 چاپي که در حاشيه الإصابة چاپ شده) مي فرمايد:
«حمزه ابن عبدالمطلب بن هاشم عموي پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود، به او «أسدالله و أسد رسوله» يعني «شير خدا و رسولش» گفته مي شد، كنيه اش أبو عماره و گاهي أبو يعلي بود.
- امام ذهبي درباره حمزه رضي الله عنه مي فرمايد:
«امام قهرمان، شير خدا، أبو عماره و ابو يعلي قريشي هاشمي مكي مدني بدري شهيد، عموي رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و برادر رضاعي ايشان است». (سير1/172)

از نشانهاي محبت و صميميت بين اهل سنت و اهل بيت نامگذاري فرزندان خود به نام يکديگر و وجود مصاهرات و خويشاوندي درميان طرفين است:

- مصاهرات(خويشاوندي از طريق ازدواج):
اول آنان رسول الله صلي الله عليه وسلم است که با عايشه دختر ابوبکرصديق (رض) و از قبيله بني تيم ازدواج مي کند.
ازدواج با حفصه دخترعمربن الخطاب(رض) از قبيله بني عدي.
ازدواج با ام حبيبه دخترابوسفيان از قبيله بني اميه.
تزويج نمودن رقيه ازعثمان بن عفان(رض) { ازقبيله بني اميه} و بعد از وفات رقيه دختر ديگرش ام کلثوم.
ازدواج زينب دخترش با عاص بن الربيع از قبيله بني عبد شمس بن عبد مناف.
ازدواج ام کلثوم دختر علي بن ابي طالب با عمربن الخطاب الکافي 5 /346.
ازدواج علي بن ابي طالب با بيوه ابو بکر صديق اسماء بنت عميس. [ سير اعلام النبلاء]
ازدواج علي بن ابي طالب با امامه بنت العاص بن الربيع بعد از وفات خاله اش فاطمه.
محمد بن علي بن الحسين{الباقر} ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابوبکرصديق را به ازدواج خود درآورد.
و از همين جهت بود امام جعفرصادق مي گفت ابو بکر صديق از دو طرف باعث تولد من بوده{سيراعلام النبلاء6/255}.
يکي مادرش ام فروه بنت قاسم بن محمدبن ابوبکر. دو مادربزرگش اسماء بنت عبدالرحمن بن ابوبکر .
ازدواج ابان بن عثمان با ام کلثوم دخترعبدالله بن جعفربن ابي طالب[ الشيعة واهل البيت 141 ].
ازدواج مصعب بن زبيربن العوام با سکينه دخترحسين بن ابي طالب[طبقات ابن سعد 5/183 ].

- نامگذاري فرزندانشان:
علي بن ابي طالب فرزنداني به نامهاي ابوبکر، عمر، عثمان داشته است [کشف الغمه في معرفة الائمه2/67]
حسن بن علي پسري بنام ابوبکرداشته [کشف الغمه2/198]
علي بن حسن هم پسري بنام عمرداشته [ کشف الغمه2/302]
ازميان فرزندان موسي بن جعفرپسري بنام عمر و دختري بنام عايشه وجود داشته است[کشف الغمه3/29]

در پايان:
شريف ترين نسب, نسب پيامبرمان حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم است، و بدون شك بسيار جاي افتخار است كه كسي حقيقتاً به ايشان و اهل بيت شان منسوب باشد, در ميان عرب و عجم زيادند كساني كه خود را به اهل بيت نسبت مي دهند. اگر كسي مؤمن باشد و از اهل بيت، براستي كه خداوند دو افتخار نصيبش كرده, افتخار ايمان و افتخار نسب شريف.
اما اگر كسي خود را به اين نسب شريف منسوب كند و از اهل آن نباشد مرتكب كار حرامي شده است و ادعاي چيزي را كرده است كه از داشتن آن محروم است.
داخل نمي شوند.
تا اينجا اين رساله كوتاه در فضايل اهل بيت و مكانت و منزلت والاي آنان از ديدگاه اهل سنت و جماعت بپايان رسيد، از خداوند در آنچه خوشنودي اوست توفيق مي طلبم، و اينكه دانش در دين و ثبات و استقامت بر حق عنايت فرمايد، براستي كه او شنواي اجابت كننده است.
خدا را سپاس كه محبت صحابه و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به ما عنايت فرمود و از خداوند مي خواهيم كه اين نعمت را بر ما دائم و قائم بدارد و قلبمان را از هر گونه كينه و حسد و زبانمان را از تلفظ هر آنچه كه شايسته مقام و منزلت والاي آنان نيست پاك و محفوظ بدارد.
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الذِينَ سَبَقُونَا بِالأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ  
حشر:10
« پرودگارا! ما را و آن برادرانمان را كه در ايمان آوردن از ما پيشي گرفتند. بيامرز، و در دلهاي ما هيچ كينه اي در حق كساني كه ايمان آورده اند، قرار مده. پروردگارا! تويي كه بخشنده مهرباني».
وصلي الله علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه وسلم

سايت نوار اسلام 
IslamTape.Com
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:163.txt">شیعه در جهان</a><a class="text" href="w:text:164.txt">ادعاي شيعه مبني بر اين‌كه‌ كليه‌ي كتابهاي آسماني نزد ائمه وجود دارد</a><a class="text" href="w:text:165.txt">بیان کذب رافضی در مورد موقف علی رضی الله عنه در غزوه احد</a></body></html>شیعه در جهان
دکتر عليرضا دليري

ویژه سنی نیوز: شیعه در جهان " الشیعة فی العالم" نام کتابی 191 صفحه‫ای اثر: فرنسوا تویال مدیر مدرسه عالی جنگی ارتش فرانسه که از سوی دار الفارابی در بیروت به ترجمه عربی "نسیب عون" در سال 2007 برای اولین بار به چاپ رسید.
نویسنده سعی دارد نقشه تاریخی, جغرافی و سیاسی از مذهبهای شیعه در جهان معاصر را برای دانشجویان مراحل عالی دانشگاه نیروی انتظامی تقدیم دارد.
نویسنده بر این باور است که مسأله شیعه‫گری در فضای اسلامی نوین چالشی است بسیار بزرگ که بیش از پیش منطقه را در ایران، عراق، کشورهای عربی حوزه خلیج، سوریه، لبنان و حتی پاکستان تحت الشعاع خود قرار می‫دهد.
بنا به تخمین نویسنده جمعیت مسلمانان جهان نزدیک به یک ملیارد و دویست ملیون نفر است که با حلول سال 2020 میلادی به چیزی حدود دوملیارد انسان خواهد رسید، از این میان شیعیان 10 تا 12 درصد جمیعت جهان اسلام را بخود تخصیص خواهند داد.
شیعه‫ ها هر چند از سده 16 میلادی به بعد اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می‫دهند، در کشورهای عربی اقلیتی ناچیز شمرده می‫شوند که در فضای داخلی خود دارای مذاهب مختلف، تیره‫ها، اقوام و ملیتهای گوناگونی می‫باشند.
شیعه‫ گری پدیده‫ایست عربی که در منطقه عرب نشین سر برآورد، و بعدها به فضای سنی نشین ایران صادر شد، و با آغاز قرن بیست و یکم در مرکز تحولات جهانی قرار گرفت، بگونه‫ای که هر تغییر و تحولی چه در سیاستهای داخلی منطقه و چه در روابط خارجی بدون در نظر گرفتن مسأله تشیع ناممکن است.
از آنجا که شیعه‫ها در منطقه‫ای قرار دارند که 70% از نیاز نفت جهان را برآورده می‫کند، و بگونه‫ای با ایران دوخته شده‫اند، باعث بحران در آینده کشورهای منطقه و استقرار در جهان اسلام شده‫اند.
بنا به دید نویسنده گروهی از شیعه‫ها در پی برافروختن آتش جنگ شیعه سنی و بازگرداندن منطقه به تاریخ گذشته، با هیزمهای مذهب گرایی و سیاست و نحوه توزیع ثروت می‫باشند.
نویسنده می‫گوید؛ هر انسان آگاهی به سادگی می‫تواند دریابد شیعه‫گری نوین بر مبانی ایدئولوژی و برداشت خاص خود از دین در پی بحران سازی در جهان است. و از آنجا که فضای زیر سلطه آنها در جهان اسلام گسترده است می‫تواند آتش جنگ جهانی را برافروزد.
"جان بیار شوفنمان" وزیر دفاع سابق فرانسه ادعا دارد که طی بیست و پنج سال گذشته مرکز بحران در جهان عرب از دریای مدیترانه بسوی منطقه خلیج جایی که شیعه‫ها اکثریت و یا جمیعت قابل نفوذی دارند منتقل شده است. از اینروست که مقاومت نفوذ شیعه و جلوگیری بحران آفرینی آنها روابط بین المللی در منطقه را تحت الشعاع قرار می‫دهد.

شیعه ایران
آیا پیش از انقلاب سال 1357 شیعه نیروی ستیزه‫جویی در ایران بود؟
پرسشی است که نویسنده برای رسیدن به تأثیر انقلاب به نام اسلام در ایران مطرح می‫سازد.
موفقیت شیعه در ایران در مقایسه با سایر مناطق خاورمیانه یک حالت استثنایی است که برمی‫گردد به قرن شانزدهم میلادی؛ آن زمانی که خانواده صفویها با زور شمشیر مذهب شیعه اثنا عشری را بر مردم ایران تحمیل نمودند و به گمان برخی این انقلاب خونین صفویان پروژه‫ای سیاسی بود برای تشکیل قدرتی برای گلاویز شدن با دولت خلافت عثمانی که علمدار اسلام در جهان آنروز بود.
دو قرن بعد یعنی در قرن هیجدهم نادرشاه تلاش کرد تا با میدان دادن به مذهب سنی بار دگر کشورش را به آغوش جهان اسلام باز گرداند، ولی تلاشهای او با مقاومت شدید آخوندهای شیعه که دارای قدرت و نفوذ بسیار زیادی در مناطق فارس نشین جامعه ایرانی بودند روبرو شد.
از آنزمان بود که علمداران مذهب شیعه برای حفظ جایگاه خود در جامعه نظامی هرمی در تنظیم رهبریت و اداره پیروان خود بوجود آوردند. مدیریت جامعه تشیع به ( حجت الاسلام ، آیت الله ، آیت الله العظمی) برای پر رنگ کردن نقش سیاسی و اجتماعی مرجعیت تقسیم بندی شد.
طبقه روحانیت که مبالغ هنگفتی را از پیروان خود می‫گرفت، بدور از نظارت دولت این ثروتها را در راستای برپایی مؤسسه‫های اجتماعی مستقل و پر نفوذ که توان حرکت و بسیج کردن جامعه را برای رسیدن به اهداف روحانیت داشته باشند به کار می‫گرفت.
با رسیدن خانواده پهلوی به عرش شاهی ایران، آنها سعی کردند تا کشور را بسوی تغییر و تحولات مشابه با غرب سوق دهند، که روحانیت حاضر نشد حداقل در مسائل اجتماعی با سیستم حاکم انعطافی نشان دهد. چالش کمونیستها شاه را مجبور ساخت با روحانیت کنار آید. 
نگرشهای سیاسی و آموزشی جدید باعث بروز طیفهای جدیدی از تشیع شد که خطاب سیاسی خود را در غلافی از مذهب پیچیده با سلطه حاکم مبارزه می‫کردند. علی شریعتی؛ فارغ التحصیل جامعه شناسی