زبير، ابودرداء، جرير بجلی، نعمان بن بشير.

همچنين از تابعين: ابن المسيب و حميد ابن عبدالرحمن از او روايت کرده اند.[1]

معاويه-رضي الله عنه- از گروه مفتيان و علماء صحابه به شمار می رفت. 

روزی فردی نزد حضرت ابن عباس -رضي الله عنهما- آمد و سؤالی کرد که قبلاً از معاويه 
-رضي الله عنه- پرسيده بود، و جواب معاويه -رضي الله عنه- را نيز مطرح کرد: ابن عباس فرمود: به راستی که معاويه -رضي الله عنه- فقيه است.[2]

حضرت ابن عباس-رضي الله عنهما- فرمود: معاويه -رضي الله عنه- همراه و هم صحبت رسول اکرم -صلي الله عليه وسلم- بوده، پس اشکال گرفتن از ايشان بسيار نابجا و کار غلطی است. 

علامه ابن كثير نقل می کند: 

حدثنا الحسن بن بشر،  ثنا المعافی عن عثمان بن الاسود عن ابن ابی مليکه قال: 

أوتر معاوية بعد العشاء برکعة و عنده مولی لابن عباس. فاتی ابن عباس و قال: أوتر معاوية بركعة بعد العشاء. فقال (ابن عباس): دعه فانه قد صحب رسول الله -صلى الله عليه وسلم-[3]

ابن ابی مليکه گفت: که معاويه بعد از نماز عشاء يک رکعت وتر خواند، آنجا غلام ابن عباس نيز حضور داشت. وقتی نزد ابن عباس برگشت، گفت: معاويه بعد از نماز عشاء يک رکعت وتر خوانده است. 

ابن عباس گفت: بگذاريد او را (وکاری نداشته باشيد)به حقيقت او شرف صحبت و همراهی رسول الله -صلي الله عليه وسلم- را دارد. 

امام ذهبی می نويسد: 

((کان رجلاً طويلاً ، أبيض، جميلاً، مهيباً. اذا ضحک انقلبت شفقه العليا وکان يخضب بالصفرة))[4] .

معاويه مردی بلند قامت ، سفيد، زيبا و هيبناک بود.  هنگامی که می خنديد، لب بالايش دگرگون می شد. و محاسنش را رنگ زرد ميکرد. 

قال ابو عبد الرب الدمشقی: رأيت معاوية يصفر لحيته کانها الذهب[5] 

معاويه را ديدم که محاسنش را رنگ زرد کرده بود، گويی که طلا بود. 

ابوبکر بن ابی دنيا نيز چنين می گويد: 

معاويه-رضي الله عنه- فردی حليم  و باوفار و سردار بود. او امير بود ميان مردم و فردی کريم، عادل و با شهامت بود.[6]

حضرت جابر بن عبدالله نيز می فرمايد: من هيچ فردی را بردبارتر از معاويه -رضي الله عنه- نديده ام.[7]

طبری از خود معاويه -رضي الله عنه- نقل می کند: لذتی که در فرو بردن خشم احساس می کنم، در چيزی ديگری آن را نمی بينم.[8]

به سبب اين حلم و بردباری،  اگر افراد عادی نيز چيزی می گفتند، معاويه -رضي الله عنه- در مقابلشان از خودعفو وگذشت نشان می داد، حتی اگرسخنانش به ناحق می بود. 

علامه سيوطی از ابن عون روايت می کند که، روزی فردی به معاويه -رضي الله عنه- گفت:  با ما راست باش وگر نه خودمان راستت می کنيم. معاويه-رضي الله عنه- با لحنی آرام گفت: با چه چيزی مرا راست می کنی؟ آن فرد پاسخ داد: با چوب. معاويه -رضي الله عنه- گفت: بسيار خوب، خودمان راست می شويم.[9]

اما اين بردباری و حلم معاويه-رضي الله عنه- ،  طوری نبود که کسی بتواند سوء استفاده کند و يا در موارد پایمال شدن حق نيز چيزی نگويد. 

خودش می فرمايد: 

تا جايی که از شلاق کاری ساخته است، شمشير به کار نمی برم، و جايی که از زبان کاری ساخته است، از شلاق استفاده نمی کنم. و بين من و مردم اگر به اندازه مويی رابطه بماند، نمی گذارم آن قطع گردد. زمانی که آنها تند می گيرند، من شل می کنم و زمانی که آنها شل می کنند، من تند می گيرم.[10]


 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - تاريخ الخلفاء / سيوطی / ص 194.

[2] - البدايه و النهايه.

[3] - البدايه و النهايه / ج 8 / ص 125 .

[4] - تاريخ الاسلام / ج 2 / ص 308 .

[5] - تاريخ ابن زرعه الدمشقی / ج 1 / ص 341 .

[6] - البدايه و النهايه ج 8.

[7] - حضرت معاويه و حقايق تاريخی / ص 274.

[8] - طبری / ج 5.

[9] - تاريخ الخلفاء / سيوطی / ص 195.

[10] - حضرت معاويه و حقايق تاريخی / ص 276 .معاويه -رضي الله عنه- از نظر شهامت و شجاعت نيز مشهور بود و در مقابل باطل موضع سخت و تندی داشت. 

در اکثر جاهايی که بر آنجا حمله ور می شد، پيروز می گرديد و فتوحات زيادی توسط ايشان برای اسلام ثبت شده است.

حضرت عمر -رضي الله عنه- فرمود: 

دعونا من ذم فتی قريش من يضحک فی الغضب، ولا ينال ما عنده الا علی الرضا ولا يؤخذ ما فوق راسه الا من تحت قدميه[1]

ما را بگذاريد از بد گفتن در مورد جوان قريشی که در وقت خشم می خندد، و به آنچه که در اختيار اوست، بدون رضايت و اجازه اش هيچ کس توان دستيابی به آن را ندارد. و آن چه را برسر دارد، کسی نمی تواند از او بگيرد، مگر اينکه بر قدمش بيفتد و التماس کنند. 

اين نشان از شجاعت و غيرت و شهامت معاويه -رضي الله عنه- می باشد. همچنين نمونه ای ديگر از شجاعت ايشان، داستان ارسال نامه به پادشاه روم می باشد. 

رومی ها اکثراً با سپاه اسلام درگير جنگ بودند. حضرت معاويه-رضي الله عنه- برای نابودی شان سياست عجيبی اختيار کرده بود. ايشان سربازان خويش را به دو گروه تقسيم کردند و گروهی را تابستان برای جنگ با رومی ها می فرستاد، و گروه دوم را در زمستان ارسال می کرد، تا گروه اول بتواند استراحت نمايند. و به اين شکل اکثراًدر جبهه ها عليه آنها پيروز می شدند. رومی ها نيز چون قدرت معاويه -رضي الله عنه- را ديده بودند، به دنبال فرصت می گشتند. همين که با خبر شدند معاويه -رضي الله عنه- با حضرت علی -رضي الله عنه- درگير جنگ است، کم کم سپاه خويش را آماده حمله کردند. معاويه -رضي الله عنه- از اين تصميم مطلع شد و نامة شديدالحنی به شرح زير برای پادشاه روم نوشت. 

(والله لئن لم تنته وترجع الی بلادک يا لعين، لاصطلحن انا وابن عمی عليک ولاخرجنک من جميع بلادک، ولاضيقن عليک الارض بمارحبت)[2]

به خدا سوگند، اگر به اين لشکر کشی پايان ندهی و بر نگرديد به سوی شهر های خودتان ای ملعون! به زودی با پسر عمويم (منظورش حضرت علی بود) صلح خواهيم کرد و بر شما حمله ور خواهيم شد. طوری که از سرزمين هايتان بيرونتان می رانيم و زمين را بر شما تنگ خواهيم کرد، هر جا که برويد، امانتان نمی دهيم. 

جای ديگرفرمود: اگر قصدلشکرکشی کنيد، قسطنطنيه را باخاک يکسان خواهيم کرد. پادشاه روم، پس از رؤيت اين نامه ترس سراپای وجودش را می گيرد و از شجاعت معاويه-رضي الله عنه- متحير شده،  از تصميم خويش صرفنظر می نمآيد. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - الاستيعاب / ج 3.

[2] - البدايه و النهايه / ج 8 / ص 122.حضرت معاويه -رضي الله عنه- از آنجايی که اکثر اوقاتش در کنار رسول الله -صلي الله عليه وسلم- به سر می برد، در غزوات و جنگ های مختلفی نيز در کنار رسول الله -صلي الله عليه وسلم- به شمشير زنی پرداختند. 

مهمترين و معروفترين غزوه که ايشان حضور داشتند، غزوه حنين بود. 

قال الواقدی: شهد معه حنيناً و اعطاه مائه من الابل و اربعين اوقيه من ذهب و زنها بلال، و شهداليمامه وزعم بعضهم انه هوالذی قتل مسيلمه (حکاه ابن عساکر)[1] 

معاويه -رضي الله عنه- در جنگ يمامه نيز شرکت کرد. و بعضی بر اين باورند که ايشان مسيلمة کذاب را به قتل رسانيده اند. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - البدايه و النهايه / ج 8 / ص 121.حضرت عمر -رضي الله عنه- در زمان خلافتش، يزي