- منبع سابق.
نام و نسب او
او عثمان بن عفان بن ابي العاص بن اميه بن عبد شمس بن عبد مناف است، و در عبد مناف نسبش با نسب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مي‌پيوندد، و مادرش اروي بنت كريز بن ربيعه است، و مادربزرگش ام حكيم بنت عبدالمطلب عمه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- است[1].

لقب او ذي النورين است چون كه با دو دختر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- رقيه و ام كلثوم ازدواج كرد[2].

كنيه‌اش ابو عبدالله و ابو عمر است، او در صدر اسلام به دست ابوبكر صديق-رضی الله عنه-  مسلمان شد[3]، به حبشه و بعد به مدينه هجرت كرد.

عقيده اهل سنت اين است كه هر كس علي را بر ابوبكر و عمر مقدم بدارد گمراه و بدعت گذار است، و هر كس علي را بر عثمان مقدم نمايد اشتباه كرده است، و اهل سنت چنين كسي را گمراه و اهل بدعت نمي‌دانند، گر چه بعضي از علما به شدّت عليه كسي كه علي را بر عثمان مقدم بدارد سخن گفته‌اند، و بيان داشته‌اند كه: هر كس علي را بر عثمان مقدم بداند او فكر مي‌كند كه اصحاب به امانت خيانت كرده‌اند چون كه آنها عثمان را بر علي مقدم داشته و به عنوان خليفه انتخاب كردند.

 

فضيلت:
در دوران خلافت عثمان فتوحات زيادي انجام شد و دوران خلافت او (10) سال طول كشيد و از بهترين سال‌ها بودند، و در طي اين سال‌ها قلمرو اسلام گسترش يافت، و در اين سالها معاويه به جنگ قبرص رفت، و عمر جنگ از طريق دريا را منع كرده بود و عثمان به آن اجازه داد، و آذربايجان و ارمنستان و كابل و سجستان و ... در خلاف او فتح شدند و جنگ بزرگ ذات الصواري در زمان او رخ داد.

عثمان مسجد النبي و مسجد الحرام را توسعه داد، و بزرگترين توسعة در زمان خلافت راشده در دوران عثمان بن عفان -رضی الله عنه- انجام گرفت.

1- عبدالرحمن بن سمره مي‌گويد: وقتي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- لشكر العسره را آماده مي‌كرد عثمان با هزار دينار آمد و اين دينارها را در دامن پيامبر ريخت، او مي‌گويد پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- اين دينارها را زير و رو مي‌كرد و مي‌گفت. پسر عفان بعد از امروز هر كاري بكند به او زياني نمي‌رساند، و چند بار اين جمله را تكرار كرد[4].

2 ـ ابوموسى الأشعري -رضی الله عنه- مي‌گويد: عثمان در پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را زد، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: در را باز كن و او را به بهشت مژده بده به خاطر بلايي كه پيش مي‌آيد[5].

3- انس -رضی الله عنه- مي‌گويد: پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به همراه ابوبكر و عمر و عثمان بالاي كوه اُحد رفت كوه لرزيد و تكان خورد، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: اُحد آرام باش بالاي تو نيست مگر پيامبر و صديقي و دو شهيد[6].

4- ابن عمر -رضی الله عنهما- مي‌گويد: روزي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به سوي ما آمد و گفت: اكنون ديدم گويا كه كليدها و ترازوها به من داده شدند، كليدها در يك كفه ترازو گذاشته شدند و امت من در كفة ديگر آن گذاشته شد، و امت من سنگين‌تر شد، سپس ابوبكر را گذاشتند از آنها سنگين‌تر شد، و سپس عمر را آوردند و گذاشتند و او سنگين‌تر شد، سپس عثمان را آوردند و گذاشتند و او سنگين‌تر شد، مردي به پيامبر گفت پس ما كجا هستيم گفت: شما جايي هستيد كه خودتان را قرار داده‌ايد[7].

و يكي از نشانه‌هاي صداقت نبوت پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- اين است كه به اتفاقاتي كه براي عثمان رخ خواهد داد خبر داد.

و از مره بن كعب -رضی الله عنه- روايت است كه گفت: از پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- شنيدم كه فتنه‌ها را بيان مي‌كرد او فرمود كه فتنه‌ها نزديك هستند و در اين هنگام مردي از آن جا گذشت كه با لباسي خود را پوشانده بود، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: اين مرد در آن روز بر هدايت است، مرّه بن كعب مي‌گويد: من به سوي آن مرد رفتم ديدم كه او عثمان است[8].

و از عايشه -رضی الله عنها- روايت است كه گفت: پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: اي عثمان اگر خداوند روزي اين كار را به تو سپرد و منافقان خواستند كه تو لباست را كه خدا آن را به تن تو كرده بيرون بكشي آن بيرون نياور[9].

عثمان بعد از عمر بن الخطاب -رضی الله عنهما- دوازده سال حكومت كرد، و وقتي او زمام حكومت را به دست گرفت هفتاد سال سن داشت و در هشتاد و دو سالگي كشته شد، و فتنه در آخر دوران خلافت او سر بلند كرد.

با آن كه دروغ‌پردازان و جاهلان و گمراهان كوشيده‌اند واقعيت‌هاي دوران خلافت عثمان را تحريف كنند اما دوران خلافت عثمان -رضی الله عنه- دوران طلايي خلافت راشده به شمار مي‌آيد، و در دوران او قلمرو اسلام گسترش يافت و شمال آفريقا و اسكندريه فتح شد، و اولين ناو جنگي اسلامي در دوران او درست شد و ارمنستان و آذربايجان در دوران خلافت او فتح شدند و در زمان او سرزمين فارس به طور كامل فتح گرديد و رفاه و آسايش و امنيت فراگير شد و درآمدها زياد شدند.

و اين آسايش و فتوحات در مدت دوازده سال خلافت او ادامه يافت و در سال سي و پنج هجري هنگامي كه گروهي از جنايتكاران ستمگر عليه او شوريدند و او را در خانه‌اش در حالي كه روزه داشت و مشغول خواندن قرآن بود به قتل رساندند، فتنه‌ها شروع شدند.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- معرفة الصحابة 1/235.

[2]- منبع سابق 2/245.

[3]- الإصابة 2/455.

[4]- امام احمد در 5/63 آن را روایت کرده است و یکی از راویان آن کثیر بن ابی کثیر مولای عبدالرحمن بن سمره است که خود ناشناخته‌ایست. و آلبانی این حدیث را حسن دانسته است مشکاه المصابیح 6064.

[5]- بخاری باب مناقب عثمان حديث 3695، ومسلم کتاب فضائل الصحابه حديث 2403.

[6]- در فضائل عمر تخریج آن بیان شد.

[7]- احمد در مسند 2/76 آن را روایت کرده است. و یکی از راویان آن عبیدالله بن مروان است که خود مجهولی است. واحمد شاکر در حديث 5469 صحیح قرار داده است.

[8]- ترمذی کتاب المناقب باب مناقب عثمان و سند آن صحیح است 3704.

[9]- ابن ماجه المقدمه باب فضائل اصحاب النبی حديث 97.
آغاز فتنه
فتنه در سال (34) هجري وقتي كه بعضي از افراد جاهل و عامي خواستند عليه عثمان بن عفان -رضی الله عنه- شورش كنند آغاز شد، او آنها را گرفت و سرزنش كرد و سپس آنها را رها كرد اما آنها باز نيامدند بلكه بيشتر آمادگي كرده و بار دوم در سال (35) هجري از سرزمين خود حركت كردند، آنها چنان وانمود مي‌كردند كه گويا مي‌خواهند به حج بروند، آمدند و وارد مدينه شده و امير المؤمنين عثمان بن عفان را در خانه‌اش محاصره كردند تا اينكه بعد از چهل روز محاصره او را كشتند، و در طي روزهايي كه او محاصره بود او را از همه چيز حتي از نماز خواندن در مسجد باز داشتند.

 

اسباب فتنه:
سبب اول: 
علت و عامل اصلي اين فتنه‌ها مردي يهودي به نام عبدالله بن سبأ بود[1].

متقدمين بر وجود اين شخصيت اتفاق نظر داشته‌اند، و فرقه‌اي از اهل بدعت را به عبدالله بن سبا نسبت داده‌اند و آن را سبئيه يا سبائيه ناميده‌اند، و عقايد و باورهاي خاصي را به اين فرقه نسبت داده‌اند، اما اين عقايد از دايرة تشيع بيرون نم