دا من جنگ نمي‌كنم مگر آن كه ببينم كه هيچ چاره‌اي جز جنگيدن نيست[4].

و بعد از آن معاويه و حسن با هم ديدار كردند و حسن بن علي -رضی الله عنهما- به نفع معاويه از خلافت دست كشيد و معاويه امير المؤمنين شد و اين سال را سال جماعت ناميدند، و مدّت حكومت حسن شش ماه بود.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- نگا: البدایة والنهایة 7/245.

[2]- فتح الباری 13/67.

[3]- بخاری کتاب الفتنة، باب قول النبي: إن ابني هذا سيد حديث 7109.

[4]- المصنف عبدالرزاق 5/462.
فضائل حسن -رضی الله عنه-
ابي‌بكره مي‌گويند: پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- بالاي منبر بود و حسن در كنارش بود و ايشان -صلى الله عليه وآله وسلم- يك بار به مردم نگاه مي‌كرد و يك بار به حسن مي‌نگريست و مي‌گفت: اين پسرم سردار است و اميد است خداوند بوسيلة او ميان دو گروه از مسلمين صلح و آشتي برقرار نمايد[1].

و اسامه بن زيد مي‌گويد كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- او و حسن را به آغوش مي‌گرفت و مي‌گفت: بار خدايا من اينها را دوست دارم، تو آنها را نيز دوست بدار[2].

و عقبه بن الحارث مي‌گويد: ابوبكر -رضی الله عنه- را ديدم كه حسن را به آغوش گرفته بود و مي‌گفت: پدرم فدايش باد شبيه پيامبر است و با علي شباهت ندارد، و علي مي‌خنديد[3].

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- بخاری کتاب فضائل الصحابة باب مناقب الحسن والحسین حديث 3746.

[2]- منبع سابق حديث  3747.

[3]- منبع سابق حديث 3750.
چگونه تاريخ را بخوانيم؟
ما بايد تاريخ را آن گونه بخوانيم كه احاديث پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- را مي‌خوانيم. 

ما وقتي بخواهيم احاديث پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را بخوانيم بايد تحقيق كنيم كه آيا اين حديث از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- ثابت است يا نه؟

و ما تا سند و متن را بررسي نكنيم نمي‌توانيم به صحت يا عدم صحت حديث پي ببريم، و اهل علم حديث و راويان آن را مورد بررسي قرار داده‌اند و احاديث آنها را بررسي نموده و درست را از نادرست مشخص كرده‌اند، و در نتيجه اين احاديث از احاديث دروغي و ضعيفي كه در لابلاي‌اشان آورده شده‌اند پاك شده‌اند.

اما تاريخ با حديث فرق مي‌كند، گاهي مي‌بينيم كه بسياري از روايت‌هاي آن سند ندارند، و گاهي مي‌بينيم كه اسناد هست ولي افرادي كه در اسناد اين روايت هستند افرادي ناشناخته‌اند و هيچ جايي شرح حالشان بيان نشده است، و هيچ كس از اهل علم در تاييد يا ردّ آنها چيزي نگفته است، پس در اين وقت حكم كردن در مورد چنين روايتي براي ما دشوار مي‌شود، چون كه ما وضعيت بعضي از افراد سند را نمي‌دانيم.

پس موضوع تاريخ از حديث دشوارتر است، اما به معني اين نيست كه در آن تساهل كنيم، بلكه بايد تحقيق كنيم و بدانيم كه تاريخ خود را چگونه فرا بگيريم، و شايد كسي بگويد كه با اين طريقه بسياري از تاريخ را از دست خواهيم داد. در پاسخ مي‌گوييم بسياري از تاريخ را از دست نخواهيم داد، زيرا كه بسياري از روايات تاريخ كه ما به آن نياز داريم – به خصوص در اين بحث – با سند ذكر شده‌اند و اين اسناد در خود كتاب‌هاي تاريخ مانند تاريخ طبري ذكر شده‌اند و يا اينكه در كتابهاي حديث چون بخاري و مسند احمد و جامع الترمذي و مصنف ابن ابي شيبه ذكر شده‌اند، و نيز در كتابهاي تفسيري كه بعضي از روايات تاريخي را با سند ذكر مي‌كند مانند تفسير ابن جرير و تفسير ابن كثير بيان شده‌اند. و گاهي در كتاب‌هاي مخصوص كه به دوران‌هاي خاصي از تاريخ پرداخته‌اند بيان شده‌اند مانند كتاب حروب الرده كلاعي و يا كتاب تاريخ خليفه بن خياط، منظور اين است كه ما از آن كه سندي براي روايتي بيابيم در نمي‌مانيم. و اگر سندي نيابيم از اصل كلي پيروي مي‌كنيم و آن اين است كه خدا وپيامبرش -صلى الله عليه وآله وسلم- اصحاب را ستوده‌اند، ـ چنانكه خواهد آمد ـ پس اصل اين است كه آنها عادل و درستكار بوده‌اند، و هر روايتي كه از اصحاب خرده مي‌گيرد بايد به سند آن نگاه شود، اگر سند آن صحيح بود بايد به تاويل و توضيح آن روايت نگاه كرد، و اگر سند ضعيف بود يا اصلاً سندي نداشت ما از اصل و قاعده كلي پيروي مي‌كنيم و آن اين است كه اصحاب عادل و درستكارند. 

پس به هنگام خواندن تاريخ بايد با دقت و تشخيص درست از نادرست آن را مورد مطالعه قرار داد به خصوص تاريخ اصحاب پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم-.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:71.txt">خلافت امير المؤمنين معاويه بن أبي سفيان -رضي الله عنه-   (از 41 تا 60هـ)</a><a class="text" href="w:text:72.txt">جايگاه معاويه –رضی الله عنه</a><a class="text" href="w:text:73.txt">مهمترين كارهايي كه در زمان معاويه انجام شد</a><a class="text" href="w:text:74.txt"> از خلافت به ملوكيت</a><a class="text" href="w:text:75.txt">بيعت گرفتن معاويه براي يزيد</a></body></html>خلافت امير المؤمنين معاويه بن أبي سفيان -رضي الله عنه-  
(از 41 تا 60هـ)
خلافت معاويه ماية خير بركت براي مسلمين بود، چون كه دوران هرج و مرج به پايان رسيد و مسلمان‌ها آنچه را كه دشمنان از دست آنها گرفته بودند بازپس گرفتند و طمع كفار قطع گرديد، زيرا مسلمين همه بر يك خليفه اتفاق كردند و قدرت خود را به بيرون معطوف داشتند، و پرچم جهاد دوباره بر افراشته شد، و فتوحات باز شروع شدند، و معاويه با مردم رفتاري خوبي داشت، و در ايام او كسي با او مخالف نبود و بلكه همه اطاعت از او را پذيرفتند (به جز گروه اندكي از خوارج) و جنگ‌هاي تابستاني و زمستاني در دوران او شهرت يافت.
جايگاه معاويه –رضی الله عنه-
از ابن المبارك دربارة معاويه پرسيدند او گفت: چه مي‌توانم دربارة مردي بگويم كه پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- گفت: «سمع الله لمن حمده» و او گفت: «ربنا ولك الحمد»[1].

و به ابن المبارك گفتند: عمر بن عبدالعزيز برتر است يا معاويه؟ او گفت: خاك‌هايي كه در معيت پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- به بيني معاويه رفته است از عمر بن عبدالعزيز افضل و بهتر است[2].

و از المعافي بن عمران پرسيدند كه معاويه افضل و برتر است يا عمر بن عبدالعزيز؟ او خشمگين شد و به پرسشگر گفت: آيا مردي از اصحاب را با مردي از تابعين قرار مي‌دهي، معاويه همراه و يار پيامبر و برادر خانمش و نويسنده و امين پيامبر بر وحي بوده است[3].

و ابن ابي مليكه مي‌گويد به ابن عباس گفته شد: امير المؤمنين معاويه يك ركعت نماز وتر مي‌خواند. ابن عباس گفت: او فقيه است[4].

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- البدایة والنهایة 8/130.

[2]- منبع سابق.

[3]- منبع سابق.

[4]- بخاری – کتاب فضائل الصحابه – باب ذکر معاویه حديث 3765.
مهمترين كارهايي كه در زمان معاويه انجام شد
1- كارخانه كشتي‌سازي در مصر در سال 54 هـ‍ راه‌اندازي كرد. 

2- جنگ قسطنطنيه سال 50 ه‍ـ. 

پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- گفت: اولين لشكر امت من كه براي جهاد وارد دريا مي‌شوند بهشت براي آنان واجب گرديد است، و اولين لشكر امتم كه به جنگ قيصر مي‌رود خداوند آنا را بخشيده است. و بار ديگر د