علی -رضی الله عنه- آمده و ايشان را به حکميت قرآن دعوت داد حضرت امِير با چهره گشاد و با خوشحالي از اين امر استقبال نموده و فرمود: صد البته که ما نيز قبول داريم چرا که ما برای عمل کردن به کتاب الله مستحق تريم و بدين شکل کشت کشتار در ظهر روز جمعه با اعلام آتش بس و پذيرفتن آن از سوی هر دو سپاه خاتمه يافت غالباً دهم صفر بود که سپاهيان معاويه با بلند کردن مصحف ها خواهان صلح و آشتی و قضاوت طبق کتاب الله شدند حضرت علی -رضی الله عنه- نيز چون دوست نداشت جنگ و خونريزی ادامه يابد اين حکميت را پذيرفت اما افرادی نمی خواستند آتش جنگ خاموش شود همان هايی که جنگ جمل را به وجود آوردند و صحابه را در مقابل هم قرار دادند حالا نمی خواستند به اين زودی مسلمانان صلح کنند و فتنه بخوابد پس تحمل نکردند و به مخالفت با حضرت امير المومنين -رضی الله عنه- پرداختند و علناً در مقابلش موضع گرفتند اين نيز يکی از طرح ها و برنامه های سبايی های موجود در سپاه حضرت علی بود که عده ای از جاهلان و نادانان به زودی آن را پذيرفتند و به مخالفت با حضرت امير بر خواستند که بعداً به خوارج شهرت يافتند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 643.
[2] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 644.
[3] همان.
[4]  همان.
[5]  سير اعلام النبلاء ج 2 ص 644.
[6]  منبع سابق  ص 646.
[7]  البدايه  و النهايه ج 7 ص 269-265.
[8]  سير اعلام النبلاء ج 2 ص 646.
[9] همان.
[10] البدايه و النهايه ج 7 ص 285.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:5.txt">هدف اين نوشتار</a><a class="text" href="w:text:6.txt">طرحهای دشمنان اسلام</a><a class="text" href="w:text:7.txt">دروازهء فتنه ها گشوده می شود</a><a class="text" href="w:text:8.txt">خلافت حضرت عثمان-رض- و قدرت گرفتن منافقان</a><a class="text" href="w:text:9.txt">تصويري از شهادت حضرت عثمان -رض-</a><a class="text" href="w:text:10.txt">اوج گرفتن فتنه ها</a><a class="text" href="w:text:11.txt">زمينه سازی برای جنگ جمل</a><a class="text" href="w:text:12.txt">چرا صحابه از حضرت عثمان دفاع نکردند؟</a><a class="folder" href="w:html:13.xml">حقايقی از جنگ جمل</a><a class="folder" href="w:html:18.xml">حقايقی از جنگ صفين</a><a class="folder" href="w:html:24.xml">پرده داری از صحنة قتلی مرموز</a><a class="text" href="w:text:38.txt">آيا مي توان به تاريخ اعتماد كرد؟</a><a class="text" href="w:text:39.txt">تفاوت حديث با تاريخ</a><a class="text" href="w:text:40.txt">اين همه فرياد براي چه؟</a><a class="text" href="w:text:41.txt">صحابه افرادي عادي نبودند؟</a><a class="text" href="w:text:42.txt">صحابه در آيينه قرآن و حديث</a><a class="text" href="w:text:43.txt">فحش و ناسزا به اصحاب اعلام جنگ با خدا</a><a class="text" href="w:text:44.txt">نقشه جديد دشمنان اسلام</a><a class="text" href="w:text:45.txt">مطرح كردن اختلافات صحابه, نقشه دشمنان </a><a class="text" href="w:text:46.txt">تلقي نا درست از ساز و كارهاي علمي</a><a class="text" href="w:text:47.txt">علت اساسي برداشت هاي نا درست</a><a class="text" href="w:text:48.txt">ديدگاه مسلمانان در مورد اختلاف صحابه</a><a class="text" href="w:text:49.txt">آنها را بري از اشتباه نمي دانيم</a><a class="text" href="w:text:50.txt">ديدگاه اهل سنت</a><a class="text" href="w:text:51.txt">ما چه سودي مي بريم؟</a><a class="text" href="w:text:52.txt">چرا گناه پسر را به پدر نسبت دهيم؟</a><a class="text" href="w:text:53.txt">خلاصه كلام</a><a class="text" href="w:text:54.txt">فهرست منابع و مآخذ</a></body></html>مختصری در مورد حکميّت

در اوايل صفر سال 37 هـ ق جنگ صفين آغاز و چندين روز به طول انجاميد که بر اثر آن تعداد زيادی از دو سپاه کشته شدند وقتی سپاهيان معاويه فهميدند که با جنگ به نتيجه ای نخواهند رسيد, موضوع ( حمکيّت ) را مطرح کردند و تصميم بر اين شد که از جانب هر سپاه, يک نفر به عنوان نماينده برای مذاکره و تصويب حکم نهايي تعيين گردد و هر حکمی که آنها تصويب کردند هر دو سپاه به آن عمل نمايند ( معاويه, عمر و عاص را به عنوان (حکم) از جانب خويش برگزيد و حضرت علی, ابو موسی اشعری را برای اين کار انتخاب کرد) ابن عباس -رضی الله عنهما- که جوانی زيرک و باهوش بود با انتخاب ابو موسی مخالفت کرده و گفت: (برای مذاکره با (عمرو) , (احنف بن قيس) مناسب است؛ چرا که او فردی مجرب و کارآزموده و همطراز (عمرو) می باشد) اما اهل کوفه اعتراض نموده و حضرت علی -رضی الله عنه- را وادار کردند تا ابو موسی را به عنوان نماينده لشکر عراق انتخاب کند[1]. بدين ترتيب تصميم بر اين شد که نمايندگان دو سپاه ماه رمضان آينده با هم به مذاکره بنشينند و حکم نهايي را صادرکنند (حکميّت) به اين معنا بود که اين دو نماينده هر حکمی صادر کردند به آن عمل شود به همين جهت (خوارج) اعتراض کرده و گفتند: (نبايد انسانها برای سرنوشت ما تصميم بگيرند, بلکه حکم بايد حکم خدا باشد) . در اين وقت بود که شاخه ای از سبايي های منافق جدا شده و به همراه جمعی از مسمانان سپاه حضرت علی گروه خوارج را تشکيل دادند و از سپاه عراق جدا شدند به هر حال تصميم بر اين شد که دو نماينده هر کس را به عنوان خليفه برگزينند او بر مسند خلافت خواهد نشست و اگر بر عزل کسی اتفاق کردند آن شخص بايد کناره گيری کند ( عمرو عاص و ابوموسی توافق کردند که برای اين کار ماه رمضان در محلی به نام جندل به مذاکره بنشينند ودر اين مذاکره افرادی از قبايل مختلف عرب نيز حضور داشته باشند[2]. بالاخره وقت مذاکره فرا رسيد  عمرو عاص و ابو موسی توافق کرده بودند که هر دو امير(حضرت علی و معاويه) را عزل نمايند و فرد ديگری را به عنوان خليفه انتخاب کنند برای اعلام اين نظريه ابتدا ابوموسی لب به سخن گشود و اعلام کرد که من (علی ابن ابی طالب) را از خلافت عزل نمودم...

ابوموسی منتظر بود که عمرو عاص نيز همان کلمات را در مورد معاويه بگويد اما چنين نشد و عمروعاص اعلام کرد شما ديديد که ابوموسی علی را عزل کرد من نيز او را عزل می کنم و معاويه را به عنوان خليفه بر می گزينم...[3]. 
-------------------------------------------------------------------------------
[1]  سير اعلام النبلاء ج 2 ص 650.
[2] همان
[3] همانشکل گيری خوارج و جنگ نهروان

هنگامی که حضرت علی -رضی الله عنه- نيز آتش بس را پذيرفت و خواست که برادرکشی خاتمه يابد گروهی از جاهلان و ساده لوحان سپاه امير به تحريک منافقان و سبايي های مخفی شده در سپاه به مخالفت با اين امر برخاستند و بر حضرت امير اعتراض کردند که دين خدا را بازيچه قرار می دهيد. سپس سريعاً شعار (إِنْ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ) را سر دادند و به قول خودشان حکميت انسانها را درمورد دين خداوند گناه می دانستند. آری! منافقان تاب و تحمل سازش و صلح و آشتی بين مسلمانان را نداشتند و به همين جهت اختلاف به ايجاد اختلال درسپاه حضرت علی روی آوردند و توانستند با طرفندهايشان جمع زيادی را بر ضد حضرت امير بشورانند و از سپاه و لشکر حضرت علی -رضی الله عنه- خارج نمايند. حضرت علی  قضيه (حکميت) را پذيرفت و پس از آن به سوی کوفه برگشت قبل از ورود به کوفه حدود دوازده هزار نفر[1]  از لشکريانش از وی جدا شدند و به نشانه اعتراض به آن حضرت -رضی الله عنه- در مکانی به نام حروراء سکنی گزيدند[2].  (حضرت علی -رضی الله عنه- مفسر بزرگ قرآن را يعن