عنهما- روايت مي كند، رسول الله -صلی الله عليه وسلم- فرمود: 

((علم را مهار سازيد! پرسيدم: رمز مهار كردنش چيست؟ فرمود: نوشتن آن))[2].

 2- از ((انس)) -رضي الله عنه- منقول است، آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- فرمود: 

((قيدو العلم بالكتاب))! علم را به نوشتن مقيد سازيد! 
 3- ((رافع بن خديج)) -رضي الله عنه- مي گويد: به رسول الله -صلی الله عليه وسلم- عرض داشتم: يا رسول الله! ما از شما سخنان زيادي مي شنويم. آيا مي توانيم آنها را بنويسيم؟ فرمود: 

((اكتبوا و لاحرج))[3]. بنويسيد، حرجي نيست.

 4- يك نفر انصاري نزد رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- آمد و گفت: يا رسول الله! من از شما حديث مي شنوم و از آن بسيار خوشم مي آيد، اما فراموشش مي كنم. آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- فرمود: 

((استعن بيمينك))![4] از دست راستت كمك بگير. (راوي مي گويد رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- در اين هنگام با دست مباركش اشاره به نوشتن فرمود.) 

 5- در زمان فتح ((مكه)) رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- سخناني پيرامون حقوق متقابل انسانها و ساير موارد مهم ايراد فرمودند. يكي از اصحاب به نام ((ابوشاه يمني)) -رضي الله عنه- از آن حضرت درخواست نمود تا ارشادات آن روز را برايش بنويسند. آن حضرت اجابت نمود و خطاب به اصحاب -رضي الله عنهم- فرمود:
((اكتبوا لأبي شاه))![5] براي ابوشاه (خطبه ام را) بنويسيد! 

6- ((عبدالله بن عمرو)) -رضي الله عنهما- يك مرتبه به محضر رسول الله -صلی الله عليه وسلم- شتافت و عرض كرد: ((يا رسول الله! مي خواهم احاديث شما را روايت نمايم. براي همين قصد نموده ام به همراه يادداشت قلبي، از نوشتن هم كمك بگيريم، تا نظر شما چه باشد؟ رسول الله -صلی الله عليه وسلم- فرمود: ((اگر حديث من باشد، (ايرادي ندارد) پس به همراه قلب خود از دستت نيز كمك بگيرد)).
--------------------------------------------------------------------------------
[1] قبلاً نيز متذكر شديم كه در زمان پيامبر و صحابه و همچنين چندين قرن پس از آن، لفظ ((علم)) به حديث اطلاق مي شد.
[2] ابن عبدالبر، ((جامع بيان العلم))، ج: 1، ص: 73.
[3] ((تدريب الراوي))، ج:2، ص: 286.
[4] ((جامع ترمذي))، به روايت ابوهريره.
[5] ((صحيح بخاري)).نتيجه ي ارشادات پيامبر -صلی الله عليه وسلم-

جنب و جوش براي كتابت احاديث، بازتابي بود كه صدور جواز نوشتن احاديث، در ميان صحابه -رضي الله عنهم- ايجاد كرد؛ فعاليتي كه موجب گرد آمدن بسياري از احاديث در زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- گرديد. 

ديديم كه صحابه -رضي الله عنهم-، در اوان كار هم به اهميت و ضرورت ثبت و ضبط سخنان رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- واقف بودند و چون شرايط نوشتن چيز ديگري غير از ((قرآن)) تا آن زمان فراهم نشده بود، آن حضرت آنها را با نظر به مصالحي كه ذكر گرديد، از نوشتن احاديث بازداشت. 

اعلام جواز كتابت از مقام رسالت، سر آغازي گشت براي پياده كردن يكي ديگر از تدابير حمايتي و حفاظتي ((سنت)). اصحاب كه تا آن موقع از اين كار منع شده بودند، با صدور اجازه ي آن، مشتاقانه قلم را در راه خدمتي بزرگ به اسلام عزيز و حفظ و نگهداري تعاليم آن، بدست گرفتند و تحت رهنمودهاي پيامبر خدا -صلی الله عليه وسلم-، به نوشتن آموزشهاي روشنايي بخش ((سنت)) پرداختند.

 نمونه هاي زيادي از كتابت حديث در عهد رسالت وجود دارد كه مجموعاً نشان دهنده ي جايگاه ويژه ي ((كتابت حديث)) در نظر رسول الله -صلی الله عليه وسلم- و اصحاب وي مي باشد. حضرت ((عبدالله بن عمرو)) -رضي الله عنهما- مي گويد: ((يك روز در محضر نبي اكرم -صلی الله عليه وسلم- نشسته بوديم و هر چه ارشاد مي فرمود، مي نوشتيم.)) اين صحابي از گروه كساني بود كه هميشه سخنان پيامبر را كتباً يادداشت مي كردند. از مشورتی كه در اين باره با پيامبر -صلی الله عليه وسلم- نمود، معلوم مي گردد كه كارش به مشوره ي خود پيامبر بوده است. خودش مي گويد: ((من هر چه را كه از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- مي شنيدم، مي نوشتم تا نزد خود محفوظ نمايم. . .))

براي دريافت ميزان نفوذ كتابت حديث در زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- و عمل عمومي صحابه -رضي الله عنهم- در قبال آن، اثر ((عبدالله بن عمرو بن العاص)) -رضي الله عنهما-، مدرك خوبيست و مي توان گفت، روزنه اي است كه دورنماي كلي اين پديده از آن پيداست. او مي گويد: 

((اصحاب (كه من كوچكترينشان بودم،) نزد پيامبر -صلی الله عليه وسلم- حضور داشتند. فرمود: هر كه دانسته بر من دروغ بگويد، جايگاهش را از آتش بنا می سازد! وقتي از محضرش بيرون آمدند، به آنها گفتم: چطور مي توانيد از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- حديث بيان نماييد، در حالي كه شنيديد آنچه را كه فرمود؟ شما را مي بينم كه كاملاً مشغول روايت حديث مي شويد! از سوال تعجب انگیز من خنديدند و گفتند: اي برادرزاده ي! هر چه را كه شنيده ايم، نزد ما در كتاب محفوظ است))[1].

نكته ي مهم ديگري كه از اين روايت بر مي آيد، اين است كه نوشتن در دوران رسالت نه تنها رايج، بلكه موثرترين وسيله براي حفظ احاديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم- به حساب مي آمد؛ آن گونه كه صحابه -رضي الله عنهم- از موفقيت خويش در اين زمينه، مي خندند و كلمات تسلي آفرين به ((عبدالله بن عمرو)) مي گويند. 

از آنان كه در زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- احاديث را مي نوشتند، مي توان ((علي))، ((ابوهريره))، ((عبدالله بن عمرو))، ((ابي بن كعب))، ((انس)) و . . . را نام برد. (رضي الله عنهم اجمعين).
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((مجمع الزوائد))احاديثي كه به دستور پيامبر -صلی الله عليه وسلم- نوشته شده اند 

در زمان رسول خدا -صلی الله عليه وسلم-، دست مايه هايي از احاديث نوشته شده توسط اصحاب -رضي الله عنهم- پديد آمد. بسياري از اين نوشته ها طبق فرمان خود پيامبر و تحت نظارت دقيق وي املاء شده است. مشهورترين اين مكتوبات، بدين قرار مي باشند: 

 1- كتاب الصدقه: نامه اي بود مشتمل بر احكامي از قبيل زكات حيوانات و شرايط اداء و اخذ آن، كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- پس از فتح ((مكه)) به عنوان رهنمودي به سوي عاملين خويش در اطراف مملكت اسلامي ارسال فرمود. 

((كتاب الصداقه)) از مجموعه ي مكتوبي مي باشد كه پيامبر خدا -صلی الله عليه وسلم- شخصاً آن را به يكي از اصحاب، املاء نموده بود. اما، هنوز به مقصد مقرر نرسيده بود كه رسول الله -صلی الله عليه وسلم- وفات يافت. 

پس از آن حضرت -صلی الله عليه وسلم-، كتاب مزبور بدست ((ابوبكر صديق)) -رضي الله عنه- و بعد از وي، بدست ((عمر فاروق)) -رضي الله عنه- افتاد. بعد از شهادت ((عمر)) -رضي الله عنه-، نزد دو فرزندش، ((عبدالله)) و ((عبيدالله)) (رضي الله عنهما) ماند و از آنها به ((عمر بن عبدالعزيز)) رسيد و او آن را نقل نمود و سپس به ((سالم بن عبدالله)) (نوه ي ((عمر فاروق)) ) منتقل شد و امام ((ابن شهاب زهري)) از ((سالم)) حفظ نمود و براي ديگران قرائت كرد[1]. 

- وقتي كه حضرت ((ابوبكر)) -رضي الله عنه-، حضرت ((انس)) -رضي الله عنه- را به ((بحرين)) فرستاد، يك كتاب صدقه نوشت و به او سپرد. اقتباسات و مضامين مختصر آن در ((صحيح بخاري)) و غيره به تكرار مي آيد. در اين كتاب هم كم و بيش همان 