يان ((سنت)) به شمار مي رفت. لذا مسلمين با راحتي كامل، مسائل و احكام را فرا مي گرفتند و فقط براي اينكه آنها را فراموش نكنند و نيز در آتيه ذخيره هر چند كاملتري از آن در دست داشته باشند، در حفظ و صيانت  آن مي كوشيدند. بنابراين با مشكلاتي كه پس از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- با آنها مواجه شدند، آشنا نبودند. 

با اين همه، رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- در تلقين سنن و توصيه ي حفظ و عمل بر آن، لحظه اي خاموشي نداشت و در طي دوران رسالت خويش، اقداماتي به عمل آورد و دستوراتي صادر كرد، كه منجر به سازماندهي خاص ((سنت)) گرديد و بعدها پرتويي فرا راه مسلمين شد. اين اقدامات بدين قرار مي باشند: 

 1- بر صحابه وظيفه نهاد كه سخنانش را به ديگران برسانند، اگر چه يك سخن باشد.  ((بلغوا عني ولو آيه)):[1]  سخنان مرا به ديگران برسانيد، اگر چه يك جمله باشد. ((ارجعوا الي اهليكم فعلموهم)):[2] به اهل خويش باز گرديد و (گفته هايم) را به آنان ياد بدهيد.) 

 2- نه بر چند صحابه كه بر همه آنان ذمه ي تبليغ احاديث را گذاشت تا هر كس حاضر بوده است به غائبين گفته هاي وي را برساند. ((الا ليبلغ الشاهد الغائب. . .)):[3]  هان اي مردم! حاضرين به غائبين سخنانم را برسانند.) 

 3- درباره ي نقل و روايت به آنها سفارش فرمود كه سخنان وي را به واسطه ي اشخاصي به آيندگان تحويل دهند كه داراي فهم زياد باشند تا بدين وسيله مفهوم و حقيقت سخن باقي بماند  ((نضر الله امر اسمع منا حديثاً فحفظه حتي يبلغه غيره، فرب حامل فقه الي من هو افقه منه و رب حامل فقه ليس بفقيه)):[4] شاداب گرداند خداوند مردي را كه حديثي از ما مي شنود و آن را حفظ مي كند تا به ديگران برساند. چه بسيارند دانشمنداني كه دانش را به دانشمندتر از خويش حمل مي كنند و چه بسيارند حمل كنندگان دانش كه دانشمند نيستند.)

 4- از دروغ پردازي به عمد و نسبت دادن آن به وي، به شدت منع فرمود: ((من كذب علي متعمداً فليتبوا مقعده من النار)): هر كه به عمد سخن دروغي را به من نسبت دهد، جايگاهش را در جهنم بسازد. يعني آن كار را براي به جهنم رفتن خود مي كند.) 

 5- از اين نيز شديداً منع فرمود كه، سخنانش پوشيده نگهداشته شوند. آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- كتمان علم را يك گناه بزرگ فرمود. ((من سئل عن علم ثم كتمه الجم يوم القيامه بلجام من نار)):[5] هر كه درباره ي علمي كه مي داند سوال شود و او جواب ندهد، در قيامت لگامي از آتش بر دهانش مي زنند.) 

 6- به بعضي از صحابه بنا به درخواستشان، اجازه ي نوشتن احاديث را صادر فرمود تا آنها را ياد كنند و بتوانند به آيندگان تحويل دهند. ((اكتبوا ولا حرج)): بنويسيد، هيچ مانعي براي شما وجود ندارد.) 

 7- براي زنان، تعليم مستقل جاري فرمود تا در ميان آنان نيز سلسله ي نقل و روايت حديث جاري گردد. (تاريخ گواه است كه، ام المومنين حضرت ((عايشه)) -رضي الله عنها-، چقدر روايات به یاد داشته است و با چه محنت هايي اين ذخيره ي علم را به آينده سپرد.) [6]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((صحيح بخاري))، به روايت عبدالله بن عمر.
[2] ((سنن ترمذي))، به روايت مالك بن حويرث.
[3] ((صحيح بخاري))، به روايت ابوبكره.
[4] ((سنن ترمذي))، به روايت ابوهريره.
[5] ((سنن ترمذي))، به روايت ابن مسعود.
[6] خالد محمود، ((آثار الحديث))، ج1، ص: 324-323.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:23.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:24.txt">كوشش در حفظ اهميت سنت</a><a class="text" href="w:text:25.txt">شيوه ابوبكر-رض- در حل درگيری ها </a><a class="text" href="w:text:26.txt">خدمات ارزنده ي ابوبكر صديق -رض- برای حفظ سنت</a><a class="text" href="w:text:27.txt">تعداد مرويات حضرت ابوبكر صديق -رض- </a></body></html>((سنت)) در عهد خلافت صديقي

آغاز نخستين ايام خلافت ((ابوبكر صديق)) -رضي الله عنه-، مصادف با بروز بزرگترين فتنه ي تاريخ اسلام _ فتنه ي ارتداد _ گرديد. و اين پيشامد، موجب ظهور بسياري از اغتشاشات در داخل مملكت گرديد و اگر قاطعيت قابل تحسين ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- نبود، خطري كه هر آن انتظار مي رفت، تمام اركان اسلام را تحت الشعاع خويش قرار دهد، مسلمين را در كام خويش فرو مي برد و موجد تشنج شديد در ميان آنان مي شد. و بي گمان ((سنت)) هم به عنوان يكي از رموز جاودانگي اسلام، دستخوش جزر و مدهاي نامطلوبي قرار مي گرفت. 

اقدام جوانمردانه و پر صلابت خليفه ي اول موجب شد، اين پديده ي مرگبار در آغاز جست و خيزهايش، سركوب شود و دامنه اش براي هميشه از ((شبه جزيره ي عرب)) بر چيده گردد. و آرامشي قبلي در ميان مسلمين و اركان اسلام، رو نمايد. 

مي دانيم كه، طول مدت خلافت ((ابوبكر صديق)) -رضي الله عنه-، از 2 سال و 3 ماه[1] تجاوز  نكرد؛ اما در اين دوران کوتاه با پشتكار حيرت انگيز، خدماتي به جامعه ي اسلام نمود كه طولي به درازاي ابد دارند و تا دنيا برقرار است، مسلمين سايه ي آرام بخش آن را بر سر خويش خواهند داشت. حفظ و صيانت ((سنت)) از زمره ي خدمات ارزنده ي او به شمار مي آيد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] سيوطي در ((تاريخ الخلفاء))، / ص: 86، مدت خلافت ((ابوبكر)) را به نقل از ((حاكم))، 2 سال و هفت ماه ذكر كرده است، اما صحيحترين قول را همان گفته اند كه در متن نوشته ايم.كوشش در حفظ اهميت سنت

((بناي دين ما بر نقل[1] است. نه عقل)). اين سخن مشهور از خليفه اول مسلمين است و از آن به خوبي مي توان به جايگاه و اهميت ويژه ي ((سنت)) در نزد او پي برد و ناخوانده مي توان حدس زد كه در امر حفظ اين پايه ي بزرگ دين چقدر دقيق و كوشا بوده است. 

از آنجايي كه ((قرآن))، در ميان مسلمين يك نوع تجسم مستحكم خارجي و هويتي مشخص و بلامنازع يافته بود، با تهديد قابل ملاحظه اي روبرو نبود، ولي ((سنت)) بنابر ظرافت خاص و پراكندگي نگران كننده اش در مصاحف مختلف و اذهان مردم، وضعيت حساستري داشت و اين امر باعث شده بود، خليفه ي اول توجهي خاص به آن داشته و اهميت آن را همان گونه كه در زمان پيامبر اكرم -صلی الله عليه وسلم- بود، در سطح زندگي مردم و در قلوب آنان، برقرار دارد. براي اين كار، قبل از هر چيز آن را در كارهاي خود كه به عنوان مقتدا و اسوه ي عملي مسلمين انجام مي داد، به همان كيفيت عهد رسالت، پياده مي كرد. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((نقل)) عبارت است از آيه هاي قرآني و احاديث پيامبر -صلي الله عليه وسلم- كه شفاعاً و كتباً، نسل اندر نسل به ديگران منتقل مي شوندشيوه ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- در حل درگيری ها 

برجسته ترين نمونه ي حمايت ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- از ((سنت)) را مي توان از شيوه ي تمسك او به ((سنت)) در حل منازعات و خصومات، ارائه داد: 

((وقتي كه خصمی نزد ((ابوبكر)) مي آمد، قبل از هر چيز به كتاب (قرآن) مراجعه مي كرد. اگر مساله را در آن مي يافت، طبق آن قضاوت مي كرد. در صورتي كه آن را در كتاب الله نمي ديد، متوسل به ((سنت)) مي شد؛ اگر خودش در آن مورد حديثي از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- مي دانست، به مقتضاي آن فيصله مي كرد، اما اگر برايش مشكل مي شد، از مسلمين سوال مي كرد و مي گفت: چنين مساله اي برايم پيش آمده؛ آيا كس