ِيتُ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّهٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ) (التوبة:83) ( و پس آنوقت كه خدا تو را پیروز از جنگ برگرداند بسوی گروهی از ایشان پس از تو برای بیرون رفتن به قصد جهاد اجازه می طلبند در جواب این مردم بگو هرگز با من بیرون نخواهید شد و هرگز بامن دشمنی جنگ نخواهید كرد شما بدرستیكه در اول راضی به نشستن شدید پس بنشینید با پس ماندگان! » در این جا خدا با كلمه (لن) واضع میكند كه منافقان هرگز جهاد نخواهند كرد. در حالیكه صحابه در جنگها حاضر بودند و اصولأ پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) غیر از صحابه كسی دیگر را نداشت كه به همرایش به نبرد بروند.آیا این آیه برای بیدار كردن ما كافی نیست؟ 
3ـ اگر بگوییم كه یاران پیامبر همگی در زمان حیات پیامبر منافق بودند پس نتیجه این می شود كه خداوند (جل جلاله ) در اراده اش موفق نشد زیرا یكی از اهداف بعثت پیامبر این بود كه نفوس مردم هم عصر خود را پاك كند.(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَهَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ) (الجمعه:2) (او خداست كه در میان بیسوادان پیامبری از بین خودشان برانگیخت تا آیاتش را برای آنها بخواند و پاكشان كند و كتاب و حكمت را به آنها یاد دهد و بدرستی كه قبل از آن در گمراهی آشكار بودند ) با حرف تشیع پاك نكرد. اینكه ما بگوئیم از میان هزاران نفری كه در مدرسه محمدی درس خواندند فقط 4 تا 12 نفر موفق شدند توهین به حضرت محمد(ص) است این حرف این معنى را دارد كه از زن پیامبر گرفته تا دوست صمیمی ایشان جملگی منافق بودند یعنی آن حضرت در دریای از نفاق كه حول ایشان را گرفته بود می زیستند و اقدامی نمی كردند این تهمتی بس بزرگ بر رسول خداست درست آن است كه بگوییم ( منافقین یك عده محدود بودند و حكومت اسلامی در قلمرو عربستان رواج پیدا كرد و مسلمانها خلیفه الارض شدند ) یك عیب بزرگ عالمان شیعه این است كه باقیاس كردن امر را برمردم مشتبه می كنند مثلأ وقتی به آنها بگویید چرا دور قبر حسین (رضی الله عنه) طواف می كنند؟ می گویند شما چرا دور كعبه طواف می كنید؟ می پرسیم: ( چطور مهدی درگهواره حرف زد و..12 سال عمر كرد؟) می گویند : ( چطور ندارد همانطوریكه عیسی (علیه الصلاه والسلام) درگهواره حرف زده و نوح (علیه السلام) 960 سال عمركرد ) همینطور در جواب اینكه چطور می شود از زن تا پدر زن از نزدیكترین دوست تا خویشاوند پیامبر همه منافق باشند میگویند ( چطور ندارد همانطور كه پسر نوح و زن لوط  و نوح  كافر بودند ) این جوابهای سفسطه آمیزنباید كسی را گمراه كند درجوابشان می گوییم : « ولی پسر و زن نوح به عذاب الهی گرفتار شدند و درحالیكه همانهای كه شما آنها را همراهان بد طینت پیامبر میدانید پس از او خلیفه شدند نوح (علیه الصلاه والسلام) به امر خدا (جل جلاله) از زنش دوری كرد لوط (علیه الصلاه والسلام) به امرخدا(جل جلاله) زنش را شبانه در خانه رها كرد تا دچار عذاب شود اما محمد (علیه الصلاه والسلام) ابوبكر را همرایش به غار ثور برد وقت مرگ سرش برسینه عایشه بود و پدرش را پیشنماز مردم كرد آری محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) تا آخرین لحظه اصحاب خود را رها نكرد و فرق در اینجاست اگر كس ادعا كند كه چون زن لوط (علیه الصلاه والسلام) كافر بود پس زن محمد(علیه الصلاه والسلام) هم است اگر همین دلیل باشد پس زن شما نیز كافر است اگر نوح ...1 سال عمر كرد پس هر كس بتواند چنین عمری كند بنابراین من هم میتوانم بگویم هزار سال عمر می كنم. این حرف ها به هذیان بیشتر شباهت دارد تا دلایل علمی.
4ـ از همه بالاتر اگر ما بپذیریم كه اصحاب پیش از رحلت رسول خدا منافق بودند پس باید قرآن را انكار كنیم درجای جای كتاب خدا صحابه مدح شده اند و ما بعضی از آیات را  شاهد میاوریم:
سوره فتح پس از صلح حدیبیه و 5 سال قبل از وفات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شد در صلح حدیبیه پیمان صلحی بین مسلمانان و كفار بسته شد و خداوند(جل جلاله) پس از آن درباره حضرت محمد این آیه را نازل كرد. (لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُسْتَقِيماًوينصرك الله نصرأ عزيزا) سورة الفتح آية 2ـ3 (تا بیامرزد خداوند برایت گناهان سابق و آینده ات را انعامش را بر تو تمام كند و براه راست هدایتت نماید و تا خدا ترا یاری و نصرت كند نصرت قوی و باشوكت).پس مسلمانان جلو آمدند وگفتند:(مبارك باشد یا رسول خدا. الله (جل جلاله) مشخص فرمود كه با تو در روز واپسین چه خواهد كرد یا رسول الله با ما چه خواهد كرد؟ )واین آیات نازل شد:(هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَهَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً ليدخل المؤمنين والمؤمنت جنت تجرى من تحت الانهر خلدين فيها و يكفر عنهم سيئاتهم وكان ذلك عندالله فوزأ عظيما ) سورة الفتح آية 4ـ5 (او آن خدایست كه فرود آورد آرمش و اطمینان را در دلهای مومنان تا ایمان سابق شان با ایمانی تازه زیادتر شود و برای خداست لشكر های آسمانها و زمین و خداوند دانای باحكمت است و عاقبت نزول این آرامش آنست كه خداوند درآرد مردان و زنان مومن را در بهشت های كه در آن رود ها جاریست و جاودان در آن باشند و بدیهایشان را از آنها زایل كند و این در نزد خدا یك پیروزی و رستگاری بزرگ برای مومنان است ) 
این ماجراكه ذكرش رفت را حضرت انس بن مالك نقل فرمود و در كتب مسلم و بخاری به ثبت رسیده است شاید اینجا برادری اعتراض كند و بگوید: ( ای برادر اگر ما انس بن مالك ترا قبول داشتیم و یا بخاری و یا مسلم را دیگر چه نیازی بود كه تواین كتاب را بنویسی؟ ) راست هم می گویند قرار نیست كه در بحث ما از چیز های مشتركی كه هر دو قبول داریم یعنی قرآن وعقل خارج شویم پس دوباره به قرآن رجوع می كنیم تا ببینیم چطور درهمین سوره فتح درچند آیه پایین تر خداوند (جل جلاله) رضایت خود را از مؤمنانی كه در زیردرخت با رسولش بیعت كرده اند اعلام میدارد. (لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَهَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً) (الفتح:18)  بدرستیكه الله از مؤمنان خشنود شد آن وقتیكه بیعت میكردند با تو زیردرخت پس دانست آنچه كه دردل ایشان است و پس فرود آورد آرامش را بردل ایشان و پاداش داد ایشان را به پیروزی نزدیك » خوب این قرآن جلوی ما است و ما عقل هم داریم بلاخره باید مشخص كنیم این افراد كه زیر درخت با پیامبر خدا بیعت كرده اند و خدا از آنها راضی شد چه كسانی بودند؟ در كتب تاریخی اهل تشیع هم ذكر است كه: ( وقتی حضرت عثمان تشریف برد به مكه تا با مكیان مذاكره كند و راه را بمن