ست و حرام است، او محدث بزرگی از علمای ماست»!!(4) .
پس به اين تناقض بنگر!!
-----------------------------------------------------------------------------------
1) فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب رب الأرباب ص 211.
2) مشارق الشموس الدریة ص 126.
3) الدرر النجفیة یوسف البحرانی؛ مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث ص 298.
4) ثم ابصرت الحقیقة ص 294.(164) خداوند متعال می‌فرماید: ﴿اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکُم مِّن رَّبِّکُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَکَّرُونَ﴾. (الأعراف: 3).
«از چیزی پیروی کنید که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده است، و جز خدا از اولیاء و سرپرستان دیگری پیروی مکنید».
در این آیه به صراحت بیان شده که جز از پیامبر از کسی نباید پیروی کرد، و امامت برای آن است که امام فرمان‌های الهی که به ما رسیده را اجرا کند، نه اینکه دین جدیدی برای مردم بیاورد و به گونة دینی که پیامبر آورده و مردم آن را شناخته‌اند نباشد، و علی (رض) وقتی به این فراخوانده شد که بیا تا قرآن بین ما داوری کند، او پذیرفت و گفت که داور قرار دادن قرآن حق و لازم است، اگر علی درست گفته پس او همان چیزی را گفته که ما به آن معتقدیم، و اگر سخن نادرستی گفته، بدانید که علی سخن نادرست نمی‌گوید، و اگر روی آوردن به قرآن و داور قرار دادن قرآن در حضور امام جایز نمی‌بود علی می‌گفت: چگونه می‌خواهید که قرآن بین من و شما داوری کند و حال آن که من امام هستم و سخنان پیامبر را به شما می‌رسانم؟ اگر شیعیان بگویند وقتی پیامبر (ص) وفات یافت باید امامی باشد که دین را به مردم برساند. می‌گوییم این سخن باطل و ادعای بدون دلیلی است، و آنچه اهل زمین به آن احتیاج دارند این است که سخنان پیامبر (ص) به آنها برسد، و آنان که در حضور پیامبر هستند و آنان که حضور ندارند و کسانی که بعد از پیامبر می‌آیند همه به صورت یکسان به بیان و توضیح پیامبر (ص) نیاز دارند چون پیامبر (ص) اگر سخنی نگوید و توضیحی ندهد امری از امور دین روشن نمی‌شود. پس منظور از پیامبر سخن جاودان اوست که باید به همه اهل زمین رسانده شود. و همچنین اگر طبق گفته آنها همیشه و همواره باید امامی باشد، پس آنها در مورد کسانی که در گوشه و کنارة جهان از امام دور هستند و آن را ندیده‌اند چه می‌گویند؛ زیرا همه مردم جهان زن، مرد، فقیر، ضعیف، مریض و کسی که مشغول کار و زندگی‌اش هست نمی‌توانند امام را ببینند، پس باید سخنان امام به آنها رسانده شود، و وقتی رساندن سخنان امام ضروری است، رساندن سخنان پیامبر اولی است و باید قبل از دیگران از او اطاعت کرد، و آنها نمی‌توانند به این پاسخ دهند(1).
---------------------------------------------------------------------------------
1) الفصل فی الملل والأهواء والنّحل  4/159-160.(165) شیعیان روایات ثابت و صحیحی دارند که مجموعه‌ای از دروغگویانی را که دین شیعه براساس و پایة روایت‌های آنان استوار است مذمت و لعنت می‌کنند و هر فرد را به طور مشخص لعنت و مذمت وارد شده دربارة آنها را نمی‌پذیرند چون اگر آن را قبول کنند جزو اهل سنت خواهند شد بنابراین برای رویارویی با این مذمت به تقیه پناه برده‌اند، یعنی آنها زیرکانه سخن امام را رد می‌کنند، و وقتی که در مذهب شیعه منکر سخن امام کافر است، پس بنابراین آنها از دین کاملاً بیرون می‌آیند! 
محمدرضا مظفر یکی از علما و آیات معاصرشان اعتراف کرده که بیشتر راویانشان از سوی ائمه مذمت شده‌اند، و کتابهای شیعه این را نقل کرده‌اند؛ و در مورد مذمت وارد شده دربارة هشام بن سالم الجوالیقی می‌گوید: «و طعنه‌های زیادی در مورد او وارد شده است، چنان که بزرگانی از یاوران اهل بیت و اصحاب مورد اعتمادشان مورد مذمت و طعنه قرار گرفته‌اند، و پاسخ این است که این‌ها به صورت کلی گفته شده‌اند»(1)  یعنی از روی تقیه گفته شده است، سپس می‌گوید: «و چگونه می‌توان چنان افراد بزرگی را عیب‌جویی کرد؟ و آیا دین حق و امر اهل بیت جز با دلایل قاطع آنها با چیزی دیگر بر پا شده است؟»(2) .
بنگرید به تعصب که با آدمی چه می‌کند! شیعیان از کسانی دفاع می‌کنند که امامان اهل بیت آنان را مذمت کرده‌اند و نصوص روایت شده از علمای اهل بیت را که متضمن طعن و تبری از این افراد است، انکار می‌نمایند، روایاتی که کتابهای شیعه آن را نقل کرده‌اند. گوئی این متعصبان با انکار آن روایات، اهل بیت (رض) را تکذیب و سخن آن بزهکران را تصدیق می‌کنند با این گمان که امامان آن مذمت‌ها را در حال تقیه فرموده‌اند. این متعصبان با این کار اقوال امامان را که مطابق دیدگاه عموم مسلمانان نیز می‌باشد، نمی‌پذیرند و پشت سر راه دشمنانشان به راه افتاده‌اند؛ سخن آنها را تأیید می‌کنند و برای رد اقوال امامان به تقیه تمسک می‌ورزند.
------------------------------------------------------------------------------------
1) الامام الصادق، محمد الحسین المظفر ص 178.
2) منبع سابق.(166) به تواتر ثابت شده و همه می‌دانند که ابوبکر و عمر و عثمان (رض) از افراد بسیار نزدیک به پیامبر و از بزرگترین همراهان و یاران او بوده‌اند، و پیامبر داماد ابوبکر و عمر، و عثمان داماد پیامبر بوده است، و ایشان (ص) آنها را دوست می‌داشت و می‌ستود، پس آنها یا در حیات پیامبر و بعد از حیات او مسلمان کامل و واقعی بوده‌اند، و یا اینکه در حیات او یا بعد از وفاتش اسلام و ایمان آنها رنگ باخته است. اگر آنها با آن که چنان با پیامبر نزدیک بودند مسلمان واقعی نبوده‌اند پس پیامبر (ص) آنها را نمی‌شناخته است و یا اینکه از وضعیت آنها آگاه بوده اما با آنها سازش کرده است، و هر یک از این دو فرضیه توهین بزرگی به پیامبر (ص) است، چنان که گفته‌اند: 
فإن كنت لا تدري فتلك مصيبة
		وإن كنت تدري فالمصيبة أعظم

«اگر نمی‌دانی این یک مصیبت است
    و اگر می‌دانی پس مصیبت بزرگتری است».
و اگر آنها بعد از استقامت و راستی منحرف شده‌اند پس پیامبر در تربیت خواص امت خود و بزرگان اصحابش شکست خورده و موفق نشده است، و کسی که خداوند به او وعده داده است که دین او را بر همه ادیان غالب و چیره خواهد کرد، پس چگونه بزرگان اصحابش او مرتد بوده‌اند؟ این باور و دیدگاه شیعه بزرگترین توهین به پیامبر (ص) است. چنان که ابوزرعه رازی می‌گوید: «اینها می‌خواهند به پیامبر (ص) طعنه بزنند، تا دشمن بگوید که پیامبر مرد بدی بود، و یاران بدی داشته است و اگر مرد صالح و شایسته‌ای می‌بود دوستان و یارانش افراد شایسته‌ای می‌بودند».(167) شیعیان می‌گویند که امامت واجب است؛ چون امام جانشین پیامبر است که شریعت اسلامی را حفاظت می‌نماید و مسلمان‌ها را به راه درست سوق می‌دهد و احکام را از اضافه و کم شدن پاسداری می‌کند»(1) ، و می‌گویند که: امام باید از سوی خدا تعیین و منصوب شود، و چون جهان به او نیاز دارد باید چنین شود بنابراین تعیین و نصب امام واجب است .....»(2) ، و می‌گویند: که امامت برای آن واجب است که لطفی است از الطاف الهی .... چون مردم وقتی رهبر و راهنمایی داشته باشند ستمگر را از ستم کردن 