یان می‌گوییم که شما به گفته خودتان روایاتی را که از طریق ائمه اهل بیت به شما رسیده قبول می‌کنید، و معلوم است که از ائمه اهل بیت جز علی بن ابی طالب (رض) كه مميز بود کسی پیامبر (ص) را ندیده است، آیا این علي (رض) می‌توانند همه سنّت پیامبر (ص) را برای نسل‌های بعد از خود نقل کند؟! چگونه چنین چیزی ممکن است و حال آن که پیامبر (ص) گاهی علی را در مدینه به عنوان جانشین خود می‌گذاشت و می‌رفت و گاهی او را به جایی می‌فرستاد چنان که خود شما این را قبول دارید؟! پس علی همیشه با پیامبر (ص) همراه نبوده است. 
و همچنین علي چگونه می‌تواند حالات پیامبر (ص) را در خانه‌اش و آنچه که فقط زنان پیامبر آن را نقل کرده‌اند نقل کنند؟!
پس علي (رض) به تنهايى نمی‌تواند تمامي سنت رسول الله (ص) را براي شما نقل كند.(147) همچنین به شیعه می‌گوییم که ما می‌بینیم که علم و دانش پیامبر به بیشتر شهرها و مناطق اسلامی از طریق کسانی دیگر غیر از علی (رض) رسیده است و بیشتر کسانی که احادیث و گفته‌های پیامبر (ص) را به مردم رسانده‌اند از اهل بیت او نبوده‌اند! پیامبر (ص) أسعد بن زراره را به مدینه فرستاد تا مردم را به اسلام دعوت دهد، و به انصار قرآن بیاموزد و تعالیم دین را به آنها یاد دهد، و علاء بن حضرمی را برای چنین کاری به بحرین فرستاد، و معاذ و ابو موسی را به یمن فرستاد، و عتاب بن أسید را به مکه فرستاد؛ پس کجاست ادّعای شیعه که می‌گویند که از پیامبر (ص) جز علي و يا مردى از اهل بیتش گفته‌ها و احادیث او را نقل نمی‌کند؟!(148) همچنین شیعیان در کتابهایشان اعتراف می‌کنند که علم حلال و حرام و مناسک حج به آنها جز از طریق ابی جعفر باقر نرسیده است. یعنی در این مورد از علی (رض) چیزی به آنها نرسیده است! کتابهای شیعه می‌گویند: «شیعیان قبل از ابو جعفر (ع) مناسک حج و حلال و حرام خود را نمی‌دانستند، تا اینکه ابو جعفر (ع) آمد و مناسک حج و حلال و حرامشان را برای آنها بیان کرد و مردم دیگر به او نیاز داشتند بعد از آن قبلاً در احکام و عبادات به دیگر مردم نیازمند بودند(1) .
پس شيعه چگونه قبل از باقر عبادشتان را انجام می‌دادند؟!
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول الکافی 2/20 و تفسیر العیاشی 1/252-253 والبرهان 1/386 ورجال الکشی ص 425.(149) شیعیان چیزهایی ضد و نقیضی می‌گویند و کسی که به گفته خودش می‌گوید مهدی منتظرشان را دیده است را عادل و راستگو می‌دانند؛ و شیخ آنها مامقانی می‌گوید: «اگر کسی به دیدن حجت – عجل الله فرجه وجعلنا من کل مکروه فداه – بعد از غیبتش مشرف شود، ما از این دلیل می‌گیریم که آن فرد در بالاترین حد عدالت و راستی قرار دارد»(1) .
به آنها می‌گوییم چرا شما دربارة کسی که پیامبر (ص) را دیده است چنین حکم نمی‌کنید؟! و حال آن که پیامبر از حجت شما اولی‌تر و بزرگتر است.
-------------------------------------------------------------------------------
1) تنقیح المقال 1/211.(150) شیعه روایت کسی که امامی از ائمه‌اشان را قبول نداشته باشد رد می‌کنند و روایات اصحاب را به همین خاطر قبول نمی‌کنند، اما با پیشینیان شیعه‌اشان که امامت بعضی از ائمه را قبول نکرده‌اند اینگونه رفتار نمی‌کنند! و شیخ شیعه حرّ عاملی می‌گوید که شیعه امامیه به روایات فطحیه(1)  و روایات واقفیه(2)  و روایات ناووسیه(3)  عمل می‌کنند، و همه این سه گروه امامت بعضی از ائمه شیعه اثناعشری را قبول ندارند اما با وجود این شیعه راویانشان را ثقه و مورد(4)  اعتماد قرار می‌دهند اما با اصحاب پیامبر (ص) چنین نمی‌کنند!
------------------------------------------------------------------------------
1) الفطحية: پیروان عبدالله بن الأفطع بن جعفر الصادق هستند.
2) الواقفية: کسانی هستند که بر موسی بن جعفر توقف کرده‌اند و بعد از او کسی را امام قرار نداده‌اند.
3) الناووسية: آنها پیروان مردی هستند که به او ناووس یا ابن ناووس گفته می‌شد. و این فرقه می‌گویند که جعفر بن محمد نمرده است و مهدی اوست.
4) به عنوان مثال نگاه کنید: رجال الکشی صفحه‌های 563-565-570 -597 -612-616-615.(11) خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ(155) الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ(156) أُولَئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ(157)﴾. (البقره: 155 ـ157).
«و مژده بده به برد باران آن کسانی که هنگامی که بلائی بدانان می‌رسد، می‌گویند ما از آنِ خدائیم و به وی او باز می‌گردیم آنان (همان بردباران با ایمانی هستند که) الطاف و رحمت و احسان و مغفرت خدایشان شامل حال آنان می‌گردد و مسلّماً ایشان از راهیافتگان هستند».
و می‌فرماید: ﴿وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ﴾. (البقره: 177).
«و آنان که در برابر فقر و بیماری (و زیان و ضررها) و به هنگام نبرد شیکبایند».
و در نهج البلاغه آمده است: «وقال علي (رض) بعد وفاة النبي (ص) مخاطبا إياه (ص): لولا أنك نهيت عن الجزع وأمرت بالصبر لأنفدنا عليك ماء الشؤون». «علی بعد از وفات پیامبر (ص) خطاب به پیامبر فرمود: اگر از بی‌قراری و بی‌تابی نهی نمی‌کردی و به بردباری فرمان نمی‌داد چنان برایت اشک می‌ریختيم که اشک چشمانمان تمام می‌شد»(1) .
و همچنین در نهج البلاغه آمده است که علی (ع) گفت: «أن علياً (ع) قال: من ضرب يده عند مصيبة على فخذه فقد حبط عمله». هر کسی به هنگام مصیبت و بلایی دستش را بر رانش بزند و تأسف بخورد، عمل او نابود گردیده است(2) .
و حسین در کربلاء چنان که صاحب منتهی الامال نقل کرده به خواهرش زینب گفت(3) : «يا أختي، أحلفك بالله عليك أن تحافظي على هذا الحلف، إذا قتلت فلا تشقي عليّ الجيب، ولا تخمشي وجهك بأظفارك، ولا تنادي بالويل والثبور على شهادتي».
«خواهرم تو را به خدا سوگند می‌دهم که وقتی من کشته شدم گریبانت را پاره مکن، و چهره‌ات را با ناخن‌هایت خونین مکن، و به خاطر شهادت من فریاد واویلا سر مده».
و ابو جعفر قمی نقل که امیر المؤمنین به یارانش گفت: «لا تلبسوا سواداً فإنَّه لباس فرعون». «لباس سیاه نپوشید زیرا لباس سیاه لباس فرعون است»(4) . و در تفسیر الصافی در تفسیر آیه: ﴿وَلَا يَعْصِينَکَ فِي مَعْرُوفٍ﴾. (الممتحنه: 12).
آمده است که پیامبر با زنان بیعت کرد مبنی بر اینکه (به هنگام مصیبت) سیاه نپوشند و گریبانشان را پاره نکنند و فریاد واویلا سر ندهند.
و در فروع الکافی الکلینی آمده است: که پیامبر (ص) فاطمه را وصیت نمود و به او گفت: «إذا أنا مت فلا تخمشي وجهاً ولا ترخي عليّ شعراً ولا تنادي بالويل ولا تقيمي عليَّ نائحة».
«وقتی من مُردم چهره‌ات را خونین مکن، موهایت را ژولیده و آویزان مکن، و فریاد واویلا سر مده، و زن نوحه‌سرایی را برای نوحه‌سرایی برای من مقرر مکن»(5) .
و شیخ شیعه محمد بن حسین بن بابویه قمی که نزد آنها ملقب به صدوق است می‌گوید: (از جمله گفته‌های پیامبر (ص) که پیش از او کسی آن را نگفته است این است می‌گوید: «النياحة من عم