سان‌ قرار گرفته‌ است‌»(1). 
1ـ از نظر وراثت‌؛ آنچه‌ از خوبي‌هاي‌ عالم‌ و حسنات‌ و نيكي‌هاي‌ اخلاقي‌ و رفتاري‌ كه‌ در انبياي‌ گذشته‌ بوده‌اند، تماماً در وجود نازنين‌ پيامبر اعظم‌ (ص) جمع‌ بودند، پس‌ پدرش‌ محمد رسول‌ الله (ص) همان‌ شخصيّتي‌ كه‌ قرآن‌ از اخلاق‌ نيكويش‌ به‌ تعجب‌ آمده‌: ﴿وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾ [قلم / 4] «و تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى!».
و امّا مادر، كدام‌ مادر؟ مادري‌ فداكار و دلسوز مانند خديجه‌ل كه‌ حلم‌، حيا، مروّت‌، پاكي‌ و عفّت‌، حكمت‌ و ادب‌ و حُسن‌ اخلاق‌ جزو سرشتش‌ بودند. پس‌ فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ خُلق‌ و خو را از چنين‌ پدر و مادري‌ به‌ ارث‌ برده‌ است‌.
امّا محيط‌ و آموزش‌؛ فاطمه(رض)در بزرگ‌ترين‌ و پاك‌ترين‌ منازل‌ كائنات‌ ديده‌ به‌ جهان‌ گشود، منزل‌ همان‌ محبوبي‌ كه‌ پروردگار آن‌ را از ايمان‌، اخلاص‌ و بركت‌ مملوّ گردانيد، بر سفره‌ي‌ تقوي‌ و پاكي‌ چشم‌ گشود، نزد پرهيزكارترين‌ پرهيزكاران‌ در ميان‌ ذكر و تسبيحاتي‌ كه‌ از زبان‌ پدر و مادرش‌ مي‌شنيد.
پس‌ او در جايي‌ رشد كرد كه‌ شاهد نزول‌ وحي‌ بر پدرش‌ بود، و با گوش‌هايش‌ آيات‌ خدا را از رسول‌ الله (ص) مي‌شنيد، بر اثر همين‌ شيوه‌ي‌ تربيتي‌ و محل‌ رشد و نموّ، عقل‌ و قلب‌ و درونش‌ از نفحات‌ جان‌فزاي‌ ربّاني‌ لبريز گشت‌، و اين‌ وراثت‌، آموزش‌ و محيط‌ خانه‌، تأثير به‌ سزايي‌ در تكوين‌ شخصيّت‌ اين‌ نادره‌ي‌ زمان‌ داشته‌ است‌.
فاطمه‌ از معلّم‌ و مربي‌اي‌ ماننده‌ پيامبر (ص) بهره‌ برد همچنان‌ كه‌ از تعليمات‌ مادر ايثارگر و مهربانش‌ سجاياي‌ اخلاقي‌ و صفات‌ پسنديده‌ را آموخت‌.
او در ميان‌ اخلاق‌ كريمانه‌ و بلند پدر و مادرش‌ رشد كرد، همان‌ پدري‌ كه‌ شيوه‌ و روش‌ زندگاني‌اش‌ براي‌ جهانيان‌ به‌ عنوان‌ برترين‌ الگو معرفي‌ شده‌ است‌.
(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا)	 [احزاب‌ /‌ 21].
«سرمشق‌ و الگوي‌ زيبايي‌ در (شيوه‌ي‌ پندار و گفتار و كردار) پيغمبر خدا براي‌ شما است‌. براي‌ كساني‌ كه‌ (داراي‌ سه‌ ويژگي‌ باشند:) اميد به‌ خدا داشته‌، و جوياي‌ قيامت‌ باشند، و خداي‌ را بسيار ياد كنند».
به‌ همين‌ علّت‌ فاطمه‌ل در عفّت‌ كامل‌، عزّت‌ نفس‌، خيرخواهي‌ و نيز بر حُسن‌ خلق‌ رُشد كرد و اينها از تعاليم‌ پدر دلسوزش‌ كه‌ پيامبر امت‌، و رسول‌ رحمت‌، بهترين‌ مرشد و بزرگ‌ترين‌ مربي‌ و هدايت‌ كننده‌ به‌ سوي‌ راه‌ راست‌ بود، مي‌باشد (2). 
------------------------------------------------------------
1) پژوهش‌ پيرامون‌ زندگي‌ حضرت‌ علي‌ (رض): ص‌ 17. 
2) نساء حول‌ الرسول : ص‌ 421.فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ از جانب‌ پدر و مادرش‌ از محبّت‌ فراوان‌ و ويژه‌اي‌ برخوردار بود، همچنين‌ محبّت‌ خواهرانش‌ به‌ خصوص‌ زينب‌ ـ رضي‌الله عنهاـ كه‌ او را راهنمايي‌ مي‌نمود، به‌ او لطف‌ و محبّت‌ مي‌كرد و با او به‌ بازي‌ مشغول‌ مي‌شد.
هنگامي‌ كه‌ «زينب‌» به‌ سن‌ ازدواج‌ رسيد و به‌ خانه‌ي‌ شوهر رفت‌، همچنين‌ خواهر ديگرش‌ يعني‌ «رقيّه‌» به‌ خانه‌ي‌ بخت‌ رفت‌، فاطمه‌ بسيار گريه‌ كرد، مادرش‌ علت‌ آن‌ را جويا شد، و گفت‌: چه‌ چيزي‌ تو را به‌ گريه‌ انداخته‌ است‌؟!
فاطمه‌ گفت‌: خواهش‌ مي‌كنم‌ اجازه‌ ندهيد هيچ‌ كس‌ مرا از شما پدر و مادر جدا كند، من‌ طاقت‌ دوري‌ شماها را ندارم‌! خديجه‌، اين‌ مادر مهربان‌ و فداكار، تبسّمي‌ كه‌ نشان‌ مهرباني‌ و محبّت‌ بود، بر لبانش‌ نقش‌ بست‌ و گفت‌: ما هرگز تو را ترك‌ نمي‌كنيم‌ تا وقتي‌ خودت‌ بخواهي (1).
و اين‌ گونه‌ فاطمهل‌ نيز علاقه‌مند و مُحب‌ّ پدر و مادرش‌ بود، كه‌ تصوّر دوري‌ از آنان‌ برايش‌ بسيار سخت‌ مي‌نمود. اين‌ علاقه‌ و دل‌ بستگي‌ سبب‌ شده‌ بود كه‌ پيامبر(ص) هنگام‌ رفتن‌ به‌ اطراف‌ مكّه‌ او را با خود ببرد.
-------------------------------------------------------
1) همان 421.  هنوز پنج‌ سال‌ كامل‌ از عمر فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ نگذشته‌ بود، كه‌ مي‌ديد پدرش‌ خلوت‌گزيني‌ و عبادت‌ در غار حراء را بسيار دوست‌ دارد، تا اينكه‌ سرانجام‌ فرشته‌ي‌ الهي‌ با اين‌ آيات‌ او را به‌ پيامبري‌ مژده‌ داد:
﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِي خَلَقَ(1) خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ(2) اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ(3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ(4) عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ(5)﴾[علق‌ /‌ 1- 5].
«(اي‌ محمد! بخوان‌ چيزي‌ را كه‌ به‌ تو وحي‌ مي‌شود، آن‌ را بياغاز و) بخوان‌ با نام‌ پروردگارت‌ آنكه‌ (همه‌ي‌ جهان‌ را) آفريده‌ است‌. انسان‌ را از خون‌ بسته‌ آفريده‌ است‌. بخوان‌! پروردگار تو بزرگوارتر و بخشنده‌تر است‌. همان‌ خدايي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ي‌ قلم‌. انسان‌ را تعليم‌ داد، و چيزها به‌ او آموخت‌. بدو چيزهايي‌ را آموخت‌ كه‌ نمي‌دانست»‌.
پيامبر (ص) با عجله‌ و با حالتي‌ دگرگون‌ به‌ منزل‌ برمي‌گردد، همان‌ منزلي‌ كه‌ فاطمه‌ در آنجا منتظر برگشتن‌ باباي‌ مهربانش‌ است‌ تا در آغوش‌ او بپرد و سر و صورتش‌ را بوسه‌ بزند، چهره‌ي‌ پدر كاملاً متغيّر شده‌ و مطلب‌ عجيبي‌ مي‌گويد و آن‌ اينكه‌ پروردگار او را براي‌ راهنمايي‌ و نجات‌ جامعه‌ي‌ بشريّت‌ مبعوث‌ كرده‌ است‌، و او را شاهد و بشارت‌ دهنده‌ي‌ بهشت‌ و ترساننده‌ از جهنّم‌، دعوت‌ كننده‌ به‌ سوي‌ «الله» قرار داده‌ تا جايي‌ كه‌ مانند چراغي‌ نور دهنده‌ بر سر راه‌ انسان‌ها واقع‌ شده‌ است‌.
باز هم‌ فرشته‌ي‌ وحي‌ آمد، اين‌ بار در منزل‌ و در حالي‌ كه‌ خديجه‌ و فاطمهك‌ اين‌ همسر و فرزند دلسوز همچون‌ پروانه‌هايي‌ به‌ دورش‌ مي‌چرخيدند؛ 
﴿يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ(1) قُمْ فَأَنذِرْ(2) وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ(3) وَثِيَابَکَ فَطَهِّرْ(4) وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ(5) وَلَا تَمْنُن تَسْتَکْثِرُ(6) وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ(7)﴾ 	  [مدثر /‌ 7 ـ 1].
«اي‌ جامه‌ بر سر كشيده‌ (و در بستر خواب‌ آرميده‌!) برخيز و (مردمان‌ را از عذاب‌ خدا‌) بترسان‌! و تنها پروردگار خود را به‌ بزرگي‌ و كبريايي‌ بستاي‌ (و تنها او را بزرگ‌ شمار) و جامه‌ي‌ خويش‌ را پاكيزه‌دار (و خويشتن‌ را از آلودگي‌ها پاك‌ گردان‌) و از پليدي‌ و پلشتي‌ دوري‌ كن‌. بذل‌ و بخشش‌ براي‌ اين‌ مكن‌ كه‌ افزون‌طلبي‌ كني‌ (بلكه‌ براي‌ رضاي‌ خدا احسان‌ و صدقه‌ و بذل‌ و بخشش‌ كن‌) و براي‌ (خشنودي‌ و محض‌ رضاي‌) پروردگارت‌ شكيبايي‌ كن‌».
فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ نظاره‌گر اين‌ تحوّل‌ تاريخي‌ بزرگ‌ در زندگاني‌ پدرش‌ بود، همان‌ پدري‌ كه‌ صاحب‌ مسئوليّت‌ بزرگي‌ شد؛ م