فرزندش‌ كاري‌ مبارك‌ بود كه‌ به‌ سوي‌ رحمت‌ و مهرباني‌ آن‌ حضرت‌ (ص) اشاره‌ داشت‌.
اسامه‌ پسر زيد ك گويد:
«شبي‌ پيامبر (ص) از منزل‌ خارج‌ شد و چيزي‌ در بغل‌ داشت‌، گفتم‌: يارسول‌ الله! اين‌ چيست‌؟ چادر و رداء را كنار زد، ديدم‌ حسن‌ و حسين‌ را در بغل‌ دارد، فرمود: اينها فرزندان‌ من‌ و فرزندن‌ دخترم‌ هستند، پروردگارا! من‌ اين‌ دو را بسيار دوست‌ دارم‌، پس‌ (به‌ لطف‌ خويش‌) اينها (حسن‌ و حسين‌ ) را و هر آن‌ كس‌ كه‌ به‌ اينها محبّت‌ دارد، دوست‌ بدار! (7).
فضايل‌ و مناقب‌ «حسن‌» و «حسين‌» بسيار بيشتر از آن‌ است‌ كه‌ در اين‌ چند صفحه‌ ذكر شوند، به‌ ياري‌ پروردگار در آينده‌ي‌ نزديك‌ در كتاب‌ «اهل‌ بيت‌ را بيشتر بشناسيم‌» در مورد آنان‌ سخن‌ خواهيم‌ گفت‌.
فرزند سوم‌ حضرت‌ فاطمه‌ «محسن‌» نام‌ داشت‌ كه‌ بر اساس‌ تواريخ‌ صحيح‌ اسلامي‌ در همان‌ كودكي‌ فوت‌ كرده‌ است (8). بعضي‌ها نيز او را اصلاً از فرزندان‌ فاطمه‌ نمي‌دانند. گروهي‌ از اهل‌ تشيع‌ نيز او را آخرين‌ فرزند فاطمه‌ مي‌دانند كه‌ سقط‌ شده‌ است‌! البته‌ مصنفين‌ منصف‌ شيعه‌ نيز در مورد «مُحسن‌» زياد بحث‌ نمي‌كنند و مثل‌ اينكه‌ اين‌ نظريه‌ي‌ اهل‌ سنت‌ را بيشتر پسند دارند كه‌ «محسن‌» يا وجود خارجي‌ نداشته‌ و يا در همان‌ كودكي‌ فوت‌ كرده‌ است (9).
فرزند سوم‌ حضرت‌ فاطمه‌ ل، دختري‌ به‌ نام‌ «زينب‌» بود كه‌ در سال‌ پنجم‌ هجري‌ متولد شد، او پس‌ از رسيدن‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ با «عبدالله بن‌ جعفر بن‌ ابي‌طالب‌» (رض) ازدواج‌ كرد (10).
زينب(رض)در حادثه‌ي‌ تلخ‌ و غم‌انگيز «كربلا» برادر بزرگوارش‌، حضرت‌ حسين‌(رض) و يارانش‌ را همراهي‌ مي‌كرد؛ و براي‌ آنان‌ بسان‌ مادري‌ دلسوز بود، او بعد از شهادت‌ خونين‌ حضرت‌ حسين‌ (رض) و يارانش‌، در كاروان‌ كودكان‌ و خانواده‌ي‌ امام‌ حسين‌ به‌ دمشق‌ رفت‌.
وي‌ در تاريخ‌ زنان‌ اسلام‌، استقامت‌ و صلابتي‌ از خويش‌ به‌ ثبت‌ رسانده‌ است‌ كه‌ نمونه‌ي‌ آن‌ در تاريخ‌ ناياب‌ است‌.
زينب‌ كه‌ درس‌ مبارزه‌ و سخنوري‌ را از مادرش‌ (فاطمه‌ي‌ زهرا) فرا گرفته‌ بود پس‌ از واقعه‌ي‌ كربلا وظيفه‌ي‌ ابلاغ‌ پيام‌ خون‌ شهدا را بر عهده‌ گرفت‌ و با رشادتي‌ شگفت‌آور به‌ افشاگري‌ عليه‌ رژيم‌ يزيد پرداخت (11).
فرزند چهارم‌ اين‌ دو بزرگوار (علي‌ و فاطمه ك‌)، «اُم‌كلثوم‌» بود. او در سال‌ هفتم‌ هجري‌ در مدينه‌ي‌ منوّره‌ به‌ دنيا آمد و پيامبر (ص) نام‌ او را «اُم‌كلثوم‌» گذاشت‌. او در سال‌ 62 هجري‌ در مصر وفات‌ يافته‌ و همانجا مدفون‌ است(12). 
اُم‌كلثوم‌ در دوران‌ كودكي‌ با حضرت‌ عمر (رض) ازدواج‌ كرده‌ و از ايشان‌ صاحب‌ دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ «زيد» و «رقيه‌» است‌. (در مورد ازدواج‌ حضرت‌ عمر (رض) و اُم‌ كلثوم‌، در بخش‌ آخر سخن‌ خواهيم‌ گفت‌).
---------------------------------------------------------------
1) نساء مبشّرات‌ بالجنة: ص‌ 216.
2) كامل‌ ابن‌ اثير: ج‌ 20، ص‌ 141 و ديگران‌.
3) عقيقه‌: گوسفندي‌ كه‌ روز هفتم‌ تولد نوزاد، هنگام‌ تراشيدن‌ موي‌ سر او، ذبح‌ مي‌كنند و قسمتي‌ از آن‌ را بين‌ فقرا توزيع‌ نموده‌ و قسمتي‌ را به‌ عنوان‌ غذا درست‌ مي‌كنند و جلسه‌ مي‌گيرند، معمولاً در همين‌ جلسه‌ نوزاد نام‌ گذاري‌ و ختنه‌ مي‌شود.
4) شيرين‌ كردن‌ دهان‌ نوزاد در هنگام‌ نام‌ گذاري‌.
5) نساء حول‌ الرسول‌، محمد قطب‌: ص‌ 430 و نساء مبشّرات‌ بالجنة: ص‌ 216. 
6) بخاري‌، ترمذي‌ و احمد آن‌ را روايت‌ كرده‌اند.
7) ترمذي‌ آن‌ را روايت‌ كرده‌ است‌. سير اعلام‌ النبلاء: ج‌3، ص‌ 251. 
8) نساء حول‌ الرسول‌، محمد قطب‌: ص‌ 430، كامل‌ ابن‌ اثير: ج‌3، ص‌397.
9) زندگاني‌ فاطمه‌ زهرا، قاسم‌ نصيرپور: ص‌ 57.
10) نساء مبشّرات‌ بالجنة: ص‌ 217 و نساء حول‌ الرسول‌، محمد قطب‌: ص‌ 431.
11) زندگاني‌ فاطمه‌ زهرا، نصيرپور: ص‌ 58.
12) سيدتنا فاطمة‌ الزهراء، محمد عقيل‌ زاده‌: ص‌ 240.اگر خوانندگان‌ محترم‌ به‌ ياد داشته‌ باشند پيامبر (ص) در هنگام‌ عقد و خواندن‌ خطبه‌ و نيز بعد از قبول‌ آن‌ توسط‌ حضرت‌ علي‌ (رض) و همچنين‌ براي‌ بار سوم‌ در وقت‌ خداحافظي‌ از فاطمه‌ در خانه‌ي‌ علي‌ (يعني‌ سه‌ مرتبه‌ جداگانه‌) در مورد «نسل‌» فاطمه‌ و علي ك‌ دعاي‌ خصوصي‌ كردند: «جمع‌الله شملكما، وأسعد جدّكما، وبارك‌ عليكما، وأخرج‌ منكما كثيراً طيَّباً» و قطعاً صحابه‌اي‌ كه‌ آن‌ را شنيده‌اند، آمين‌ گفته‌اند و براساس‌ سخن‌ حضرت‌ انس‌ (رض) «فو الله قد أخرج‌ الله منهما الكثير الطيب‌» خداوند نسل‌ پاك‌ و كثيري‌ را به‌ اين‌ زوج‌ عنايت‌ فرمود و آن‌ نسل‌، همين‌ ساداتي‌ هستند كه‌ امروزه‌ در جاي‌ جاي‌ اين‌ كره‌ي‌ خاكي‌ پراكنده‌ شده‌اند و هر كدام‌ به‌ شكلي‌ به‌ حضرت‌ حسن‌ و حسين‌ (رضي‌الله عنهما) منتسب‌ مي‌شوند و از طريق‌ آنان‌ نيز به‌ رسول‌اكرم‌ (ص) وصل‌ خواهند شد. اما متأسفانه‌ بعضي‌ از علما و روشنفكران‌ امروزي‌، اين‌ پيوند مبارك‌ را قبول‌ نداشته‌ و آن‌ را با پيامبر (ص) بي‌ارتباط‌ مي‌دانند، به‌ همين‌ علّت‌ در اينجا رشته‌ي‌ سخن‌ را به‌ خطيب‌ سابق‌ بندرعباس‌، مرحوم‌ سيّد عبدالرحيم‌ خطيب‌ (رح) مي‌سپاريم‌ كه‌ در اين‌ باب‌ توضيحات‌ خوبي‌ را در كتاب‌ ارزشمند «صهرين‌» نگاشته‌ است‌:
فضيلت‌ دومي‌ كه‌ خداوند ـ جل‌ جلاله‌ ـ به‌ حضرت‌ علي‌ (رض) عنايت‌ فرموده‌ اين‌ است‌ كه‌ او را در كودكي‌ در خانه‌ پيامبر (ص) يعني‌ خانه‌ايي‌ كه‌ براساس‌ مشيّت‌ ازلي‌ خدا بيت‌النبوت‌ و خانه‌ خاتم‌النبيين‌ بود، سكونت‌ داد و او را تحت‌ عنايت‌ خديجه‌ همسر رسول‌الله (ص) و مستقيماً زير نظر خود رسول‌الله (ص) قرار داد تا سهم‌ وافري‌ از اخلاق‌ و سجايا و كرامت‌ انساني‌ در اين‌ خانه‌ي‌ مبارك‌ كسب‌ نمايد تا منشأ وجود و تسلسل‌ ذريّه‌ رسول‌الله (ص) بشود. 
آري‌! ذريّه‌ و نسل‌ رسول‌الله (ص) يعني‌ سادات‌ و سيدات‌ حسني‌ و حسيني‌ همه‌ از حسن‌ و حسين‌ پسران‌ طيّب‌ سيدتنا فاطمة بنت‌ رسول‌الله (ص) هستند و اين‌ دو نفر سلاله‌ طاهره‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ مي‌باشند. پس‌ اصل‌ و منشأ ذريّه‌ رسول‌ الله (ص)، علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ همسر فاطمه‌ است‌.
پس‌ درباره‌ چنين‌ شخصي‌ كه‌ رسول‌الله (ص) حُب‌ و بغض‌ او را محك‌ و علامت‌ ايمان‌ و نفاق‌ مردم‌ قرار داده‌ و به‌ وسيله‌ حُب‌ و بغض‌ او مؤمن‌ و منافق‌ از هم‌ جدا و شناخته‌ مي‌شوند، چه‌ صفتي‌ بهتر از اين‌ مي‌شود يافت‌؟
در شأن‌ شريف‌ كسي‌ كه‌ خدا ـ جل‌ و علاـ ذريّه‌ و نسل‌ بهترين‌ مخلوق‌ خدا سيدنا محمد بن‌ عبدالله خاتم‌ الانبياء را از پشت‌ او به‌ وجود آورد و تسلسل‌ داد و حفظ‌ كرد، چه‌ وصفي‌ برتر از اين‌ كرامت‌ مي‌توان‌ گفت‌؟
خيلي‌ عجيب