كان ما كان عن حب لمحمدة              و لم نرد سمعة بالبحث والجدل

(آنچه انجام شده بخاطر حب تعريف و تمجيد نيست وهمچنين هدف ما از بحث وجدل كسب سمعه وشهرت نيست).

لكنما الحق أولي أن نعظمه                     من الخداع بقول غير معتدل

(اما حق بيشتر شايستة تعظيم است از خدعه و فريبي كه باسخن نادرست انجام مي گيرد)

ولا أحب لكم اِلا الصواب كما                   أحبه وهومن خير المقاصد لي

(و فقط حق را براي شما مي پسندم هما نطوريكه براي خود مي پسندم و اين از نيكوترين اهداف من است).

فظن خيراً كظنى فيك محتملاً                ماكان أثناء نصر الحق من خطل

(گمان خير داشته باش، همانطوريكه من در مورد تو گمان خير دارم با اين احتمال كه هنگام ياري كردن حق لغزش و اشتباهي شايد صورت گيرد).

فانماغضبى للحق حيث أرى                     إعراضكم عنه تعليلاً بلا علل

(خشم من فقط براي حق است زيرا شما را مشاهده مي كنم كه از حق بادست آويز قرار دادن علتي كه درواقع علت نيست روي گرداني مي كنيد).

وقد علمتم صوابي في محاورتي                    والحمدلله رب السهل والجبل

(شما حقانيت و راستي ام را در اين تلاشم مي دانيد و حمد وسپاس از آن خداوند است كه او پروردگار كوه و صحرا است).

وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين.
------------------------------------------
[1]   «اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا بترسيد، از او بترسيد تامرگتان در حالي بيايد كه مسلمان هستيد».  

[2]  «اي مردم ! ازپروردگارتان بترسيد، پروردگاري كه شما را از يك انسان آفريد وسپس همسرش را از او آفريد و از آن دو، مردان و زنان فراوني منتشر ساخت و بترسيد، از خدايي كه همديگر را بدوسوگند مي دهيد و بترسيد از اينكه پيوند خويشاوندي را قطع كنيد، همانا خداوند مراقب شماست».

[3] فتح الباري (6497 ) و صحيح مسلم (230 ).

[4] اين كتابها عبارتنداز: آنگاه......... هدايت شدم، از آگاهان بپرسيد، باراستگويان اهل سنت واقعي.

[5] شيخ بزرگوار محمد شاذلي و بسياري از علماء تونس را پرسيديم هيچ كس وي را نشناخت.  

[6]   در مورد ثماله همه جا پرسيديم، گفتند: ثماله كيست؟ گفتم: محمد بن يزيد از آنها ست، گفتند: مجهول ترشد.(18) در صفحه 318 ميگويد: 

امام مالك بن أنس ميگويد: (مارأت عين ولا سمعت أذن ولا خطر على قلب بشر أفضل من جعفر بن محمد الصادق علماً و عبادة و ورعا). هيچ ديده اي نديده وهيچ گوشي نشنيده وبر قلب هيچ انساني خطور نكرده كه كسي افضل وبرتر از جعفر بن محمد صادق باشد چه از نظر علم وچه از نظر عبادت و پار سائي. 

ما فضليت، علم، عبادت وپارسايي امام جعفر صادق -رحمه الله ورضي الله عنه- را انكار نمي كنيم اما دروغ وافراط را در حق وي نمي پذيريم. امام مالك -رحمه الله- چنين سخني در مورد امام جعفر صادق -رحمه الله- نگفته است. اين دروغي است كه بر امام مالك -رحمه الله- بسته شده است و دروغ از تيجاني وامثال او جاي تعجب وشگفتي ندارد. ا كاش!  تيجاني به ذكرعلمايي كه امام صادق -حمه الله- را تعريف وتمجيد كرده اند، اكتفا ميكرد بدون اينكه به دروغ وفريب پناه ببرد. وانگهي سند صحيح اين سخن تا امام مالك -رحمه الله- كجاست؟ 

مصعب ميگويد: مالك از جعفر روايت نميكرد تا زمانيكه فردي ديگر از افراد بلند پايه جعفر را در روايت همراهي نميكرد سپس جعفر را بعد از او قرار مي داد[1].
-------------------------------------
[1] سخن امام مالك را در مورد امام جعفر صادق در كتاب (التهذيب) و( ميزان الاعتدال) ميتوانيد مشاهده كنيد بخش زندگينامه جعفر صادق -رحمه الله-.(19) ودر صفحه 338 مي گويد: 

به تحقيق كه اصحاب ارجمند پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- در دوران حكومتهاي مستبد، عمل به تقيه كردند مانند دوران امثال معاويه كه هر كه از نفرين ولعن علي بن ابي طالب، امتناع مي ورزيد، او را به قتل مي رساند.  

تيجاني در عبارت فوق سه ادعاء نموده است: 

يكي اينكه صحابه -رضوان الله عليهم- با حضرت معاويه به تقيه عمل مي كردند.  

دوم: اينكه معاويه فردي ستمگربوده است. 

سوم: اينكه هر كس از دشنام دادن حضرت علي خود داري ميكرد معاويه وي را به قتل مي رساند.

ادعاي اول درست نيست وتيجاني نميتواند يك مورد بعنوان مثال بياورد وبهترين دليل بر دروغ بودن آن موضع گيري احنف بن قيس، حجر بن عدي وديگران در آن زمان است.  

وادعاي دوم: اگر حضرت معاويه ظالم بود پس چگونه حضرت حسن به نفع او كناره گيري نمود وسرنوشت امت را بدست مرد ستمگري سپرد تا آنها را به بدترين وجه شكنجه نمايد. در نتيجه فرجام اين كار به حسن بن علي -رضي الله عنهما- برميگردد و حضرت حسين چگونه با فردي ستمگر بيعت كرد. وصحيح اينست كه او فردي ستمگر نبود بلكه از بهترين زمامداران در دوران زمامداريش و از بهترين پادشاهان در دوران پادشاهي اش بود ـ خداوند او را رحمت كند-. با اين همه، او معصوم نبود.  

ادعاي سوم، دروغ محض است، تيجاني، بلكه هيچ شيعه اي در روي زمين از پيروان وتصديق كنندگان وي نميتوانند براي اين دروغ يك نمونه ذكر كنند. (20) ودر صفحه 350 ميگويد: 

ابن عباس ميگويد: پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- متعه كرد. عروه بن الزبير گفت: ابوبكر وعمر متعه را تحريم كرده اند. ابن عباس (با ناراحتي) گفت: اين مردك چه مي گويد (مايقول عريه)؟ شخصي گفت: مي گويد كه ابو بكر وعمر از متعه نهي كردند. ابن عباس گفت: مي بينم كه اينها هلاك مي شوند، من مي گويم، پيامبر گفت، وآنها مي گويند عمر و ابوبكر گفتند! 

تيجاني اين اثر را نقل ميكند واستدلال ميكند كه موضوع ازدواج متعه است واين فريبكاري ودروغگويي تيجاني را مي رساند زيرا سخن حضرت ابن عباس -رضي الله عنهما- و عروه در باره متعه حج است نه متعه زنان. وشيعه هم به اين مطلب اعتراف مي كنند زيرا آنها معتقدند كه حضرت ابوبكر از متعه زنان جلوگيري نكرد بلكه حضرت عمر-رضي الله عنه- بود كه جلو گيري كرد. 

وصحيح اينست كه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- از متعه زنان جلوگيري كرد چنانچه در صحيح بخاري ومسلم آمده است  كه حضرت علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- فرمودند: رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- روز خيبر از گوشت الاغ هاي اهلي ومتعه زنان نهي كرد[1].

وشيعه نيز اين حديث را از حضرت علي -رضي الله عنه- در كتابهايشان روايت كرده اند[2].
---------------------------------
[1] فتح الباري ـ كتاب  المغازي ـ باب عزوه خيبر ـ شماره (4216) وصحيح مسلم ـ كتاب النكاح شماره (29).
[2] وسائل الشيعه (21/12) ـ التهذيب (7/251) ـ الاستبصار (3/124).(21) در صفحه (356) مي گويد: 

وآنچه به شيعه نسبت داده مي شود در مورد تحريف قرآن، چيزي جز تهمت وشايعه پراكني ودروغ نيست چرا كه اثري از اين عقيده نزد شيعيان وجود ندارد. 

ودر صفحه 357 ميگويد: ودانستم كه اين هم يكي از تهمت ها وافتراها عليه شيعيان است كه مردم را به آنان بدبين كنند. 

برادرخواننده! ملاحظه ميكنيد تيجاني وامثال او، همه كساني كه مدعي اند كه نسبت دادن اعتقاد تحريف قرآن به شيعه تهمت وشايعه پراكني است، چقدر پررو هستند. البته اگر تيجاني صداقت داشت، چنين ميگفت: بله، بسياري از علماي شيعه معتقدند كه قرآن تحريف شده است وكساني هستند مثل