 دانستيد، بسيار گريه مي کرديد و کم مي خنديديد».
___
(1) - «صحيح بخاري به شرح عسقلاني»، جلد 11، ص 517.
(2) - «المغني»، ج 8، ص 679.
(3) - «صحيح بخاري به شرح عسقلاني»، ج 11، ص 519.
اگر سوگند خوردن مکروه بود پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بيشتر از هر کسِ ديگري از آن دوري مي کرد، بلکه سوگند به خدا تعظيم و بزرگداشتِ او است و در آن براي حالف، اجر و پاداشِ نيک مي باشد. و امّا معناي اين آيه ي شريفه که مي فرمايد :
(َولَاتَجْعَلُوا اللهَ عُرْضَهً لِأيْمَانِکُمْ(.
«و خدا را آماجِ سوگندهاي خود نکنيد».
اين است که سوگندهايتان به خدا را، سدّ راهتان در نيکوکاري و تقوا و اصلاحِ بينِ مردم نگردانيد، به اين صورت که، کسي به خدا سوگند بخورد که فلان عملِ خير يا تقوا يا نيکي را انجام ندهد سپس به دليلِ اين سوگند از کارِ نيکي که بر انجام ندادنِ آن سوگند خورده امتناع ورزد تا آن را نشکند. پس آيه ي فوق از اين کار نهي کرده است (1) .
افراط در سوگند خوردن مکروه است نه خودِ سوگند :
پس خودِ سوگند خوردن با توجّه به دلايلي که ذکر کرديم مشروع و جايز است و مکروه نمي باشد بلکه امرِ مکروه، به دليلِ اين آيه ي کريمه که مي فرمايد :
(وَلَاتُطِعْ کُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ( (قلم : 10).
«از فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد پيروي مکن».
افراط و زياده روي در سوگند خوردن است زيرا که در اين آيه ذمّ و ملامتي براي کسي که زياد سوگند مي خورد آمده است که کراهيّتِ آن را مي رساند.
نوعِ پنجم : نذرِ مباح 
اين نوع نذر، در حالتي است که شخص نذر مي کند که مثلاً لباس معيّني بپوشد يا بر مرکبي سوار گردد. در اين نوع نذر، نذرکننده بينِ عمل به نذر و در نتيجه وفاي به آن و بينِ ترکِ آن و پرداختنِ کفّاره، مختار است و اين مذهب و نظرِ حنبليان مي باشد.
امام مالک و امام شافعي گفته اند که نذرِ مباح، منعقد نمي گردد به دليلِ اين گفته ي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) که فرمود :
«لَانَذرَ إِلَّا فِيمَا ابْتُغيَ بِهِ وَجْهُ اللهِ».
«هيچ نذري (درست) نيست مگر آن که مقصود و هدفِ آن (رضايتِ) خدا باشد».
و نيز به دليلِ اين حديثِ ابواسرائيل که آن را ذکر کرديم که در آن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به او امر نفرمود که به خاطرِ آن قسمت از نذرش که انجام نداد کفّاره بپردازد. در حديث بخاري در موردِ مردي که نذر کرده بود که پياده حج کند آمده است که پيامبر فرمود :
«إِنَّ اللهَ لَغنيٌ عَنْ تَعذيبِ هَذَا نَفْسَهُ مُرُوهُ فَلْيرکَبْ».
« خداوند از عذاب دادنِ اين مرد به خودش بي نياز است؛ به او دستور دهيد که بر مرکب سوار شود».
و او را به دادنِ کفّاره امر نفرمود.
حنبليان هم براي دفاع از نظرشان به حديثِ عقبه ابن عامر استدلال کرده اند که در آن آمده است که خواهرش نذر کرد تا پياده به خانه ي خدا سفر کند پس عقبه در اين مورد از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سؤال نمود و ايشان در جواب فرمودند :
«مُرُوهَا فَلْترکَبْ وَلْتکفِّرْ عَنْ يَمينهَا» 
«به او دستور دهيد که بر مرکب سوار شود و براي سوگندش کفّاره بپردازد».
(1) - اين حديث در سننِ ابوداود آمده است و لفظِ آن، چنانکه در ج 9، ص 128-129 از ابن عبّاس آمده است چنين است : «مردي نزدِ پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آمد و گفت : «اي رسول خدا خواهرم نذر کرده که پياده حج کند». پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود :
«إنَّ اللهَ لَايَصنعُ بِشقَاءِ أُخْتِکَ شَيْئاً فَلْتحِجَّ رَاکبةً وَلْتَکفِّرْ عَنْ يَمِينهَا».
«خداوند به مشقّت و سختيِ خواهرِ تو هيچ کاري ندارد، او بايد سوار بر مرکب، حج کند و براي سوگندش کفْاره بدهد».نوعِ ششم : نذر مکروه (2)
هرگاه شخص بر انجامِ عملِ مکروهي مانندِ طلاقِ زنش نذر کرد، به دليلِ حديثِ زير، نذرش از نوعِ نذرِ مکروه است :
«اُبْغضُ الْحَلَالِ عنداللهِ الطَّلاقُ».
«ناپسندترين چيزِ حلال نزدِ خداوند، طلاق است».
در اين حالت مستحب است که به نذرش عمل نکند و براي آن، کفّاره بدهد.
نوعِ هفتم : نذرِ واجب 
نذرِ يک عملِ واجب مانند نمازهاي واجب يا روزه ي ماهِ رمضان به نظرِ حنفيان و حنبليان منعقد نمي گردد و اين، قولِ علماي شافعي مذهب نيز مي باشد زيرا نذر، التزام است و التزام به چيزي که بدون نذر، لازم است درست نيست. ابن قدامه اي حنبلي گفته است : ممکن است که اين نوع نذر نيز منعقد شود و اگر شخص به آن عمل ننمايد کفّاره ي سوگند بر او واجب گردد همان گونه که اگر بر انجامِ عملي که بر او واجب است سوگند بخورد، زيرا نذر، همانندِ سوگند است و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نيز آن را سوگند گفته است.
نوعِ هشتم : نذرِ عبادتي که نذر کننده تواناييِ انجام آن را ندارد
کسي که عبادتي را که توانايي آن را ندارد يا اين که در زمانِ نذر، تواناييِ آن را دارد ولي [بعداً به هنگامِ عمل به آن] بر انجام آن ناتوان مي گردد، کفّاره ي سوگند بر او واجب مي گردد و اين، نظرِ حنبليان مي باشد به دليل آنچه که عقبه بن عامر نقل کرده است که گفت : «خواهرم نذر کرده که پياده به خانه ي خدا برود پس از من خواست که در اين مورد، برايش از رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) سؤال کنم؛ ايشان در جواب فرمودند :
«لتمش و لترکب» 
«بايد برود و بر مرکب سوار شود».
و در روايتِ ابوداود و بيهقي در ادامه ي آن اين جمله هم آمده : «ولتفکر عن يمينها» (و بايد براي سوگندش کفّاره بپردازد» و در روايتي ديگر آمده است که فرمود : «ولتصم ثلاثه ايام» (3) (و بايد سه روز، روزه بگيرد).
ابن عبّاس گفته است : «کسي که نذري بنمايد ولي در آن، نذر را معيّن نکند و کسي که بر گناهي نذر کند و نيز کسي که چيزي را نذر کند که نمي تواند انجام دهد کفّاره ي همه ي آنها کفّاره ي سوگند است» ولي به نظرِ ظاهريِّه کسي که نذري انجام دهد که نمي تواند به آن عمل نمايد، عمل به نذرش براي او لازم نيست [يعني کفّاره نمي خواهد].

نوعِ نهم : نذر کردنِ عبادتي همراه با غيرِ عبادت
هرکس عبادتي را همراهِ عملي که عبادت نيست نذر کند آن گونه که هر دو را هم زمان در نذرش بياورد بايد فقط آن عمل را که عبادت مي باشد انجام دهد همان طور که در حديثِ ابواسرائيل آمد که پيامبر (صلي الله عليه و سلم) او را به تمام کردنِ روزه و ترکِ اعمالِ غير آن يعني سخن نگفتن و در زيرِ آفتاب ايستادن، امر فرمود زيرا اين اعمال، جزوِ عبادات نبودند و با نذرش، عمل به آنها بر او لازم نگشته بود (1) .
زن در موردِ نذر و احکامِ آن همانندِ مرد است
آنچه که از نذر و احکام آن بيان کرديم همچان که مربوط به مرد مي شود مربوط به زن هم مي گردد زيرا اساس در احکامِ شرعي، جاري شدنِ آن، هم بر زن ها و هم بر مردها مي باشد مگر اين که استثنايي در نظر گرفته شده باشد و در نذر و احکامِ آن، استثنايي که مخصوص زن و يا مرد باشد وجود ندارد. امام ابن حزم (رح) به شمول احکام نذر بر زن و مرد تصريح کرده و گفته است (2) : «و نذرِ مرد و زنِ باکره يا زني که داراي شوهر باشد يا نه و برده و آزاده در تمام آنچه که بيان نموديم برابر است زيرا دستورِ خداوندِ متعال و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در موردِ نذ