بيت در واقع، قائم مقام ذكر سنت نبوي است.
روايات موطاي امام مالك و مستدرك حاكم نيز، اين مطلب را تأييد مي كنند.
در موطاي امام مالك (رح) چنين آمده است:
 عن مالك انه بلغه ان رسول الله ص قال تركت فيكم امرين لن تضلوا ما تمسكتم بهما كتاب الله و سنة نبيه.
يعني: به امام مالك، اين روايت رسيده است كه رسول الله ص فرمودند: من در ميان شما دو چيز مي گذارم تا زماني كه به آن چنگ خواهيد زد هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب الله و سنت پيغمبرش.(3)
در مستدرك حاكم، روايتي از حضرت ابوهريره رض است كه رسول الله ص در حالي كه در حجه الوداع خطبه ايراد مي كردند فرمودند:
«اني قد تركت فيكم شيئين لن تضلوا بعد هما، كتاب الله و سنتي، و لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض.»
 همانا من در ميان شما دو چيز گذاشته ام كه با وجود آن دو، هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب الله و سنت من، و آن دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا اينكه در حوض كوثر نزد من بيايند.(4) 
بسياري از آيات و احاديث كه در آنها نام كتاب و سنت، با هم ذكر شده اند و اين دو روايت كه همينك نقل كرديم را نمي توان ناديده گرفت. پس بايد پذيرفته شود كه ذكر اهل بيت در حديث ثقلين، قائم مقام سنت نبوي است. مراد بودن سنت نبوي از اهل بيت در اينجا، چنان است كه در حديثي ديگر، حضرت رسول اكرم ص، صريحاً حكم داده است كه به سنت خلفاي راشدين رض چنگ زنيد.‌‌
«عليكم بسنتي و سنت الخلفاء الراشدين المهديين من بعدي تمسكوا بها و عضوا عليها بالنواجذ.»
يعني: بر شماست كه به سنت من و سنت خلفاي راشدين هدايت يافتگان پس از من عمل كنيد. بر آن چنگ زنيد و با دندان محكم بگيريد.(5) 
گويا مقصود اصلي، سنت رسول الله ص است و آشنايي و شناخت سنت رسول الله ص، از طريق آشنايي با سنت خلفاي راشدين و اهل بيت ميسِر مي گردد و عمل بر سنت اينان، عمل بر سنت آن حضرت ص محسوب مي شود. چرا كه خلفاي راشدين و اهل بيت از جمع صحابه كرام رض، به خاطر دارا بودن امتيازات نماياني، ملاك و معياري براي عمل بر سنت آن حضرت ص مي باشند.
به هر حال؛ حضرت رسول اكرم ص در اين بخش از خطبه خود (حديث ثقلين)، امت را به چنگ زدن به قرآن، تعظيم و بزرگداشت اهل بيت و پيروي از اسوه حسنه آنان رهنمود كردند و فضائل اهل بيت را برشمردند.
ترجمه حديث ثقلين و آنچه ما در تشريح مفهوم آن گفتيم بسيار واضح است. هر خواننده منصف بدون جانبداري (از فرقه اي)، با خواندن آن به همين نتيجه خواهد رسيد، اما شيعه معتقد است از حديث ثقلين، مسئله امامت و خلافت اهل بيت به ثبوت مي رسد. طبق نظريه شيعه، چيزي كه از خطبه حضرت رسول اكرم ص به اثبات مي رسد اين است كه حق امامت و خلافت، تنها و تنها از آن اهل بيت مي باشد.
در حالي كه اين مفهوم و برداشت نه در حديث بيان شده و نه مي توان از الفاظ حديث، آن را به اثبات رسانيد. هر شخصي مي بيند كه در الفاظ حديث نه ذكري از ائمه به ميان آمده و نه از امام و نه از خلافت و امامت. اگر حضرت رسول الله ص واقعاً مي خواستند اعلام كنند كه خلافت و امامت، فقط و فقط در انحصار اهل بيت است هيچ نيرويي نمي توانست ايشان را از اين كار باز دارد. ولي هدف ايشان نه اعلام اين مطلب بود و نه بيان آن. ايشان ص بطور واضح مي خواستند امت را به محبت و اكرام اهل بيت متوجه گردانند و همين مطلب را در خطبه خويش اظهار داشتند و در حالي كه مردم را از خدا مي ترسانيدند آنان را به محبت با اهل بيت برانگيختند. بنابر همين، امت اسلامي محبت با اهل بيت را جزئي از ايمان و وسيله نجات خود مي دانند.
آنچه ما عرض كرديم براي خواننده عدالت جو كافيست؛ اما بطور ضمني در اينجا با اشاره به چند نكته مناسب معلوم، مي شود كه ان شاء الله فايده هايي نيز در برخواهد داشت.
1-	اوّلين نكته اي كه از حديث ثقلين معلوم شد اين است كه تنها كتاب براي ارشاد و رهنمود انسان كافي نيست. همراه كتاب، انساني نيز بايد باشد تا امر هدايت حاصل گردد. بالاتر از قرآن مجيد، چه چيزي مي تواند سرچشمه نور و هدايت، واقع شود؟ اما همراه همين قرآن مجيد كه دولت تلاوت و سرمايه كتاب و حكمت از آن نصيب آدمي مي گردد وجود انسانهاي متقي و به حد تكامل رسيده از لحاظ ظاهر و باطن، حتمي مي باشد تا بتواند به هدف بزرگ – تزكيه – نائل آيند.(6)  به گفته ديگر، براي گام نهادن در مسير هدايت لازم است همراه كتاب الله، رجال الله نيز باشند. اوّلين كسي كه كار مهم تزكيه را به انجام رسانيد رسول اكرم ص بودند. ايشان از صحابه كرام (به شمول اهل بيت) چنان جماعتي تربيت كردند كه آنان ديني را كه رسول اكرم ص آورده بودند به ظاهر و باطن خويش جذب نمودند. آنان با استفاده از تعليم و تزكيه ايشان ، درون و برون خود را تابناك كردند. سپس پس از رحلت حضرت رسول اكرم ص براي نوراني ساختن دنيا بپا خاستند. در نتيجه كوششهاي بي دريغ آنان، سر تا سر دنيا از انوار دين، روشن گشت.
البته پس از رحلت حضرت رسول اكرم ص، صحابه كرام و اهل بيت (هر يك با استقامت تمام بر كل دين در زندگاني خويش) در راه نشر و ترويج دين و فرهنگ اسلامي در ابعاد و شعبه هاي مختلف، مشغول به كار شدند. يكي جهاد را برگزيد، يكي راه تبليغ را، يكي روايت حديث را مي پسنديد، ديگري تفقه را، يكي به امور خلافت اشتغال داشت و ديگري به امر تزكيه قلب، يكي ظاهر امت را درست مي كرد و ديگري باطن امت را. اهل بيت (7)، چونكه عموماً از خلافت فاصله داشتند يا در اين ميدان، كار گرفتن از ايشان مقدور نبود (كه مبادا نبوت تبديل به سلطنت وراثتي شود) بيشتر به تفقه في الدين، حكمت رباني و تزكيه نفس پرداختند. در ميداني كه بدون ترديد، آنان از امتيازات و ويژگي هاي بخصوصي برخوردار بودند.(8)  (رضي الله عنهم و عن جميع الصحابه و جزاهم الله عن الأمتّه خير الجزا)
2- نكته دومي كه از حديث ثقلين، ثابت مي شود اين است كه پس از ارتحال حضرت رسول اكرم ص براي ارشاد و هدايت، چنانكه چنگ زدن به كتاب الله ضروري است محبت با اهل بيت، تكريم و بزرگداشت آنان نيز جهت هدايت يافتن، لازم مي باشد. در اين حديث، اگر چه ذكري از سنت به ميان نيامده ولي سنت، چيزي جدا از كتاب الله نيست. چرا كه از يك طرف اگر سنت، تفسير اجمالي كتاب الله و عبارت از تنفيذ و اجراي كتاب الله در زندگاني باشد از طرف ديگر، قرآن كريم مملو از[أَطِيعُوا اللهَ وَالرَّسُولَ] مي باشد. به همين دليل، احتياجي به اثبات سنت وجود ندارد. براي اينكه اهميت و حجيت سنت، از خود كتاب الله به ثبوت مي رسد. بسياري از آيات قرآن كريم و احاديث، بطوريكه قبلا عرض شد بيانگر همين مطلب هستند. البته به چند وجه، حضرت رسول اكرم ص در اين محل، محبت و تكريم با اهل بيت را بطور خاص واضح فرمودند كه اينك به ذكر آن وجوه مي پردازيم:
الف) درباره محبت با اهل بيت و اكرام آنان، نص صحيح و واضحي در قرآن مجيد نازل نشده است. (9)
به همين دليل، حضرت رسول اكرم ص مطابق با مقتضاي حال، مردم را به محبت با اهل بيت و تكريم آنان متوجه نموده فرمودند: «اذكركم الله في اهل بيتي» درباره اهل بيتم شما را توصيه مي كنم كه خدا را در ن